شهادت : 6 / 10 / 1353 ش .
آذربايجان چونان تاجى است بر سر ايران كه از گذشته هاى دور هميشه سرافراز و
سربلند به مفاخرش بوده است . آذر شهر اين سرسبز ديار تاريخى - در ساحل زيبا و با
صفاى درياچه اروميه با مهربان مردمان صميم كه جملگى عاشق اهل بيت عصمت و طهارت
عليهم السلام هستند آرميده است . شهر عالمان فرزانه اى چون شيخ حسن و شيخ عبدالله
ما مقانى (صاحب تنقيح المقال ) آيه الله حاج مقدس آقا و شهيد محراب آيه الله سيد
اسدالله مدنى و شهيد نستوه آيه الله شيخ حسين غفارى است .
نام قديمى اين ديار پرطروات و با نشاط و انقلابى دهخوارقان بوده و تاريخى ترين
شهرهاى آذربايجان شرقى است .
اين شهر مملو از زيبايى ها و مناظر طبيعى و پيشينه قوى فرهنگى است حضور دهها
تن از علماى برجسته در طول دو قرن اخير گوياى اين مدعاست كه آذر شهر ديار عالم
پرور و عشاق اهل بيت عليهم السلام و مهد عارفان و آزادگان آزادى خواهان بوده از
جمله عارفان و عالمان فرزانه اين منطقه به عنوان نمونه عبارتند از:
ملا يوسف دهخوار قانى - شيخ رضا دهخوارقانى - شمس العلماء دهخوارقانى - آيه
الله شيخ على توتونچيان - شيخ ابوالقاسم دهخوارقانى - آيه الله سيد جلال الدين
دهخوارقانى - شيخ محمد حسن منطقى - آيه الله عظيمى و...
مساجد قديمى همچون مسجد محراب كوى قاضى - مسجد چهار سو مسجد عبدالله شهيد -
مسجد حاج كاظم - مسجد بازار (امام خمينى ) و مسجد قديمى قدمگاه و دهها مسجد ديگر
از عمق باورها و اعتقادات مردم اين شهر به اسلام و قران حكايت مى كند.
تابستان سال 1335 ق .
برابر 1293 ش .
نوزادى در خانه محقر حاج عباس در آذر شهر ديده بجهان كشود.
پدر نوزداد بخاطر ارادت قلبى كه به حضرت امام حسين عليه السلام داشت نام او را
حسين نهاد.
حسين در فضاى كاملا معنوى و با تربيت مادى مهربان و عاشق ولايت و دوستدار حضرت
زهرا عليها السلام رشد كرد و سايه پدرى مومن و متقى بر سرش بود. پدر و مادر حسين
آينده هاى روشن و سرافرازانه اى را در پيشانى فرزندشان مشاهده مى كردند.
ما در نهايت سعى و كوشش خود را براى تربيت اسلامى فرزند مبذول مى داشت و از هر
آنچه كه در توان داشت در رشد و تعالى حسين مظايقه نمى كرد و همين تربيت سالم و
شير پاك بود كه از اين فرزند، فرزانه اى مجاهد پرورش داد. كه آن همه شجاعت و
شهامت و سرافرازى را از خود نشان داد.
تاريخ يكصد ساله اخير آذر شهر در خود رمز و رازها دارد. در ميان اين همه رمز
و رازها شخصيت هاى بزرگوارى را مى توان يافت كه هر يك بنوبه خود تاريخ ساز و حركت
آفرين بوده اند. نياكان شهيد والامقام آيه الله غفارى نيز از اين تبار بودند.
استعمارگران و سردمداران تجاوزگر، واهمه و هراس عجيبى از اين انسانهاى اسوه و
مقاوم داشتند و بسيارى از مواق آنان را ناجوانمردانيه به شهادت مى رساندند).
شهيد غفارى فرزند حاج عباس و از نوادگان حاج ملا محسن است . حاج ملامحسن از
شخصيت هاى برجسته منطقه و روحانى عاليمقام و نجف رفته اى بود كه در مبارزه با
استعمارگران ، سر مباركش توسط روسها از بدن جدا شد و شهيد گرديد.
هفت نفر از اجداد مادرى شيخ حسين غفارى در مبارزه با اجانب و بيگانگان به
شهادت رسيده و مسجد حسنلوى آذر شهر مدفن مضجع آنها و زيارتگاه اهل دل است .
حاج ملا احمد امين العلما از ديگر نياكان شهيد غفارى است .
حسين 5/1 سال بيشتر نداشت كه پدرش حاج عباس را از دست داد و سرپرستى اش را
برادرش حاج حسن آقا عباسپور بعهده گرفت .
حاج حسن آقا سرپرست شهيد غفارى نقل كرده است : كه روزى در آذر شهر به اتفاق
آيه الله حاج ملا احمد امين العلما از باغ ره منزل بر مى گشتيم وقتى جلو مسجد
ملحه قاضى رسيديم مشاهده كرديم شيخ حسين - كه چند سال بيش نداشت - در ايوان
مسجد رو به قبله ايستاد، دست به دعا برداشته در حالى كه گريه و زارى مى كرد با
خداى خود راز و نياز داشت .
مرحوم حاج ملا احمد امين العلماء تا اين صحنه را ديد گفت : اوضاع عجيبى است ; در
نجف اشرف همين صحنه را در خواب ديدم او در زندان پادشاه شهيد خواهد شد.
شهيد آيه الله شيخ حسين غفارى از شش سالگى تحصيل را آغاز نمود. مقدمات دروس
را در زادگاهش آذر شهر در محضر حجه الاسلام و المسلمين ميرزا محمد حسن منطقى
دهخوارقانى فرا گرفت آن گاه وارد حوزه علميه تبريز شد و در اين حوزه از جلسه
درس بزرگان ، كسب دانش نمود و تلاش و كوشش فراوان براى فراگيرى علوم دينى از خود
نشان مى داد، و بعضى مواقع شبها تا صبح مطالعه مى كرد. او در حوزه علميه تبريز
برجستگى خاصى از خود نشان داد تا آنجا كه زبانزد همدرسان و هم بحث هايش شده بود.
و اساتيد وى نيز از تلاش و فعاليت او اظهار رضايت مى كردند.
شهيد غفارى آن گاه مصمم شد تحصيلات خود را در كنار بارگاه فاطمه معصومه عليهما
السلام كريمه اهل بيت عصمت و طهارت ادامه دهند.
لذا براى بهره گيرى از جلسات درسى اساتيد بزرگوار قم از تبريز به قم مشرف شد و
در اين حوزه فقه و اصول و مراحل عالى را از محضر بزرگان فرزانه اى چون آيات عظام
فيض قمى بروجردى و خوانسارى فرا گرفت .
شهيد غفارى در طول حيات طيبه خود از استادان فرزانه اى بهره گرفت كه با ذكر
نام تنى چند از آنان اين اوراق را متبرك مى نماييم .
1 - امام خمينى (ره )
2 - آيه الله آقا سيد محمد حجت كوه كمره اى (ره )
3 - آيه الله العظمى سيد شهاب الدين نجفى مرعشى (ره )
4 - علامه طباطبائى صاحب تفسير الميزان (ره )
5 - آيه الله آقا سيد احمد خوانسارى (ره )
6 - آيه الله آقا سيد محسن مير غفارى آذر شهرى
7 - آيه الله حاج ميرزا على مقدس (مشهور به حاج مقدس آقا)
8 - آيه الله حاج شيخ على پيشنماز دهخوارقانى مشهور به (توتونچيان )
9 - آيه الله آميرزا محمد حسن منطقى دهخوارقانى و دهها استاد فرزانه ديگر.
آيه الله مجاهد شيخ حسين غفارى بعد از علمى نيز داراى ويژگى هايى بود. آن
بزرگوار از همان اوايل طلبگى با جديت تمام در حوزه هاى درسى اساتيد حاضر مى شد و
با تلاش و مطالعه مضاعف يافته هاى خود را به ساير دوستان و همدرسانش انتقال مى داد.
آيه الله زاده سيد على مير غفارى در اين باره مى فرمايند:
ايشان (شهيد غفارى ) در جلسات درسى فقه و اصول حضرت والدم مرحوم آيه الله سيد
محسن ميرغفارى شركت مى كردند و با آمادگى قبلى در درس حضوى مى يافتند و خيلى
وقت ها از استاد جلو بودند.
شهيد غفارى رسائل و مكاسب را نزد پدرم فرا گرفتند.
در محضر اساتيد بزرگوارى چون اما راحل و حضرت آيه الله العظمى نجفى مرعشى (ره )
و ساير اساتيد عظيم القدر; بيانگر مقام عالى آن شهيد فرزانه است .
مقام علمى ايشان عاملى بود تا استاد گرانقد حضرت آيه الله حاج ميرزا على مقدس
تبريزى - كه از فقهاى بزرگوار و نامدار آذربايجان بود - صبيه خود را به عقد اين
شخصيت بزرگوار در بياورد.
و لذا به سال 1351 ق . شهيد غفارى به صبيه معظم له ازدواج و ثمره وصلت دو پسر
و يك دختر شد كه فرزند ارشد ايشان حضرت حجه الاسلام و المسلمين آقاى هادى غفارى
از مفاخر انقلابيون كشورمان است .
آيه الله غفارى از اول طلبگى همزمان با تحصيل علوم دينى كار تدريس را نيز
انجام مى داد در سالهاى 1324 و 1323 ش . مكتب زنبيه آذر شهر شاهد تجمع عاشقان علم
و دين بود كه در اطراف شمع وجود استاد شهيد غفارى گرد مى آمدند.
در اين مكتب كه علاقمندان و دانش پژوهان دينى حضور مى يافتند محفلى بسيار صميم
و گرم بود در جلسات درس شهيد غفارى ابواب الجنان و جامع عباسى و ديگر كتب فقهى
و اخلاقى و قرآن نيز تدريس مى شد آيه الله غفارى جزوه اى را تهيه كرده كه مخصوص
بحث هاى قرآنى بود و قريب به 30 نفر در اين درس شركت مى نمودند.
آيه الله غفارى پس از مدتى محل تدريس خود را تغيير داد در مدرس بالاى مسجد
حاج كاظم آذر شهر قريب به سه ماه جلسات درس و بحث داشتند و آن گاه به قم عزيمت
نمودند.
جلسات شهيد غفارى در قم و تهران در مساجد الهادى و خاتم الاوصياء ادامه داشت و
اشخاص فرزانه اى از شمع وجود آيه الله غفارى بهره ها مى بردند.
در مسجد الهادى تهران دانش جويان و طلاب بسيارى به طور مرتب و منظم در جلسات
بحث گردهم مى آمدند و از بحث هاى شيوا و صحبت هاى صريح و انقلابى شهيد غفارى
استفاده مى كردند.
1 - آيه الله العظمى سيد احمد خوانسارى
2 - آيه الله ربانى شيرازى
3 - آيه الله سيد محمود طالقانى
4 - شهيد محراب آيه الله قاضى طباطبائى
5 - شهيد محراب آيه الله سيد اسدالله مدنى
6 - آيه الله سيد محمد صادق لواسانى
7 - شهيد آيه الله قدوسى
8 - شهيد آيه الله مرتضى مطهرى
9 - آيه الله آخوند ملا على معصومى همدانى .
آيه الله غفارى چون نياكان شهيدش با هر نوع استبداد مبارزه مى كرد. زبان حق
گوى او در اوج خفقان رژيم شاهى رسواگر و افشاگر باطل بود.
وى زمانى به مبارزات خود شدت بخشيد و بر رژيم خودكامه و مستبد و خونخوار شاه
حمله برد كه روشنفكران خود فروخته و كمونيست هاى ملحد از رژيم منحوس شاه تجليل
مى كردند.
اين مجاهد نستوه بى اعتنا به ياوه سرايى هاى گروهكهاى چپ و راست ابوذر گنه به
شاه ظالم مى تاخت .
همزمان با قيام تاريخى حضرت امام خمينى (ره ) در سال 1342 ش . آيه الله غفارى
پشت سر امام از آرمانهاى والاى او پشتيبانى نمود و دوران رنج و محنت و زندان و
حبس را سپرى نمود.
در طول تحصيل در قم نيز هر گاه فرصتى مى يافت به روستاها و شهرهاى اطراف مى رفت
و به مبارزات پيگير با استبداد همچنين به اشاعه فرهنگ غنى اسلام مى پرداخت و
اذهان پاك روستائيان را از غبار نيرنگ هاى رژيم مستبد شاه مى دود.
آيه الله غفارى رژيم شاه را غاصب مى دانست و اعتقاد داشت رژيم پهلوى با كودتا
بر سر كار آمده و باطل است لذا با اصل رژيم مخالفت مى كرد. آن بزرگوار پس از
مهاجرت به تهران در سال 1339 ش . رسما در جريان كار با مبارزات سياسى كشور قرار
گرفت . البته آن زمان طبيعى بود كه مبارزه با رژيم مستبد محمد رضا خانى روحيه اى
خاص را طلب مى كرد و آيه الله مجاهد غفارى اين روحيه والاى مبارزه با استبداد
راداشت و از هر لحظه و هر زمان مكانى نهايت بهره بردارى را مى كرد و عليه رژيم
ستم شاهى سخن مى گفت عوامل استبداد نيز از او ترس و واهمه اى فوق العاده داشتند.
تمام دوران زندگى آيه الله غفار مقارن با حكومت پهلوى و همراه با رنج و محنت
بود مشاهده اوضاع نابسامان ، مخالفت رژيم با روحانيت اصيل ، محدود كردن مبارزان
مسلمان ، ترغيب و تشويق مردم به بى دينى كشف حجاب ، آزادى عمل فرقه ضاله بهائيت ،
و ريشه هاى افكار انحرافى همه و همه موجب مى شد كه او لب به اعتراض گشايد و در هر
موقعيتى افشاگرى نمايد و چه رنجها و دردها كه در اين راه متحمل نشد.
آيه الله غفارى خودش بارها دستگير و زندانى شد اما دستگيرى و حبس فرزندانش ،
همسرش و برادرش رنج و درد او را مضاعف بلكه چند برابر مى كرد. لكن همانند مولاى
خودش حضرت امام موسى كاظم عليه السلام چون كوه استوار و با صلابت ايستادگى مى كرد و
آنچه كه عوامل طاغوت و ساواك را آزار مى داد روحيه مقاوم و استوار ايشان بود. به
طور كلى حبس هاى شهيد غفارى از سال 1340 آغاز و تا دين ماه 1353 ش .
ادامه داشت 13 سال آخر عمر شريفش سراسر مبارزه و جانفشانى در راه آرمانهاى
مقدس امام خمينى بود. در سال 1341 سخنرانى هايش عموما به افشاگرى مواضع غير
اسلامى رژيم اختصاص داشت . و چندين بار مستقيما با دستگاه رژيم پهلوى درگير شد.
در شب 15 خرداد سال 1342 ش . ماءمورين شاه به خانه اش هجوم آوردند و بالباس
منزل او را به كميته شهربانى بردند. در طول مدت بازداشت و در بازجويى ها اراده
قاطع و شجاعت بى نظير آيه الله غفارى تمامى ماموران را حيرت واداشته بود. چرا
كه باز داشت ها بازجويى ها و حبس ها و شكنجه هاى بى رحمانه تنها كوچكترين اثر منفى
در روح بزرگ و مقام او نداشت بلكه پس از هر بار زندانى شدنى با روحيه قوى تر و
شجاعتى بيشتر به مبارزه ادامه مى داد موقعى كه زجر و شكنجه به سختى آزارش مى داد
نام مبارك امام موسى بن جعفر عليه السلام را بر زبان مى راند.
و ديگر زندانيان را به استقامت و پايدارى و صبر دعوت مى كرد.
حجه الاسلام هادى غفارى در مصاحبه اش با روزنامه اطلاعات در 7 دى سال 1361 گفت :
پس از جريان دستگرى پدرم آيه الله غفارى نوشته اى را به ما مرقوم فرمودند كه
بدين قرار است :
علت اين همه گرفتارى هاى ، زندانى شدن ها، مبارزات با دولت جنايتكار خائن به دين
اسلام و دخالت بى مورد او در مقدسات مذهبى و اجراى برنامه هايى ضد دينى دستگاه
حاكمه است .
اما انديشه ناب سياسى آيه الله غفارى را در باز جويى و متن بازجويى ساواك
مى توان دريافت وقتى كه از وى سوال شد:
نظر شما نسبت به (آيه الله ) خمينى چيست ؟
جواب داد:
(من فكر مى كنم تنها كسى كه مى تواند ايران را نجات دهد آيه الله خمينى است)
و جمله شجاعانه و قهرمانه او كه فرمود:
(دشمن خمينى كافر است). كمر استبداد شاهى را شكست .
متن آخرين بازجويى كه عيان در روزنامه جمهورى اسلامى چهار شنبه 7 دى 1362 ش .
نيز به چاپ رسيده و توسط ساواك انجام شده بود. به شرح زير است :
س : چرا به زندان آورده شديد؟
ج : نمى دانم .
س : آيا قبلا به زندان آمده ايد؟
ج نيامده ام ; آورده اند.
س : نظر شما راجع به شاهنشاه آريامهر چيست ؟
ج : ايشان با كودتاى پدرشان سر كار آمده اند و غاصبند.
س : نظر شما راجع به حزب رستاخيز چيست ؟
ج : اين حزب را شاه ساخته است و به مردم هيچ ربطى ندارد.
و در پايان بازجويى اين جمله را نوشت :
(و الراد عليهم كالراد علينا و الراد علينا كالراد على الله و هو فى حد
الشرك .
هم حجتى عليكم و انا حجه الله عليهم).
خدمات اجتماعى و عمرانى مذهبى .
شهيد آيه الله غفارى منشاء خيرات و خدمات بسيارى در زمينه هاى اجتماعى بود و
در سه دوره متفاوت در طول زندگى از جمله نوجوانى در آذر شهر بين سالهاى 30 - 35
در قم و از سال 35 تا 53 در تهران اقدامات فراوان و مفيدى به حال جامعه داشت از
جمله :
الف احداث و تكميل مساجد خاتم الاوصياء - الهادى - شيخ فضل الله نورى در تهران .
ب : رسيدگى به محرمان و مستضعفان در تبريز - تهران و آذر شهر و....
ج : برپايى مجالس بحث و گفتگو در موضوعات علمى و فقهى .
او عاشق خدمت به خلق خدا بود و از هر فرصت ممكن و بدست آمده بهره ها مى برد و
در راه رضاى معبود قدم بر مى داشت .
مجالس وعظ و سخنرانى او نيز حال و هوايى ديگر داشت و چه بسيار از طبقات مختلف
جامعه مخصوصا روشنفكران مذهبى دانشجويان و طلاب جوان دورش حلقه مى زدند و از
انوار نورانى و دانش و تربيت وى بهره ها مى بردند.
امروز نتيجه تلاش و كوشش آيه الله غفارى را در شكوه و عظمت مسجد بزرگ شيخ فضل
الله نورى در تهران و پايگاه و حوزه علميه مسجد بزرگ خاتم الاوصياء مى توان ديد،
اماكن مقدسى كه روزگارى مركز هجوم و حمله بن رژيم ستم شاهى و ماءوى و پناهگاه
مظلومان و انقلابيون و مستضعفان بود.
و همه آنها در ساله خدمات صادقانه و تلاشهاى خالصانه آن شهيد والا مقام است .
آن شهيد سعيد مظهر بسيارى از جلوه هاى زيباى معنويت و اخلاق حسنه بود. براستى
او متخلق به اخلاق الهى شده بودند. روح خدا ترسى بر او حاكم بود و عشق سرشارى به
حضرت سبحان داشت حتى در شبهاى سخت زندان با دست و پاى مجروح و تن تب دار با
زحمت زياد وضو مى گرفت و نماز شب را با حالى خاص اقامه مى كرد.
وى در سنين كودكى در مسجد محراب (قاضى ) آذر شهر به نماز مى ايستاد و با خدايش
راز و نياز مى كرد. قناعت پيشه ، مهمان نواز، اهل بخشش بود. از اينكه مردم در
حضورش باشند. و وقتشان را بگيرند خسته نمى شد. براى جوانان ارزش و احترامى خاص
قايل بود در خانه با بچه ها بازى مى كرد. عليرغم روح پرخاشگرى در مقابل ظالمان ،
عاطفه اى حساس و روحى لطيف نسبت به همسر و فرزندانش داشت او عارف انقلابى و زاهد
جوانمرد بود و بالاخره نمونه و الگويى براى عاشقان شهادت .
آيه الله غفارى نه تنها در جبهه مبارزه با طاغوت پيشتاز بود و زندانهاى مخوف
شاه او را از حركت و شتاب باز نمى داشت بلكه هر روز پرشورتر از روز قبل به
مبارزه بى امان ادامه مى داد، بلكه همواره همراه با مبارزه پيگير با طاغوت ;
فعاليت ها و تلاشهاى علمى و عملى و ادبى و قلمى نيز داشت .
از جمله آثار قلمى آن بزرگوار، حاشيه مفصلى بر عروه الوثقى نوشته است .
نوشته ها و آثار خطى گوناگون ديگرى معظم له داشته كه در هجوم ساواك به منزلشان
در چندين نوبت از بين رفته است بعضى نوارهاى سخنرانى و دست نوشته هايى نيز از
آن بزرگوار مانده است .
و از جمله آثار علمى و ادى قطعات جذاب و شيوايى است كه منتسب به شهيد آيه
الله غفارى است و از مصاديق آنها سروده ه ذيل مى باشد.
عاشق چو رو به كعبه صدق و صفا كند
احرام خود زكسوت صبر و رضا كند
در پيش راه باديه گير غريب وار
ترك عشيره و بلد و اقربا كند
از صدق چون قدم بنهند در فناى عشق
اول به پاى دوست سر و جان را فدا كند.
آنجا كه موقف عرفات محبت است
بر جاى سنگريزه سر از كف رها كند
آنگاه دست و روى نشويد ز خون خويش
بر خيزد و نماز شهادت ادا كند
لازم به ياد آورى است كه اشعار و سروده هاى فوق از ميان نوشتجات دوران زندان به
دست آمده است .
انقلاب اسلامى ما به رهبرى امام خمينى (ره ) ثمره از جان گذشتگى فرزانگانى است
كه در اوج خفقان ، فرياد زادى و آزادگى سر دادند.
و در راه تحقق حكومت عدل اسلامى ايثار گرانه و با تحمل سختى ها - زندانها و
شكنجه ها عاشقانه دعوت حق را لبيك گفتند و شهيد غفارى آن مبارز نستوه و شهيد
هميشه زنده تاريخ اعتقاد داشت كه :
(شهادت تحفه اى است از جانب خداوند متعال كه به بندگانش هديه مى شود).
و انصافا به عقيده صاحب نظران ما شهادت آيه الله حسين غفارى بر رژيم فساد
شاهنشاهى بود.
اين عاشق و عارف مجاهد پس از سالها تلاش ، مجاهدت ، استقامت صبر و پايدارى زندان
و شكنجه عاقبت دعايش مستجاب شد و در غروب ششم دى ماه سال 1353 ش .
آيه الله غفارى در اوج مظلوميت اما سرافرازانه چون سرو سهى در محبس تنگ و
تاريك و ظلماتى شاهى با دست و پاى شكسته و دندانهاى خرد شده و محاسن زخمى و
خونين به ديار ابديت شتافت و روح بلندش پس از 13 سال تحمل زجر شكنجه به ملكوت
اعلى پيوست .
ساواك شبانه پيكر مطهر او را به فرستاد تا مظلومانه دفن شود; ولى طلاب و مردم
قم از موضوع با خبر شدند و در تشيع جنازه با شكوه ايشان در صبح روز 7 دى ماه
1353 ش .
شركت كردند و با فرياد غفارى ما كشته شد به خون خود آغشته شد پيكر مطهر اين
اسوه مقاومت حرم حضرت معصومه عليها السلام تا قبرستان دار السلام قم تشييع كردند
و در مراسم تدفين اين شهيد بزرگوار، همرزمش شهيد آيه الله قدوسى حاضر شد و
تلقين خواندند لازم به تذكر است كه در جريان تشييع ، تعدادى از تشييع كنندگان و
فاميل شهيد غفارى دستگير و زندانى شدند.
همزمان با شهادت شهيد غفارى در زندان ستم شاهى و دفن ايشان در قم پيامها و
اطلاعيه هاى مختلفى از طرف گروههاى انقلابى در داخل و خارج از كشور منتشر شد از
جمله :
دانشجويان مسلمان خارج از كشور با پخش تصاوير - پوستر و صدور اعلاميه هايى
شهادت اين شهيد والامقام را به ملت ايران و امام بزرگوار امت تسليت گفتند و
جنايات شاه و دار و دسته او را محكوم كردند.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى و در سالگرد شهادت شهيد غفارى جامعه مدرسين حوزه
علميه قم - جامعه روحانيت مبارز تهران - حزب جمهورى اسلامى - سازمان مجاهدين
انقلاب اسلامى - جمعيت موتلفه السامى - فداييان اسلام دانشجويان مسلمان دانشگاه
تهران و شخصيت هاى مختلف كشورى و سياسى پيامهاى جداگانه اى منتشر نمودند.
1 - كتاب شهداى رحانيت شيعه نوشته على ربانى خلخالى
2 - كتاب خاطرات هادى غفارى از انتشارات حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى
3 - كتاب يكصد سال مبارزه روحانيت اسلام عقيقى بخشايشى
4 - نشريه اميد انقلاب ، 14 خرداد 1373 ش .
5 - تاريخ سياسى ايران ، جلال الدين مدنى
6 - اطلاعات ارائه شده از طرف برخى از شخصيت ها از جمله الف : آيه الله سيد على
مير غفارى آذر شهر ب : حجه الاسلام و المسلمين مقدس زاده ج : آيه الله مجتهد شبسترى
د: حاج عباس آقا عباسپور
7 - تلخيص از شرح حال شهيد غفارى تاءليف حميد صبرى
8 - كتاب انقلاب اسلامى بروايت اسناد ساواك (انتشارات سروش )
حميد صبرى آذر شهرى