متوفاى 1342 ش .
| ماه مجلس | در حوزه نور | پيشگام اصلاح و نوآورى | شبنم شعر | چشمه بيدارى | درگذشت |
در جنوب شرقى نجف اشرق و در محله براق ، منزل آيه الله شيخ محمدرضا مظفر واقع
بود، پنج ماه پس از درگذشت شيخ ، در پنجم شعبان سال 1322 هجرى آخرين يادگار آن
مرد حق ديده به جهان گشود و(محمدرضا) ناميده شد.(1)
مادر محمدرضا دختر علامه شيخ عبدالحسين طريحى (1235 ـ 1293 ق .) است (2) و او در
دامان آن زن با فضيلت و با سرپرستى برادر بزرگش شيخ عبدالنبى مظفر (1291 ـ 1337
ق .) رشد كرد. پس از درگذشت شيخ عبدالنبى برادر ديگرش شيخ محمد حسن (1301 ـ 1375
ق .) سرپرستى او را به عهده گرفت و راهنمايى زندگى اش گرديد.(3)
محمدرضا از خاندان علمى و ادبى بنام و معروف شيعى موسوم به(آل مظفر)
برخاسته است . اين خاندان از نيمه سده دوازده قمرى در حوزه نجف اشرف شناخته شد و
چهره هاى نامدار و متكبر آن در عرصه هاى متعدد و رشته هاى متنوع علوم اسلامى درخشيد
و شعاع پرتو نورشان گستره مراكز علمى ـ تحقيقى شيعه و غير آن را در نورديد.(4)
محمدرضا پس از فراگيرى خواندن و نوشتن ، در سيزده سالگى راهى مكتب علوم دينى
شد و به آموختن مبانى و اصول ادبيات عرب پرداخت و در اين مقطع از استاد شيخ
محمد طه حويزى بسيار بهره برد.(5) او سپس با عزمى راسخ دوره سطح فقه و اصول را
سپرى كرد و آنگاه در جلسات دروس عالى اين دو علم و همچنين حكمت و فلسفه و عرفان
كه از سوى اساتيد بنام ذيل تدريس مى شد، حاضر گشت :
1. شيخ محمدحسن مظفر، شيخ محمدرضا به همراه برادر ديگرش شيخ محمدحسين در درس
برادر بزرگشان شركت مى كردند.
2. ميرزا محمدحسين نايينى (متوفاى 1355 ق .)
3. شيخ آقا ضياءالدين عراقى (1278 ـ 1361 ق .)
4. ميرزا عبدالهادى شيرازى (1305 ـ 1382 ق .)
5. سيد على قاضى طباطبايى (1385 ـ 1366 ق .)
6. شيخ محمدحسين اصفهانى (1296 ـ 1361ق .)(6); اين شخصيت را مى توان از معماران
بزرگ علمى شيخ محمدرضا دانست كه در شكل دهى شخصيت او تاءثير بسيارى داشت ، بدان
حد كه خط مشى اصولى ، فقهى و فلسفى او بيشتر متاءثر از ديدگاههاى اين استاد است .
احترام و تجليل فراوان مظفر از مقام شيخ محمدحسين گواه ارتباط تنگاتنگ و علاقه
بى حد اوست .(7)
سرانجام پس از تلاش پى گير، حضور در محفل اساتيد فن و امداد پروردگار، شيخ محمد
رضا به مقام والاى اجتهاد رسيد و حضرات آيات شيخ محمدحسين اصفهانى ، شيخ محمدحسن
مظفر و سيد عبدالهادى شيرازى اجتهاد او را گواهى كردند.(8)
مظفر در سير كسب دانش ، علاوه بر علوم دينى به فراگيرى دانشهايى چون حساب ،
هندسه ، جبر، هيئت و عروض روى آورد و در 21 سالگى كتابى در علم عروض به رشته
تحرير درآورد.
شيخ محمدرضا مظفر در كنار تحصيل ، مطالعه و تحقيق ، به تدريس معارف حوزه علميه
اشتغال داشت و نخست به تدريس كتاب مكاسب (در فقه ) و رسائل (در اصول ) پرداخت و
آنگاه به تدريس دوره خارج فقه و اصول اهتمام ورزيد. او همچنين فلسفه اسلامى را
به طالبان اين فن آموخت و از آن جمله كتاب اسفار اثر ملاصدرا را در منزل خود
تدريس مى كرد.(9)
با يك نگاه كوتاه به حيات استاد مظفر، مى توان به وجود دو دوره و مقطع فكرى و
علمى در زندگى او پى برد;
دوره اول شامل يادگيرى ، مطالعه ، تحقيق و تدريس به شكل متداول حوزه ، همچون
حضور و برپايى بحثها و درسهاى مختلف و نيل به مقام اجتهاد و گام نهادن در مسير
مرجعيت بود.
دوره دوم عبارت است از فدا كردن موقعيت سنتى حوزوى و روى آوردن به تلاش و كوشش
در پى اصلاح حوزه با استفاده از شيوه هاى بهينه آموزش ، تدريس ، تاءليف و ...(10)
به اعتراف بسيارى از شخصيتهاى علمى و دينى ، اگر آيه الله مظفر سرمايه عمر خود
را در پى اصلاح حوزه نمى گذاشت ، بى شك يكى از مراجع تقليد مى بود.(11)
استاد مظفر اوضاع حوزه نجف را از همه جوانب تحت مطالعه در آورد و نواقص آن را
مورد تجزيه و تحليل قرارداد ولى با اين حال مى دانست كه تنها بررسى مشكل ، درد را
دوا نمى كند و بايد در عمل كوششهاى صادقانه و خالصى را در راه جبران اين نواقص و
حل اين نارساييها صورت داد.
در سال 1349 هجرى ، هنگام هجوم فرهنگى كتابهاى دشمنان ، او به همراه شيخ
محمدجواد حجامى ، شيخ محمدحسين مظفر، سيدعلى بحرالعلوم ، شيخ على ثامر و تعدادى
ديگر به منظور تاءسيس جمعيتى براى نشر و تاءليف تلاش كرده و نشستهاى متعددى را
بر پا نمودند و به ابتكار اين جمع ، علامه شيخ محمدجواد بلاغى به تاءليف و تفسير
(آلاء الرحمن) پرداخت ، البته اين تمام نتيجه حركت مورد نظر بود.(12)
برنامه ها و فعاليتهاى اصلاحى استاد نام او را در زمره يكى از احياگران عصر
حاضر، در تاريخ كهن حوزه علميه نجف اشرف جاودان ساخت ، اقدامات اصلاحى آيه الله
مظفر به قرار ذيل است :
الف ـ جمعيت منتدى النشر
اين نهاد ـ كه در سال 1353 هجرى مجوز تاءسيس را دريافت كرد ـ بهترين وسيله
براى تحقق اهداف اصلاحى در پى نشر فرهنگ دينى و ايجاد روح اسلامى در مردم و
استحكام اخلاق بود.
آيه الله مظفر و همفكران ديگر او، خطر تهاجم فرهنگى غرب را بهنگام شناخته و
به سرعت جوانان را دريافتند و براى در امان ساختن آنان از شبيخون دشمن ، ايشان
را در زير چتر انديشه هاى اسلامى جاى دادند و مراكز عالى آموزشى را تاءسيس كردند.
در ماده 4 اساسنامه جمعيت چنين آمده است :
(اهداف منتدى النشر عبارت است از عموميت دادن فرهنگ اسلامى و علمى ، و اصلاح
اجتماعى ، به وسيله نشر، تاءليف ، آموزش و ... با استفاده از شيوه هاى مشروع)(13).
استاد محمدرضا مظفر رياست اين جمعيت را به عهده داشت و حمايت آيه الله العظمى
سيدابوالحسن اصفهانى از اين نهاد نوپا بسيار راهگشا بود.
ب ـ دانشكده منتدى
آيه الله مظفر در سال 1355 ق . به دنبال تحقق اهداف جمعيت منتدى النشر، يك
مدرسه عالى علوم دينى و به عبارتى(دانشكده اجتهاد) را تاءسيس كرد و در دوره
اول چهار ماده درسى همچون فقه استدلالى ، تفسير، علم اصول و فلسفه به دانش پژوهان
ارائه مى شد. علامه شيخ محمد جواد بلاغى ، شيخ عبدالحسين دشتى و شيخ عبدالحسين حلى
از اساتيد اين دانشكده بودند.
ج ـ مدارس منتدى
تاءسيس مدارس منتدى النشر گام بعدى استاد مظفر بود كه با استقبال بزرگان حوزه
نجف و خاندانهاى مشهور اين شهر مواجه شد و اين اقبال عمومى در توسعه اش كارگشا
بود.
در اين مدارس ، در طول چند دهه ، مقاطع تحصيلى ابتدايى ، متوسطه (ثانويه ) و پيش
دانشگاهى (اعداديه ) داير بود و در مجموع دروس جديد با گرايش ترويج فرهنگى دينى
آموزش داده مى شد.(14)
د ـ دانشكده فقه
آيه الله مظفر در سال 1376 ق . دانشكده فقه را در نجف اشرف تاءسيس كرد و وزارت
فرهنگ عراق در سال 1377 آن را به رسميت شناخت .
مواد درسى اين دانشكده عبارت بودند از: فقه اماميه ، فقه تطبيقى ، اصول فقه ،
تفسير و اصول و مبانى تفسير، حديث و اصول حديث (درايه )، علوم بيتى و روان شناسى ،
ادبيات و تاريخ ادبيات ، جامعه شناسى ، تاريخ اسلام ، فلسفه اسلامى ، فلسفه جديد،
منطق ، تاريخ جديد، اصول تدريس ، نحو، صرف و يك زبان بيگانه .
شيخ محمدرضا خود در دانشكده به تدريس فلسفه اسلامى مى پرداخت و مجلات كتاب
(اصول الفقه) را آماده مى كرد تا در دانشكده فقه تدريس شود او همچنين به
سرپرستى دانشكده و نظارت بر كارهاى تاءليفى آن مى پرداخت . وى زندگى خود را بطور
كامل در اختيار اين مركز علمى گذارد و به شجره جان و روان آن را مستحكم و
پايدار كرد و همه تواناييها و امكاناتش را در اين دانشكده بذل نمود.(15)
ه ـ ـ تدوين كتابهاى درسى
در قرن اخير جمعى از انديشوران حوزه ، تغيير برخى متون درسى و كوتاه كردن طول
مدت آموزش را به منظور دستيابى سريع به اهداف متعالى پيشنهاد كرده اند و برخى از
مصلحان را ـ با توجه به حفظ عمق و اصالت مطالب آنها ـ وجهه نظر خود قرار
داده اند كه اين تغيير و جايگزينى همواره با مقاومت برخى ديگر مواجه بوده است .
آيه الله مظفر در ميان دو دوره سطح و خارج ، دوره نخست را به دليل نقص در
موارد درسى و سبك تحصيل و تدريس ـ نيازمند اصلاح مى دانست و از اين رو در پى
تاءسيس منتدى النشر و دانشكده فقه ، تنظيم وضعيت آموزشى و افزودن متون آموزشى
جديد را هدف كار خويش قرار داد. تدوين كتابهاى(المنطق)،(اصول الفقه) و
(عقايد الاماميه) يك نوسازى در نگارش كتابهاى درسى به شمار مى آيد كه هم اكنون
دو كتاب نخست از متون درسى حوزه هاى علميه بخصوص حوزه مقدس قم مى باشد.(16)
و ـ ترميم امر تبليغ
استاد مظفر، خطابه و تبليغ متداول در نجف را در شاءن آن حوزه كهن نمى دانست ،
زيرا امروزه هيچ خطيبى بدون آگاهى از افكار زمان و مسائل و موضوعات علوم جديد
از يك طرف و احاطه كامل به تعاليم و معارف اسلامى از فقه و تفسير و حديث و تاريخ
از سوى ديگر نمى تواند رسالت اسلامى خود را در سطح عالى و وسيع انجام دهد. او
خطابه حسينى را يكى از مهم ترين وسائل تبليغ مى شناخت و وضع موجود حوزه را رسا
نمى دانست و افتتاح موسسه و مدرسه اى براى تربيت خطيب را يگانه راه نجات از آن
نارسايى تلقى مى كرد.
گشودن دانشكده وعظ و ارشاد از آرزوهاى شيخ بود. در سال 1363 ق . مجموعه اى به
رياست خطيب برجسته عراق(شيخ محمد على قسام) و با نظارت آيه الله مظفر تشكيل
شد و كار آزمايشى خويش را ـ قبل از افتتاح رسمى دانشكده ـ با برپايى يك كلاس
آغاز كرد و درسهايى چون فقه ، علوم عربى ، اصول دين و اصول حديث (علم درايه ) در
آن تدريس مى شد. مدت كوتاهى از عمر آن نگذشته بود كه حملات پياپى بر آن وارد آمد
و اتهامات ناروايى بر آن زده شد، در حالى كه اين موسسه با اهداف عالى و
انگيزه اى مخلصانه تاءسيس شده بود هدفى جز زدودن پيرايه ها نداشت .(17) اما افسوس
كه مصلحان هميشه در معرض اتهام اند و ناآگاهان سدى در مقابل انديشه هاى والاى
ايشان !
ز ـ تربيت يافتگان
استاد مظفر در دوره حيات علمى خود، دانش پژوهان بسيارى را در سايه تربيت و
تدريس قرار داد و آنان را با معارف دين آشنا ساخت . اسامى برخى از شاگردان آن
عزيز را ـ چه در داخل منتدى النشر و دانشكده فقه و چه بيرون از آن ـ مرور
مى كنيم :
شيخ احمد قبيسى ، شيخ احمد وائلى ، سيدجواد شبر، شيخ جواد قسام ، سيدحسين خرسان ،
شيخ صالح آل شيخ راضى ، سيد عبدالكريم قزوينى ، شيخ عبدالهادى فضلى ، سيد
عبدالهادى محسن حكيم ، شيخ غلامرضا عرفانيان ، دكتر سيدمحمد بحرالعلوم ، سيدمحمد
تقى طباطبايى تبريزى ، سيد محمد جمال هاشمى ، شيخ محمد حسن طريحى ، سيد محمد حسن
قاضى ، سيد محمد صدر، شيخ محمدعلى ايروانى ، شيخ محمدعلى تسخيرى ، شيخ محمد مهدى
آصفى ، دكتر محمود بستانى ، دكتر محمود مظفر، سيدمرتضى حكمى ، سيد هادى فياض ، شيخ
يونس مظفر و ...(18)
ح ـ بر بال قلم
آيه الله محمدرضا مظفر يكى از نويسندگان چيره دست و نامدار معاصر است كه
زيبايى تعبير، رسايى متن ، حسن انسجام و بيان جذاب همراه با استحكام مطالب و دقت
نظر در نوشته هايش هويداست . اين امتياز مرهوم تلاشهاى دوران جوانى او در آشنا شدن
با متون ادبى و ادبيات معاصر و ممارست بر روز آمد كردن تاءليفاتش مى باشد بدان
حد كه آثار هم آميخته دانش و ادبيات وى ، عقل را اشباع مى سازد و عاطفه را آرامش
مى بخشد.
ساده نويسى در مطالب علمى از هنرهاى ادبى اوست و آن بر بال قلم نشسته ، شيفتگان
علم را به آسمانهاى فلسفه و منطق و اصول و كلام پرواز مى داد و دانشهاى دقيق را
به شيوه اى روان به ايشان عرضه مى كرد و بر خلاف ديگران كه به شيوه سنتى انس
داشتند، او مرحله جديد تدوين آثار اسلامى ، با بهره گيرى از اسلوب نثر فنى جديد را
به حوزه ارائه داد.
نوشته هاى ارزنده او عبارتند از:
1. اصول الفقه : اين اثر زيبا به حقيقت نوعى نوسازى در نگارش كتابهاى درسى
دوره سطح محسوب مى شود و مولف فرزانه ، آن را به منظور تدريس در دانشكده فقه نجف
نوشته است . نو آورى علمى ، اتقان و عمق مطالب ، اصول فقه را اثرى جاودان و ماندنى
ساخته و استاد به منظور رفع خلاء موجود بين دو كتاب(عالم) و(كفايه) و با
تاسى از ابتكار استاد خويش شيخ محمد حسين اصفهانى ـ در دسته بندى مباحث ـ آن را
تنظيم كرده است .
2. عقايد الاماميه : اين كتاب ، مجموعه اى از عقايد اسلامى بر اساس روش اهل بيت
عليهم السلام مى باشد كه به صورتى فشرده و رسا تنظيم شده است ، اثرى كه از هرگونه
پيچيدگى هاى رايج كتب كلامى عارى بوده و براى همگان در خور فهم است . استاد پيشتر
اين مطالب را در سال 1363 ق . در دانشكده دينى منتدى ارائه كرده بود و سپس آن را
بدين نام و همچنين به نام(عقايد الشيعه) به چاپ رساند و هدف عالى او از
نگارش آن تقريب بين مذاهب اسلامى بود.
3. المنطق : اين اثر مجموعه درسهاى ارائه شده ايشان از سال 1357 ق . در دانشكده
منتدى النشر مى باشد و به عنوان متن مهم درسى جايگاهى ويژه را به خود اختصاص
داده است .
ديگر آثار چاپى و خطب استاد از اين قرار است :
4. احلام اليقظه ،
5. تاريخ الاسلام ،
6. تتمه احلام اليقظه ،
7. حاشيه المكاسب ،
8. حريه الانسان و ارتباطها بقضاء الله ،
9. ديوان شعر،
10. رساله عمليه فى ضوء المنهج الحديث ،
11. الزعيم الموهوب السيد ابوالحسن اصفهانى ،
12. السقيفه ،
13. شرح حال صدرالدين شيرازى (ملاصدرا)،
14. شرح حال شيخ محمدحسن نجفى (صاحب جواهر)،
15. شرح حال شيخ حسين اصفهانى ،
16. شرح حال مولا محمد مهدى نراقى ،
17. شيخ الطوسى موسس جامعه النجف ،
18. على هامش السقيفه ،
19. فلسفه ابن سينا،
20. الفلسفه الاسلاميه ،
21. فلسفه الامام على عليه السلام ،
22. فلسفه الكندى ،
23. المثل الافلاطونيه عند ابن سينا،
24. مجموعه اشعار (در كتاب شعراء الغرى )،
25. مجموعه اى از رسائل در علم كلام ،
26. مذاكرات الشيخ ،
27. النجف بعد نصف قرن (19)
استاد همچنين مقدمه هايى بر آثار مكتوب ديگران نوشته اند:
از آيه الله مظفر مقالات متعددى ـ با نام صريح يا مستعار ـ در مجله هايى چون
(العرفان) در صيدا،(الدليل)،(الهاتف) و(النجف) در نجف ،(الكحلاء)
در عماره ،(المرشد العربى) در لاذقيه ،(الفكر) در بغداد و(الرساله) در
مصر به چاپ رسيد.(20)
استاد مظفر از جوانى به شعر روى آورد و جرقه هاى آغازين آن نزد شيخ محمد طه
حويزى افروخته شد و در پرتو راهنماييهاى استاد به سرودن شعر پرداخت و بخوبى از
عهده ظرافتها و نكات دقيق آن برآمد. هر كس به سروده هاى او نظرى بنمايد در آن
فنون شعرى لطيف و ظريفى مى يابد و به افقهاى ادبى نوى برخورد مى كند.
در(ديوان شعر)(21) ايشان ، حدود پنج هزار بيت وجود دارد.(22)
برخى از سروده هاى استاد در بعضى از كتابهاى فاخر موجود است .(23)
آيه الله مظفر زندگى اش را تنها به فعاليتهاى فرهنگى و علمى حوزه محدود نساخت ،
بلكه انديشه نافذش ، مسائل و موضوعات اجتماعى و سياسى جامعه و امت اسلامى را در
نورديد و هر پديده مهم را به دقت دنبال مى كرد. بحرانها و مشكلات تحميل شده بر
مسلمانان ، او را بيشتر تحت تاءثير قرار مى داد و استاد را به تلاش وا مى داشت .
فشارهاى روزافزون فرانسويان بر مردم الجزاير و نامردميهاى صهيونيستها نسبت به
مردم فلسطين ، حوادث ناگوارى است كه از ديد نافذ او پنهان نبود و آن فقيه فرزانه
را در رنج فرو مى برد و گاهى در برخى از نشريات مقالات مفيدى مى نگاشت . وى همچنين
در جنگ بين مصر و اسرائيل در سال 1956 م . تلگرافى خطاب به شيخ الازهر فرستاد و
همدردى خود را با ملت مصر اعلام داشت .(24)
آن استاد، صهيونيسم را خطر بزرگى براى جامعه اسلامى مى دانست و اصولا انحراف
سردمداران كشورهاى اسلامى از حق و مسامحه ايشان با ديو سيرتان غرب را عامل
بدبختى مسلمانان و ريشه رشد صهيونيستها مى دانست .(25)
آيه الله مظفر با همكارى گروهى از انديشمندان مسووليت شناس ، براى مقابله با
افكار الحادى ،(جماعه العلماء) را در نجف اشرف پى نهاد تا اين نهاد برخاسته
از حوزه مبارزه با بى دينى و تهاجم فرهنگى دشمنان را پى گيرد و جلوگيرى از گسترش
افكار كمونيسم را رهبرى كند. بيانيه هاى منتشره اين گروه ، گواه بينش و بلند نظرى
موسسان آن است .(26)
در پى مخالفت امام خمينى (ره ) و ديگر مراجع بزرگ ايران با فعاليتهاى ضد اسلامى
شاه ايران ، علماى نجف همچون آيه الله مظفر با ايشان همصدا شده ، از حركت انقلابى
روحانيون حوزه علميه قم حمايت و پشتيبانى كردند و ضمن صدور چندين اطلاعيه ،
مخالفت خود را با تصويب لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى اظهار داشته و انزجار خود
را از اقدام ظالمانه رژيم پهلوى در فاجعه خونبار مدرسه فيضيه اعلام كردند.(27)
آيه الله شيخ محمدرضا مظفر در شانزدهم ماه مبارك رمضان سال 1383، در سن 62
سالگى مرگ را در آغوش كشيد و پرستوى آسمان گرديد و به سوى حق پرواز كرد. پيكر
مطهر او با حضور مراجع بزرگ ، علما و مردم تشيع شد و در مقبره خانوادگى واقع در
جاده كوفه ، در كنار مرقد برادرش شيخ محمدحسن مظفر به خاك سپرده شد.(28)
اميد است حركت اسلامى استاد به وسيله انديشمندان مصلح و پرتوان حوزه ها ادامه
يابد.
پاورقي
__________________________
1 ـ نقباء البشر، شيخ آقا بزرگ تهرانى ، ج 2، ص 772.
2 ـ عقايد الاماميه ، مقدمه التحقيق ، دكتر محمد جواد طريحى ، ص 135.
3 ـ شعراء الغرى ، على الخاقانى ، ج 8، ص 451.
4 ـ ماضى النجف و حاضرها، ج 3، ص 360.
5 ـ ر.ك : شعراء الغرى ، ج 8، ص 452.
6 ـ همان ; مدرسه النجف ، محمدمهدى آصفى ، ص 63; نقباء البشر، ج 2، ص 772; ماضى
النجف و حاضر، ج 3، ص 374; عقايد الاماميه ، مقدمه التحقيق ، ص 138.
7 ـ ر.ك : حاشيه مكاسب ، شيخ محمدحسين اصفهانى ، مقدمه ، محمدرضا مظفر.
8 ـ مدرسه النجف ، ص 74، عقايد الاماميه ، مقدمه التحقيق ، ص 139.
9 ـ همان ، ص 64; هكذا عرفتهم ، جعفر الخليلى ، ج 2، ص 19.
10 ـ همان ، ص 62; همان ، ص 23.
11 ـ مجله پيام حوزه ، ش 9، ص 66.
12 ـ مدرسه النجف ، ص 115.
13 ـ نظام منتدى النشر، ص 23.
14 ـ همان ، ص 106، 108; موسوعه العتبات المقدسه ، جعفر خليلى ، ص 183 ، 184.
15 ـ مدرسه النجف ، ص 129 و 130.
16 ـ همان ، ص 119 و 120; ر.ك : مجله حوزه ، ش 50، ص 72 ـ 74.
17 ـ ر.ك : همان ، 121 و 131 ـ 133; هكذا عرفتهم ، ص 24.
18 ـ عقايد الاماميه ، مقدمه التحقيق .
19 ـ ر.ك : نقباء البشر، ج 2، ص 773; شعراء القرى ، ج 8، ص 454; الاعلام خيرالدين
زركلى ، ج 6، معجم المولفين العراقيين ، كوركيس عواد، ج 3، ص 170; رجال الفكر و الادب
فى النجف ، هادى امينى ، ص 418; دائره المعارف اسلامى ، ج 2، ص 140; ماضى النجف و
حاضرها، ج 3، ص 375; عقايد الاماميه ، مقدمه التحقيق ، ص 179 ـ 182; جواهر الكلام ،
محمدحسن نجفى ، ج 1، ص 24; الحكمه المتعاليه ، صدرالدين شيرازى ، ج 1، ص الف ـ ت ;
جامع السعادات ، مولا محمد مهدى نراقى ، ج 1، مقدمه .
20 ـ نقباء البشر، ج 2، ص 773; هكذا اعرفتهم ، ج 2، ص 25; مدرسه النجف ، ص 74; عقايد
الاماميه ، مقدمه التحقيق ، ص 181.
21 ـ اين ديوان به همت آقاى محمدرضا قاموسى جمع آورى و تنظيم شده ولى هنوز به
چاپ نرسيده است .
22 ـ عقايد الاماميه ، مقدمه التحقيق ، ص 182.
23 ـ ر.ك : شعراء الغرى ، ج 8، ص 461 ـ 484 ; ادب الطف ، جواد شبر، ج 10، ص 170.
24 ـ مدرسه النجف ، ص 87.
25 ـ ر.ك : عقايد الاماميه ، ص 112.
26 ـ مدرسه النجف ، ص 90، مجله حوزه ، ش 34، ص 53.
27 ـ ر.ك : اسناد انقلاب اسلامى ، ج 3، ص 41، 65 و 66، 77.
28 ـ نقباء البشر، ج 2، ص 773.