متوفاى 1301 ش .
| ولادت | تحصيل | در جستجوى خورشيد | وارسته شايسته | تا عرصه سياست |
| اسرار عارفانه | گفته ها و نكته ها | پروانه هاى شمع شريف | آثار سبز | دنياى جاويدان |
حبيب الله شريف كاشانى در سال 1262 ق . ديده به جهان گشود .(1)
پدرش آيه الله ملا على مدد ساوجى در ساوه متولد شد و بخش عظمى از تحصيلات خود
را در قزوين و سپس كاشان گذراند . در ايام جوانى به درجه اجتهاد رسيد و سپس در
سال 1266 ق . از كاشان به ساوه مراجعت كرد و تا پايان عمر روشنى بخش مردمان آن
ديار گرديد .
مادر ملا حبيب الله ، دختر ميرزا حبيب الله ( معروف به ميرزا باباى حسينى
نطنزى ) بود .
حبيب الله پس از رحلت پدرش ( 1270 ق . ) در زادگاهش كاشان تحت سرپرستى آيه
الله سيد حسين كاشانى ( متوفاى 1296 ق . ) به تحصيل علوم حوزوى همت گماشت .
آن نوجوان يتيم ، در پرتو تلاش و استعداد خدادادى اش و دقت و مراقبت استادش ،
در مدت ده سال مدارج عالى تحصيل را پشت سر نهاد و در شانزده سالگى گواهى نقل
روايت و سپس در هيجده سالگى از استادش ، گواهى اجتهاد دريافت كرد .
آيه الله سيد حسين كاشانى كه از شاگردان پدر بزرگوار ملا حبيب الله بود ، نقشى
بسزا در تربيت علمى و نيز امور زندگى ملا حبيب الله داشت وى در گواهى اجتهادى كه
براى ملا حبيب الله نوشته چنين آورده است :
( ... فرزند روحانى من ، عالم ربانى و عامل صمدانى ، استاد زبر دست ،
دانشمند و فقيه كامل ، رستگار و رهرو راه سعادت مويد به تاءييد خداوند بى نياز
، حبيب الله فرزند مرحوم مغفور علامه زمان على مدد كه پروردگارش رحمت كناد ، در
بسيارى از اوقات بحث و تحقيق در علوم با من بوده و بسيارى از مباحث اصول و فقه
را نزد من خوانده و بسيارى از مطالب علم كلام و علوم وابسته را از من فرا گرفته
و حمد خدا را كه عالم فاضل و فقيه كامل و جامع كليه شرايط فتوا گرديده و به
درجه اجتهاد نايل شده و مراتب علم و عمل ، عدالت و سداد را حايز گرديده است ...
)(2)
ملا حبيب الله درباره استادش آورده است :
( ... تمامى اين زحماتى كه او ( سيد حسين كاشانى ) برايم متحمل شد به اين
سبب بود كه مى خواست حق شاگردى پدرم را ادا كرده باشد ... )(3)
ملا حبيب الله در دوران حيات پر بار خويش ، براى خوشه چينى از محضر بزرگان و
كسب علم و ادب از هيچ كوششى دريغ نكرد . او با مسافرت به اصفهان از محضر آيه
الله ميرزا محمد مهدى كلباسى (4) استفاده فراوان برد .
وى در سالهاى اوليه تحصيل به تهران مسافرت و در خدمت استادان زير كسب دانش
كرد :
1 . آيه الله حاج سيد حسين كاشانى ( متوفاى 1296 ق . ) :
مهمترين و بزرگترين استاد ملا حبيب الله بود كه از زمان طفوليت در كاشان
سرپرستى وى را به عهده داشت و پس از مهاجرت به تهران نيز ، همچنان به تربيت
علمى و دينى او پرداخت .(5)
2 . آيه الله مير محمد على كاشانى ( متوفاى 1294 ق . ) : او علاوه بر استادى ،
پدر همسر ملا حبيب الله بود.(6)
3 . شيخ محمد اصفهانى (7)
4 . حاج ملا هادى مدرس تهرانى ( متوفاى 1295 ق . )
5 . ملا عبدالهادى تهرانى (8)
6 . ميرزا محمد اندر مانى (9)
7 . حاج ميرزا ابوالقاسم تهرانى ( كلانتر ) ( 1236 ـ 1290 ق . )(10)
اين مجتهد شريف و ستاره پر فروغ كاشان ، دو سال پس از دريافت اجازه اجتهاد ،
در سال 1281 ق . براى آستان بوسى امامات معصوم عليهم السلام و نيز استفاده از
محضر دانشمند پر آوازه شيعه ـ شيخ مرتضى انصارى ـ به سوى عراق حركت كرد . او پس
از رسيدن به كربلا ، خبر جانگداز رحلت شيخ انصارى را شنيد و در ماتم فرو رفت .
ستاره شريف كاشان با اقامت در كربلا ، به محضر فقيه معروف آن ديار آيه الله
مولى محمد حسين معروف به فاضل اردكانى شتافته ، از خرمن فضايل او بهره مى جويد.
(11)
پس از چندى به نجف اشرف رفته ، سر بر آستان كوى دوست امير مومنان ساييد و از
آنجا به ايران بازگشت . ملا حبيب الله پس از رسيدن به كاشان ، مجذوب آوازه علمى
يكى از دانشوران گلپايگان گرديد و به سوى او شتافت وى در اين باره مى گويد :
( پس از مدتى درنگ تصميم گرفتم به خدمت سرور بزرگوار ، فاضل صمدانى ، مرحوم
ملا زين العابدين گلپايگانى برسم . چون به حضور وى رسيدم او را ( در اثر بيمارى
) بسيار گوشه گير يافتم به حدى كه از خانه بيرون نمى آيمد و درس و بحث و قيل و
قال مدرسه را رها كرده و دچار ناراحتى و ضعف چشم گرديده بود . به همين علت
نتوانستم از محضر وى استفاده درسى ببرم . ليكن فوايد گرانقدرى از تشرف به حضورش
نصيب من شد . او مرا سفارش كرد كه با دنيا طلبان ترك مراوده كنم . دل را به ياد
خدا مشغول دارم و خود را از عوامل مشغول كننده اين جهان دور سازم و من تمامى
وصاياى او را پذيرفتم و آويزه گوش خود ساختم و تا امروز بر آن هستم ... )(12)
آيه الله شريف كاشانى پس از استقرار در كاشان ، به رغم مشكلات موجود در آن عصر
و نبود امكانات اوليه مورد نياز ، به تاءليف ، تدوين و تكميل تحقيقات خود
پرداخت .
او همزمان با فعاليتهاى نگارشى ، از تدريس دانش پژوهان حوزه و ارشاد و هدايت
دين باوران كاشانى غافل نبوده ، در مسند عظيم مرجعيت ، به انجام وظايف شرعى
خويش اشتغال داشت .
مسجد قديمى ( ميرزا مقيم ) كه امروزه به نام ( مسجد ملا حبيب الله شريف )
معروف است ياد آور تلاشهاى خالصانه او و ناله هاى شبانه آن عارف وارسته است .
حبيب شريف حق ، در دوران زندگى نكويش از خود فارغ شد و نعمتها و زرق و برقهاى
فريبنده دنيا را به كنار نهاد و در فضايى از زهد و وارستگى ، به شيوه شيواى
بزرگان اقتدا كرد و با وجود فراهم شدن امكانات مالى ، در قله رفيع پارسايى قدم
نهاد .
وصيت نامه آن فقيه گرانمايه بهترين سند گوياى اين مطلب است . اينك قسمتهايى
از آن وصيت نامه را مرور مى كنيم :
( ... اما آنچه ندارم پس لا يعد و لا يحصى ( بى حد و اندازه ) است ... چه در
دنيا مالى فراهم نكرده ام با آنكه مال بسيار به دستم آمد .
گفتند جهان دارى اسباب جهان دارد گفتم نبود ما را چيزى چه زيات دارد
اما آنچه دارم از اين قرار است : قرض ـ موافق آنچه در محلى ديگر ثبت است ـ و
لكن اميدوارم از خداوند كه قبل از وفات من قروض من ادا شود زيرا مكرر مقروض
شده ام و من حيث لا يحتسب خداوند ادا فرموده است . كتب وقفى كه توليت آنها با
اعلم علماى اين بلد است ، بدهند به هر كس اعلم باشد . كتب وقفى كه متولى آن
معلوم نيست ، بدهند به مجتهد ثابت الاجتهاد ... اما كتب مملو كه اين احقر كما
فرض الله بين ورثه قسمت شود و ثلث قيمت آنها صرف مقبره من شود ... چون در كاشان
وفات نمايم در ( دشت افروز ) در زمين وقفى حاجى عبدالعزيزى كه در تصرف من است
و وقف است بر قبرستان ... )
و كتب مولفه خودم كه به خط خودم هست و نسخه اصل است وقف نمايند و به هر كس كه
بخواهد استنساخ كند بدهند و تواليت آن با آقا حسين ( فرزند ارشد ملا حبيب الله )
است ، نسلا بعد نسل تا از ميان نرود .
حاصل آنكه بعد از وفات من تركه اى نخواهد بود كه ورثه قسمت كنند مگر كتابهاى
مملو كه مرقوم شده است و محل حاجت من بوده است و در دنيا تعلقى به هيچ نداشته ام
مگر به آنها . در اين تاريخ نه آبى دارم و نه ملكى و نه مزرعه و نه دكانى و نه
طلايى و نه نقره و اسباب خانه ، زيرا كه :
جهان و هر چه در آن است هيچ در هيچ است هزار مرتبه اين نكته كرده ام
تحقيق (13)
آيه الله شريف كاشانى به مسائل علمى توجه و عنايت افزون داشت و از جنجال
آفرينى پرهيز داشت اما با اتكاء به اصول اساسى اسلام ، از حضور در صحنه هاى
سرنوشت ساز سياسى غافل نبود و به مقتضاى زمان و به اندازه توان در امور سياسى
دخالت مى كرد.
نهضت مشروطه و قيام عمومى مسلمانان ايران زمين به رهبرى روحانيون ظلم ستيز و
دلسوز ، مهمترين مساءله سياسى دوران حيات ملا حبيب الله شريف بود .
ملا عبدالرسول مدنى كاشانى ـ شاگرد و داماد آيه الله شريف ـ به دستور آيه الله
شريف كاشانى ، كتابى را درباره مشروطيت به نام ( رساله انصافيه ) به نگارش در
آورد . پس از اتمام ، ( محرم 1328 ق . ) ملا حبيب الله شريف بر آن كتاب مقدمه اى
كوتاه نگاشت كه قسمتى از آن چنين است :
( ... چون ( رساله انصافيه ) ملاحظه شد مطابق مقصود اين احقر و موافق قانون
شرع انور بود . )(14)
از ديگر اسنادى كه بيانگر بعد سياسى آيه الله شريف است نگارش كتاب ( انتخاب
المسائل ) است . اين كتاب در برگيرنده پرسشهاى مردم درباره مسائل مختلف
مشروطيت و جوابهاى حكيمانه ملا حبيب الله است .
البته پس از انحراف مشروطه از مسير اصلى و شرعى خويش ، آيه الله شريف نيز در
زمره مخالفان آن قرار گرفت و در مخالفت با مشروطه سخنها گفت . او در اين باره
اشعارى نيز سروده است .(15)
حضور ملا حبيب الله شريف در جمع علماى كاشان و در پيشاپيش آزاديخواهان آن
ديار، نسبت به انتخاب انجمن ايالتى و ولايتى كاشان سندى ديگر از اين شخصيت است .
(16)
حبيب شريف كاشان عمرى را در تحصيل و تدريس و تحقيق موضوعات اساسى اسلام و علوم
حوزوى گذراند . با اينهمه با شعر و شاعرى الفتى مخصوص داشت و ذوق لطف و طبع
ظريفش وى را بر آن داشت تا اشعارى در موضوعهاى متفاوت بسرايد . در اين مجال
تنها ابياتى جند تراوشهاى ذوقى او را مرور مى كنيم :
بشنو از من بشنو از من اى نگار تا نمايم سر خود را آشكار
اى مغنى اى مغنى از كرم نغمه اى آغاز كن از زير و بم (17)
************
شيخ كامل قدوه اهل وثوق عالم احكام دين يعنى صدوق
از امالى اين حديث معتمد نقل فرموده است از روى سند
چونكه بر پا مى شود امر حساب از جز او از ثواب و از عقاب
پهن گردد رحمت پروردگار پس بيامرزد هزار و صد هزار(18)
************
تو دانى چيست دنيا ؟ اين شب و روز چه بختت واژگون باشد چه فيروز
همه چون باد صرصر در عبورند اگر شاه و رعيت ، مرد گورند(19)
************
مرا هر شب هزاران آه باشد هزاران سوز دل همراه باشد
هر آن كس را كه سوزى نيست در سر به نزد عارفان گمراه باشد
نشايد دلبرى را جز دلى پاك اگر چه صورتى چون ماه باشد(20)
************
مرا اين زندگانى قيد و بند است و گر نه همت من بس بلند است
همه اسباب دنيا گر بدانى به نزد اهل دانش ريشخند است (21)
در اين قسمت از زندگى حبيب شريف حق گفته ها گوييم و نكته ها برداريم .
1 . ... شبى قبل از اذان صبح وارد مسجد شدم ديدم آقا مشغول مناجات است و با
خدا راز نياز مى كند خوب دقت كردم ، شنيدم كه مى گفت : خدايا عاقبت با حبيب چه
خواهى كرد.(22)
2 . شريف كاشانى نصيبى شايسته از فرزند داشته است . وى نام يازده فرزند زنده
خويش را در وصيت نامه اش نوشته بود . بديهى است كه سامان دادن به اوضاع زندگى
چنين خانواده عائله مندى ، آنهم براى فقيهى پژوهشگر ، مستلزم تلاش و فعاليت
ويژه اى است .
با اين حال ، وى از مصرف وجوهات شرعى در امور خويش پرهيز داشته و داراى مناعت
طبق بوده است .(23)
آيه الله شريف در مقدمه كتاب ( جمل النواهى ) آورده است :
( ترجمه اين كتاب را با كمى سرمايه علمى و تنگدستى خود موقعى مى نويسم كه
حوادث روزگار مرا به درد جدايى مبتلا كرده و به مصيبت مرگ دو فرزندم كه در دو شب
پى در پى از دنيا رفتند دچار نمودهاست و همچنين مشكلات ديگر به من هجوم آورده
ولى خداى دوست و دوست دارنده را در هر حال حمد و سپاس و ...
3 . دوران زندگى آيه الله شريف ، همزمان با جنايات و آتش افروزى هاى ظالمانه
نايبيان در كاشان بود . حبيب الله شريف در آن دوران خفقان ، چندين بار ماشاء
الله خان سردار جنگ را به منزل احضار كرده او را نصيحت و پند و اندرز داد تا
بدين وسيله اندكى از ظلم و ستم آنان بكاهد.(24)
5 . ملا حبيب الله راد مرد عرصه آزاد انديشى بود . وى همان اندازه كه در برابر
نيك انديشان تسليم بود در مقابل هر گونه كج روى به مقابله و دفاع حكيمانه
ايستاده ، آزادانه اظهار نظر مى كرد . او درباره كتاب ( مفاتيح ) فيض كاشانى ،
مطالبى نقل كرده است و سپس مى فرمايد : ...
خوش گمانى نسبت به بزرگان باعث مى شود كه انسان در سخنان آنان كمتر تاءمل كند
ولى بايد دانست كه فساد تاءمل نكردن به قدرى زياد است كه از قلمرو بيان خارج
است .(25)
درخشندگى و گرما بخشى علمى آيه الله شريف موجب گرديد تا شمارى از دانش پژوهان
و انديشوران در محضر آن منبع شريف شريعت حاضر شده ، از شمع وجودش بهره گيرند .
ذكر نام و نشانى چند از شاگردان زبده وى ، ما را بر مطلب فوق رهنمون مى سازد :
1 . سيد محمد علوى بروجردى كاشانى ( متوفاى 1362 ق . )(26)
2 . مير سيد على يثربى كاشانى ( 1311 ـ 1379 ق . )(27)
3 . سيد محمد حسين رضوى ( 1291 ـ 1358 ق . )(28)
4 . ميرزا احمد عاملى آرانى ( 1280 ـ 1369 ق . )(29)
5 . ملا عبدالرسول مدنى كاشانى ( 1280 ـ 1366 ق . ) ( شاگرد برجسته ميرزا و
داماد بزرگ وى )(30)
6 . مير سيد خليل الله فقيه ( متوفاى 1390 ق . )
7 . ميرزا حسين محلاتى ( 1274 ـ 1323 ق . )
8 . محمد غروى كاشانى ( 1313 ـ 1398 ق )(31)
9 . سيد فخر الدين امامت ( 1292 ـ 1392 ق . )
10 . شيخ محمد سليمانى ( 1287 ـ 1378 ق . )
11 . آقا رضا مدنى كاشانى ( 1321 ـ 1412 ق . )
از ويژگيهاى برجسته آيه الله شريف ، تنوع تاءليفات و فزونى آنهاست وى سيصد
جلد كتاب و رساله نوشته اما تنها حدود دويست جلد آنها شناخته شده است .
بر اساس نگاشته كتاب لباب الالقاب آيه الله شريف 21 سال قبل از رحلتش تعداد
135 كتاب خويش را نام برده است .(32) شگفت اينكه تعداد زيادى از اين آثار قبل از
رسيدن به سن بلوغ نوشته شده است .(33)
اينك نگاهى كوتاه به گنجينه گران سنگ حبيب شريف پروردگار مى كنيم .
1 . منتقد المنافع فى شرح المختصر النافع اين كتاب مهمترين اثر علمى اوست و
شمارى از فقيهان نامى معاصر ، آن را دائره المعارف فقه شيعه و اثرى پر بار و
اعجاب آور به حساب آورده اند.(34)
آيه الله شريف مطالبى را در مقدمع كتاب ( متقد المنافع ) آورده است كه به
گزيده اى از آن اشاره مى شود . در اين كتاب سعى شده است روايات فقهى بيشتر ذكر
گردد چه آنكه آنها مبناى عمده استنباط احكام هستند ; بر خلاف برخى از كتابهاى
ديگر فقهى كه به موجب تكيه بر مباحث و قواعد اصولى ، مولفان آنها نيازى به ذكر
روايات نديده اند :
روايات ذكر شده به طور عمده با سند و اشاره رمزى به قوت و ضعف آنها ارائه شده
است .
در هر مساءله عبارات فقهاى پيشين تا آنجا كه در دسترس بوده آورده شده است و
سعى بر اين بوده كه تنها اكتفا به نقل گفتار ديگران نشود.(35)
اخلاق
* نصيحت نامه ( شعر )
* شكايت نامه ( شعر )
* القواعد البانيه
* صراط الرشاد
* البارقات الملكوتيه
* حكم المواعظ
* گوهر مقصود
* مصابيح الصائمين
* مقدمه التعليم و التعلم
اصول
* النخبه الرفيعه
* تعليقات على مقدمه الفصول
* رساله فى الاستصحاب
* رساله فى حجه الظن
* شرح مفتاح الاصول
* شرح منظومه اصول الفقه
* مراحل الاصحاب
تراجم
* لباب الالقاب
ادبيات
* منتخب المقالات من كتاب المقامات
* بدر البلاغه ( فى الخطب )
* شرح قصيده حميرى
* شرح لاميه العجم
* منتخب دره الفواص
تفسير
* دره الدرر ( تفسير سوره كوثر )
* الانوار السانحه ( تفسير سوره فاتحه )
* بوارق القهر ( تفسير سوره فاتحه )
* تفسير سوره توحيد
* تفسير سوره جمعه ( عربى )
* تفسير سوره جمعه ( فارسى )
* تفسير سوره فتح
* تفسير سوره اعلى
* تفسير سوره ملك
تاريخ
* تذكره الشهداء
كلام
* تعليقات بر اعتقادات صدوق
* شمس المشارق ( شرح باب حادى عشر )
* رجوم الشياطين
* رساله در رجعت
* الجوهر الثمين ( شعر )
فقه
* شرح بر قصاص و ديات مفاتحى فيض
* منظومه فى الفقه
* رساله در افعال حج
* منتقد المنافع ج 1
* منتقد المنافع ج 2
* منتقد المنافع ج 3
* منتقد المنافع ج 4
* منتقد المنافع ج 5
* منتقد المنافع ج 6
* منتقد المنافع ج 7
* منتقد المنافع ج 8
* منتقد المنافع ج 13
* مغانم المجتهدين
* القوال الفصل
* قصاص و ديات
* مجمع الحواشى
* مسائل الاحكام
* مسائل الافعال
* مستقصى مدارك القواعد
* مكاسب
* منتخب القواعد
* ذريعه الاستغنا در مسئله غنا
* رساله در افعال صلوه
* رساله فى تحقيق حكم العصير
* رساله در رضاع
* رساله در شكيات
* رساله فى الشكيات
* رساله فى عدم جواز الصلح عن حق الرجوع مطلقا
* رساله در مسائل اجتهاد و تقليد
* رساله فى المعاطاه
* رساله فى المعاملات الفضوليه
* رساله فى الارث
* انتخاب المسائل
* ايضاح الرياض
* تسهيل المسالك
* تعليقه على تمهيد القواعد
* حاشيه بر رساله زينه العباد
* حاشيه بر رساله مجمع المسائل
* حاشيه بر رساله عمليه شيخ جعفر شوشترى
* حاشيه بر رساله آقا باقر بهبهانى
عرفان
* اسرار العارفين
* ساقى نامه ( شعر )
* الكلمات الجذبيه
* تشويقات السالكين
* الدره اللاهوت
* رياض العرفان ( شعر )
* ترجيح پند
* تنبيهات الغافلين ( شعر )
ادبيات و عرفان
* الدرالمكنون ( شرح ديوان مجنون )
نحو
* الوجيزه فى الكلمات النحويه
* منظومه فى النحو
* مصابيح الظلام
* مصابيح الدجى ( شرح سيوطى )
* حديقه الجمل
* حقائق النحو
* دره الجمان ( منظومه )
* التذكره فى النحو
* حاشيه بر شرح قطر در نحو
شرح دعا
* تبصره السائر
* مفتاح السعادت
* معارج ( مصاعد ) الصلاح
* جذبه الحقيقه
* شرح دعاى سحر
* شرح دعاء عدليه
* جنه الحوادث ( شرح زيارت وارث )
* شعل الفواد
* عقائد الايمان
* الملهمه القدوسيه
* السر المستسر ( طلسمات )
* شرح دعاء جوشن صغير
* شرح دعاء صنمى قريش
* شرح زيارت عاشورا
* شرح صحيفه سجاديه
* اكمال الحجه فى المناجات
ملل و نحل
* توضيح السبل
علوم غربيه
* القواعد الجفريه
* رساله فى علم الجفر
* اصطلاحات اصحاب الجفر
تجويد
* العشره الكامله
شعر
* ساقى نامه ( مدح امير المومنين )
* القصائد
* گلزار اسرار
فضائل اهل بيت عليهم السلام
* ذريعه المعاد
* وسيله المعاد
* مجالس ابرار
* شرح الاربعين
متفرقه
* كشف السحاب ( شرح خطبه شقشقيه )
* النخبه المجموعه
* قواميس الدررج 1
* قواميس الدررج 2
* لباب الفكر ( منطق )
* هدايه الضبط ( در علم خط )
* نخبه البيان ( علم بيان )
* منظومه فى الصرف ( صرف )
* جمل النواهى ( شرح حديث )
* توضيح البيان فى تسهيل الاوزان ( مسائل رياضى )
* رساله در آداب روز جمعه ( فقه و اخلاق )
* فضائل و آداب اعياد شرعيه ( فقه و اخلاق )
* شرح القصيده المخمسيه
* شرح قصيده الخمسه
* شرح قصيده الفرزدق
* شرح مناجات خمسه عشر
* فضيحه اللئام
* الفهرست
* فهرست الامثال
* قبس المقتبس ( شرح حديث )
* لب النظر ( منطق )
* المقالات المخزونه
* منتخب الامثال ( امثال )
* منتخب قواميس الدرر
* اسرار الانبياء ( حديث )
* اسرار حسينيه
* اصطلاحات الصوفيه
* خواص الاسماء ( شرح اسماء )
* ديوان اشعار
* رباعيات
* رساله فى معنى الصلوات على محمد
* رساله فى علم المناظره ( مناظره )
* رياض الحكايات ( داستان )
آيه الله شريف كاشانى پس از حدود هشتاد سال عمر با بركت و بيش از هفتاد سال
تحقيق ، تاءليف ، تدريس و ارشاد ، در جمادى الثانى 1340 در شهر كاشان به سوى
دنياى جاويدان پر كشيد .
پيكر مطهرش در زار ( دشت افروز ) كاشان به خاك سپرده شد و مقبره اش زيارتگاه
دلباختگان شرافت و حقيقت گرديد .
آن عاشق حق داراى پنج پسر و هفت دخرت بود . اسامى فرزندان برومندش عبارت اند
از :
1 . حجه الاسلام آقا حسين شريف ( متوفاى 1378 ق . )
2 . حجه الاسلام آقا مهدى شريف ( متوفاى 1375 ق . )
3 . حجه الاسلام آقا احمد شريف ( متوفاى 1400 ق . )
4 . آقا على شريف معروف به آيه الله زاده ( متوفاى 1363 ش . )
5 . حجه الاسلام آقا محمد شريف كاشانى ( وى هم اكنون در سن كهولت به سر مى برد )
پاورقي
__________________________
1 ـ لباب الالقاب ، ملا حبيب الله شريف كاشانى ، ص 149 .
2 ـ همان ، ص 149 و 150 .
3 ـ همان ، ص 75 و 77
4 ـ همان ، ص 99 .
5 ـ همان ، ص 75 ، 76 .
6 ـ همان ، ص 79 .
7 ـ همان ، ص 151 .
8 ـ همان ، ص 108
9 ـ همان ، ص 151 .
10 ـ همان ، ص 150
11 ـ همان ، ص 112
12 ـ همان ، ص 106 و 151
13 ـ
مجله نور علم ، ش 54 ، آيه الله رضا استادى .
14 ـ رساله نصافيه ، چاپ سنگى ،
مطبعه ثريا كاشان ، ص 1
15 ـ رباعيات مرحوم آيه الله شريف ، ص 16 .
16 ـ
تاريخ اجتماعى كاشان ، حسن نراقى ، ص 303 ، 305 .
17 ـ مثنوى تشويقات
السالكين ، ص 91 .
18 ـ مثنوى تنبيهات الغافلين ، ص 162 .
19 ـ مجموعه
اشعار ، ص 433 .
20 ـ مجموعه شكايت نامه ، ص 455 .
21 ـ كتاب رباعيات ، ص
54 .
22 ـ آقاى احمد شريف
23 ـ احسن التراتيب ، ص 11 .
24 ـ ر . ك :
الفهرست ، آيه الله شريف ، ص 17 .
25 ـ لباب الالقاب ، ص 10 و 11 .
26 ـ
النجم الثاقب ، ص 5 .
27 ـ مجله نور علم ، ش 19 ، 1365 .
28 ـ تذكره
الشعراء ، ص 120 .
29 ـ از يادداشتهاى آقاى حبيب الله سلمانى آرانى
30 ـ
تذكره الشعراء ، ص 218 .
31 ـ سيماى كاشان ، حبيب الله سلمانى آرانى ، از
مجموعه ديار ابرار ، ص 177 .
32 ـ نوشته هاى دكتر على شريف
33 ـ لباب الالقاب
، ص 153 .
34 ـ روزنامه كيهان ، ويژه نامه كاشان ، 18/9/1374 ـ مصاحبه آقاى
حسين شريف .
35 ـ منتقد المنافع فى شرح المختصر النافع ( مقدمه )
عبدالله موحدى