متوفاى 1266 ق .
| ولادت | در حوزه نجف | مربى بزرگ | تاءليفات | ولايت فقيه |
| سيره سبز | انتخاب اصلح | روز وصل و هجران |
در سال 1200 ق .(1) فرزندى در خانه شيخ محمد باقر نجفى به دنيا آمد كه او را
محمد حسن ناميدند .
شرح هجرت نياكان محمد حسن از اصفهان به نجف اشرف را اين گونه ياد كرده اند :
زمانى شيخ عبدالرحيم شريف كبير ـ جد سوم محمد حسن ـ از اصفهان راهى نجف اشرف
شد و در آن شهر مقدس رحل اقامت افكند تا از محضر عالمان بزرگ كسب فيض كند . وى
سرانجام از فقيهان وارسته و فاضل گرديد . دو پسر دانشمند به نامهاى آقا محمد
كبير و آقا محمد صغير ـ جد دوم محمد حسن ، ( مولف كتاب الاقتباس و التضمين در
عقايد ) از او به يادگار ماندند . شيخ عبدالرحيم ، فرزانه اى است كه به نيكى از
او ياد كرده اند .
در حقيقت محمد حسن دوران كودكى و نوجوانى را در دامان خاندان علم و فضيلت
سپرى كرد .
هنوز كودكى بيش نبود و تازه خواندن و نوشتن را فرا گرفته بود كه وارد حوزه
علميه نجف اشرف شد . دروس مقدمات و سطح را بسرعت نزد سيد حسين شقرايى عاملى (
متوفى 1230 ق . ) و شيخ قاسم آل محيى الدين ( متوفى 1238 ق . ) و شيخ حسن (
متوفى 1250 ق . ) گذراند و در نوجوانى به درس خارج فقه و اصول راه يافت .
محمد حسن ساليان دراز در عاليترين سطح دروس حوزه علميه ، در درس آيت الله شيخ
جعفر كاشف الغطاء ، آيت الله سيد مهدى بحر العلوم ، آيت الله سيد جواد عاملى و
آيت الله شيخ موسى كاشف الغطاء شركت كرد(2) و با پشتكار و نبوغى كه داشت توانست
در 25 سالگى به درجه اجتهاد نايل آيد و نگارش كتاب بى همتاى ( جواهر الكلام )
را آغاز كند . شيخ سپس به تدريس علوم دينى همت گذارد .
حوزه علميه نجف به بركت تدريس صاحب جواهر(3) رونق تازه اى گرفت . شيخ آقا بزرگ
تهرانى مى نويسد :
( صاحب جواهر اين امتياز را نيز بر ديگر عالمان داشت كه عموم شاگردانش از
علماى بزرگ و سرشناس بودند و در محضر درس او جمع فراوانى تربيت شده ، در گوشه و
كنار جهان پخش گرديدند و بعد از او مقام مرجعيت يافتند و بر كرسى فتوا نشستند
كه عدد آنان زياد و شمارش آنان كار مشكلى است . )(4)
برخى از شاگردان ممتاز او عبارتند از :
1 ـ آيت الله سيد حسين كوه كمرى : فرزند سيد محمد ، كه با 24 واسطه ، نسبش به
امام حسين عليه السلام مى رسد . او در روستاى ارونق ، از توابع كوه كمره تبريز به
دنيا آمد وپس از فراگيرى خواندن و نوشتن به حوزه علميه تبريز راه يافت . سپس
براى ادامه تحصيل عازم كربلا شد و پس از مدتى به حوزه علميه نجف روى آورد و در
درس صاحب جواهر علميه نجف روى آورد و در درس صاحب جواهر و شيخ انصارى شركت كرد
و به اجتهاد رسيد.(5) ماجراى تواضع و شركت وى در درس شيخ انصارى بسيار شنيدنى
است .(6)
آيه الله كوه كمرى بعد از وفات شيخ انصارى ( متوفى 1281 ق . ) به مرجعيت رسيد.
بسيارى از شيعيان آذربايجان ، تفليس و ايروان از او تقليد مى كردند . سرانجام
وى در سال 1299 ق . در نجف درگذشت و در مقبره اى كه اكنون به نام او معروف است ،
در برابر آرامگاه صاحب جواهر به خاك سپرده شد.(7)
2 ـ آيه الله شيخ جعفر شوشترى : فرزند حسين و اهل شوشتر است در جوانى همراه
پدر به حوزه علميه نجف راه يافت و در درس صاحب جواهر شركت كرد . پس از سالها
تحصيل و رسيدن به مقامهاى والاى عملى و اخلاقى به زادگاه خود برگشت و بيش از سى
سال در آنجا به تبليغ اسلام پرداخت . در سال 1291 ق . به نجف بازگشت . او در صحن
حرم حضرت على عليه السلام به سخنرانى مى پرداخت و گفتارش مشتاقان زيادى داشت .
در سال 1302 ق ، براى زيارت امام رضا عليه السلام به ايران آمد و علماى بزرگ
تهران از او درخواست كردند تا مدتى در تهران بماند . او نخستين امام جماعت مسجد
سپهسالار بود .
آيه الله شيخ جعفر شوشترى ، مرجع تقليد(8) و محدثى بزرگ بود و مى بايست بسان
اغلب مراجع تقليد به تدريس و فتوا بپردازد اما علاقه وافر او به اهل بيت عليهم
السلام وى را بر آن داشت تا به منبر برود و به ذكر روشه هاى جانسوز بر شنودگان
تاءثير بسيار گذارد .
سرانجام در 28 يا 29 صفر 1303 ق ، در راه بازگشت به نجف ، در كرند غرب بدرود
حيات گفت و در نجف به خاك سپرده شد .
3 ـ ملا على كنى : در سال 1220 ق . در روستاى ( كن ) تهران به دنيا آمد .
سالها در حوزه علميه نجف نزد استادان فرزانه اى چون صاحب جواهر به تحصيل پرداخت .
تا اينكه وى به اجتهادش گواهى داد و او به تهران بازگشت و به تاءليف و تبليغ
پرداخت . از وى آثارى در زمينه اصول ، فقه ، تفسير ، حديث و رجال به يادگار
مانده است . سرانجام در صبحگاه روز 27 محرم 1306 ق . درگذشت و در حرم مظهر حضرت
عبدالعظيم حسنى ، در كنار قبر امامزاده حمزه به خاك سپرده شد .
4 ـ شيخ محمد ايروانى : فرزند محمد باقر ايروانى است كه در سال 1232 ق . به
دنيا آمد . در جوانى از ايروان به كربلا رفت و در درس سيد ابراهيم قزوينى شركت
كرد . سپس به نجف رفت و در درس بزرگانى چون صاحب جواهر و شيخ انصارى حضور يافت
و پس از رسيدن به اجتهاد به ( فاضل ايروانى ) شهرت يافت . او پس از وفات آيه
الله سيد حسين كوه كمرى ( متوفى 1299 هـ . ق ) مرجعيت تقليد بسيارى از شيعيان
ايران ، هند ، تركيه ، قفقاز ، و روسيه را عهده دار گرديد و در كرسى تدريس
عاليترين سطح دروس حوزى ، به تربيت شاگردان پرداخت .
از وى كتابهايى در زمينه اصول ، فقه و تفسير بر جاى مانده است . سرانجام در
سال 1306 ق . رخت از جهان بر بست .(9)
شيخ محمد حسن نجفى در 25 سالگى نگارش كتاب بى همتاى ( جواهر الكلام ) در شرح
كتاب شرايع الاسام محقق حلى را آغازيد . جواهر الكلام ، اين دائره المعارف فقه
شيعه ثمره 32 سال تلاش شبانه روزى او اينك معتبرترين متن درسى عاليترين سطح دروس
حوزه هاى علميه شيعه ، يعنى درس خارج فقه است . علامه سيد محسن امين ( متوفاى
1371 ق . ) درباره اين كتاب مى نويسد : در فقه اسلام كتابى به همتايى جواهر الكلام
نيست . شيخ انصارى نيز فرمود : براى مجتهدى كه بخواهد احكام الهى را استنباط
كند ، كافى است كتابهاى جواهر و وسائل الشيعه ( حديث ) را در اختيار داشته باشد
و كمتر اتفاق مى افتد كه به كتابى از پيشينيان نيازمند شود.(10)
او علاوه بر كتاب ( جواهر ) كتابهاى ديگرى نيز نوشت كه عبارتند از :
1 ـ نجاه العباد فى المعاد : درباره احكام طهارت و نماز
2 ـ هدايه الناسكين : درباره احكام حج
3 ـ رساله اى در احكام خمس و زكات
4 ـ رساله اى در احكام روزه كه به فارسى ترجمه شد .
5 ـ رساله اى در احكام ارث
6 ـ مقالاتى پيرامون اصول فقه
صاحب جواهر تا آخرين لحظات عمر به تاءليف مشغول بود . در اواخر عمر تصميم به
شرح كتاب ( قواعد ) علامه گرفت اما افسوس كه پيمانه عمرش به سر آمد.(11)
ولايت فقه از دير باز در حوزه هاى علميه شيعه مطرح بوده و اصل ولايت فقيه نزد
همه فقها مسلم است ، اما در محدوده اختيارات فقيه اختلاف است . صاحب جواهر
درباره ولايت فقيه مى نويسد :
اگر ولايت عامه فقيه نباشد ، بسيارى از كارهاى مربوط به شيعيان معطل مى ماند.
(12)
ايشان علمايى را كه درباره ولايت فقيه ترديد دارند بسختى مورد نكوهش قرار داده
، مى نويسد :
( اين افراد طعم فقه را نچشيده و از فرمايش ائمه عليهم السلام چيزى
نفهميده اند .
)(13)
ساختن گلدسته براى مسجد كوفه ، احداث وضوخانه و مكانى براى سكونت خادمان مسجد
سهله ، بناى ساختمان حرم حضرت مسلم بن عقيل ( س ) و حرم هانى بن عروه ( س ) در
كوفه از كارهاى عمرانى صاحب جواهر است .(14)
وى لباسهاى بسيار تميز مى پوشيد . ظاهرى بس آراسته داشت . بسيار قانع ، فروتن
و شكيبا بود . به شاگردانش احترام خاصى مى گذاشت . طلبه هاى كوشا و با استعداد را
گرامى مى داشت . روزى در وسط درس به امتياز چهار تن از شاگردانش تصريح كرد .
كارى كه از استادان و مراجع تقليد كمتر رخ مى دهد . آن چهار نفر عبارت بوده اند
از : 1 ـ حاج ملا على كنى 2 ـ شيخ عبدالحسين ، معروف به شيخ العراقين 3 ـ شيخ
عبدلرحيم بروجردى 4 ـ شيخ عبدالله نعمت عاملى .(15)
او تلاش ديگران را مى ستود و آنان را تشويق مى نمود . زمانى ( از رى ) شاعر
عرب قصيده بسيار زيبايى در مدح اهل بيت مى سرايد كه به قصيده ( هائيه ) از رى
در نامه عمل من نوشته شود و كتاب ( جواهر ) من در نامه عمل او.(16)
اواخر ماه رجب 1266 ق . بود و صاحب جواهر در بستر بيمارى دستور داد علماى
بزرگ نجف نزد او بيايند . همه با چهره اى غمناك از مريضى مرجع تقليد شيعيان ،
حاضر شدند . صاحب جواهر نگاهى به حاضران انداخت و گفت :
شيخ مرتضى كجاست ؟
ـ نيامده است .
ـ بگوييد بيايد .
شيخ انصارى را يافتند و پيغام ايشان را به او رساندند . شيخ انصارى به محضر
استاد شرفياب شد و استاد به او فرمود :
در چنين وقت حساسى ما را رها مى كنى ؟
شيخ انصارى گفت : رفته بودم مسجد سهله براى بهبود حال شما دعا كنم .
صاحب جواهر فرمود :
زمام امور دينى را كه به من مربوط مى شود ، بعد از خود به شما مى سپارم و اين
امانتى الهى است در نزد شما . و پس از من ، شما مرجع تقليد شيعيان خواهيد بود .
سعى كنيد زياد جانب احتياط را نگيريد . احتياط زياد ، زحمت امت اسلامى را فراهم
مى سازد و دين اسلام ، دين جامع و سهل است .(17)
روز اول شعبان 1266 ق . فرا رسيد . بهشتيان در انتظار به زمين مى نگريستند .
بهشت را آذين بستند و بساط ميهمانى گستراندند . جواهر بى نظير شيعه ، فقيه بلند
آوازه آيت الله شيخ محمد حسن نجفى نفسهاى آخر عمر را مى كشيد . شهادتين را بر
زبان جارى مى ساخت . او عمرى در راه اسلام زحمت كشيده بود و اينك آرام مى رفت تا
به سوى ملكوت پر بگشايد .
حجاج چره جان مى شود غبار تنم خوش آن دمى كه از اين چهره پرده بر فكنم
چنين قفس نه سزاى چو من خوش الحان است روم به روضه رضوان كه مرغ آن چمنم
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك چند روزى قفسى ساخته اند از بدنم
هنگامى كه آفتاب به وسط آسمان رسيد آفتاب عمر صاحب جواهر غروب كرد . شيعيان
غرق در عزا شدند . تشييع جنازه با شكوهى برگزار شد . پيكر پاكش را در مقبره اى
كه خود جنب مسجدش آماده كرده بود ، به خاك سپردند . مجالس يادبود او در بسيارى
از شهرها برگزار شد .
از گوهر شناس فقه ، هشت پسر دانشمند به نامهاى : شيخ محمد ، شيخ عبدالعلى ،
شيخ عبدالحسين ، شيخ باقر ، شيخ موسى ، شيخ حسين ، شيخ حسن ، شيخ ابراهيم و
دخترانى چند به يادگار ماند.
پاورقي
__________________________
1 ـ تاريخ ولادت شيخ محمد حسن را بين سالهاى 1192 ـ 1202 ق .
نگاشته اند ( ر . ك : الكرام البرره ، شيخ آقا بزرگ تهرانى ، ج 1 ، ص 311 ;
الذريعه ، ج 5 ، ص 275 ـ 276 ; روضات الجنات ، ميرزا محمد باقر خوانسارى ، ج 2
، ص 305 ـ 306 ) .
2 ـ الكرام البرزه ، همان ، فوائد الرضويه ، شيخ عباس قمى
، ص 453 ، مقدمه جواهر الكلام ، محمد رضا مظفر ، ج 1 ، ص 22 .
3 ـ آيه الله
محمد حسن نجفى پس از نگارش كتاب ( جواهر الكلام ) به ( صاحب جواهر ) معروف
شد .
4 ـ الكرام البرره ، ج 2 ، ص 305
5 ـ معارف الرجال ، محمد حرز الدين ،
ج 1 ، ص 262 و 263 ; ريحانه الادب ، محمد على مدرس تبريزى ، ج 5 ، ص 105 و 106 .
6 ـ ر . ك : عدل الهى ، مرتضى مطهرى ، ص 330 و 331 .
7 ـ معارف الرجال ، ج
1 ، ص 263 و 264 .
8 ـ رساله عمليه او ( منهج الرشاد ) نام دارد .
9 ـ
الذريعه ، ج 3 ، ص 192 ، معارف الرجال ، ج 2 ، ص 361 ـ 363 ، علماء معاصرين ،
واعظ خيابانى ، ص 21 ـ 22 .
10 ـ اعيان الشيعه ، محسن امين عاملى ، ج 9 ، ص
149
11 ـ معارف الرجال ، ج 2 ، ص 226
12 ـ جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 397
13 ـ همان .
14 ـ الكرام البرره ، چ 1 ، ص 228 .
15 ـ تكمله امل الآمل ، سيد
حسن صدر ، ص 271 .
16 ـ مفاتيح الجنان ، شيخ عباس قمى ، ص 328 .
17 ـ ماضى
النجف و حاضرها ، شيخ باقر ال محبوبه ، ج 2 ، ص 134
ابراهيم اسلامى