علامه بحرانى

متوفاى 1107 ق .

ولادت مرواريد خليج كوچ پرستوها حيات علمى سيد شاگردان دومين بهار حديث
روش علمى و تحقيقى سيد از نگاه ديگران بر قله تقوا و خدمت گنجينه بحرانى خاندان پاك عروج ملكوتى


ولادت

سخن از ستاره درخشان بحرين ، سيد هاشم بحرانى است . او فرزند سيد سليمان حسينى بحرانى است . او فرزند سيد سليمان حسينى بحرانى معروف به (علامه بحرانى ) است . (1)
سلسله نسب او با بيست و پنج واسطه به امام موسى به جعفر عليه السلام مى رسد.(2)
درنيمه اول قرن يازدهم در روستاى (كتكتان ) از توابع شهر(توبلى ) كه پايتخت علمى و سياسى بحرين در آن عصر بود، فرزندى از سلاله پاك رسول خدا صلى الله عليه و آله به دنياآمد. گر چه تاريخ تولد اين وجود سعادتمند به طور دقيق به دست نيامده است . بر اساس برخى از دلايل ، تاريخ تولدش را بين سالهاى 1030 تا 1040 ق . ياد كرده اند.(3)


مرواريد خليج

كشور بحرين در كرانه جنوبى خليج فارس قرار داشته و از دير باز به مرواريد خليج فارس مشهور بوده است . اين كشور از اولين دوران طلوع خورشيد اسلام هماره از پايگاههاى مستحكم مسلمانان بويژه شيعيان جهان بوده و در طول تاريخ ، فرزانگان ، دانشمندان وفقهاى بسيارى از آن ديار برخساته ، خدمات بى شمارى نسبت به اسلام انجام داده اند.(4)
موقعيت ويژه بحرين در عصر علامه بحرانى از نظر سياسى و تجارى و همچنين قلوب پاك و خداجوى مردمان آن ديار و تلاشهاى فرهنگى وعلمى حكومت مركزى ان يعنى ايران ، از جمله دلايلى است كموجب گرديد مسلمانان آن خطه ، انديشمندان تواناى آن ديار را بسان درهاى گرانبها، حمايت و پشتيبانى كرده و از محضر آنان بهره مند شوند.
از اين رو، پس از عراق و ايران ، سومى و عظيم ترين حوزه علميه شيعه در جهان اسلام ، بحرين بوده است .(5) (توبلى ) شهر مركزى و حاكم نشين آن روز بحرين به سبب مركزيت سياسى و موقعيت علمى خود، شهرتى بسزا يافته بود. در آن ايام شيخ محمدبن ماجد بن مسعود بحرانى ، مرجعيت و رهبرى علمى و معنوى آن نواحى را به عهده داشت . (6)


كوچ پرستوها

موقعيت ممتاز فرهنگى ، سياسى و جغرافيايى بحرين ، متجاوزان و قدرتمندان زورگو را بر آن داشتن تا هر بار با تهاجم به اين خطه پر حاصل ، خسارات جانى و مالى بى شمارى به اهالى اين منطقه وارد سازند.
اين تهاجمات ، عرصه را بر علماء و دانشمندان تنگ كرد به طورى كه موجب مهاجرت آنان به كشورهاى همجوار بويژه ايران و عراق گرديد.(7) فرزندان محدث بحرانى از كسانى بودند كه در غائله سوم بحرين به ايران هجرت كرده ، به اصفهان رفتند.(8)
ميرزا عبدالله افندى نوشته است : (اكثر كتابهاى سيد را در اصفهان در منزل فرزندش سيدمحسن ديده ام .)(9) جاى ترديد نيست كه در اين تهاجمات و حمل و نقل ها، اى بسا آثار بسيارى از دانشمندان از جمله محدث بحرانى از بين رفته باشد.


حيات علمى سيد

سيد بحرانى پس از چندى تحصيل در زادگاهش راهى نجف اشرف شد و از استادان آن حوزه با شكوه استفاده فراوان بد و سالها بعد با رسيدن به مقام علمى و معنوى اجتهاد، بزرگ مرجع آن حوزه گشت . گر چه سال ورودش به نجف ، به صورت دقيق مشخص نيست اما به يقين در سال 1063 ق . نزد استاد بزرگ نجف ، فخرالدين طريحى به دانش اندوزى مشغول بوده است . (10) او پس از چندى به زادگاهش بحرين بازگشت و بعد از رحلت شيخ محمد بن ماجد بحرانى عهده دار منصب مرجعيت و رهبرى دينى علمى مردم گرديد.(11)
سيد بحرانى دردوران تحصيلات خويش از محضر استادان گرانقدرى بهره مند گشت كه برخى از آنها بدين شرح است :
1 ـ شيخ فخرالدين طريحى نجفى (متوفى 1087ق .) مولف كتاب (مجمع البحرين و مطلع النيرين ).
وى از خاندانهاى بزرگ نجف اشرف بود. برخى ديگر از كتابهايش عبارت از: (شرح مختصر النافع )، (تميز المتشابه من اسماء الرجال .)
علامه بحرانى و علامه مجلسى هر دو از شاگردان فخرالدين طريحى بودند.(12)
2 ـ سيد عبدالعظيم بن عباس استرآبادى ـ از بزرگان علماى اخبارى بود كه به علامه بحرانى اجازه نقل روايت داد.(13)


شاگردان

شاگردان و راويان بسيارى از سيدهاشم بحرانى اجازه نقل حديث دريافت كردند ه به برخى از آنان اشاره مى شود.
1 ـ شيخ محمد بن حسن حر عاملى : مولف كتاب (وسايل الشيعه )(14)
2 ـ شيخ محمود بن عبدالسلام المعنى .(15)
3 ـ شيخ عبدالله بن على بن احمد بحرانى (متوفى 1148 ه' ق ) مولف كتاب (الرسائل المتشتته )(16)
4 ـ سيد محمد بن على سيف الدين عطار بغدادى .(17)
5 ـ شيخ على مقابى بحرانى .(18)
6 ـ شيخ حسن بحرانى .(19)
7 ـ شيخ هيكل بن عبد على اسدى جزائرى .


دومين بهار حديث

قرن چهارم و پنجم هجرى دوران نشر و گسترش علوم وتاليف و تصنيف و آزادى نسيب علماى بزرگ شيعى بود. در اين دوران عالمان و محدثان بزرگ ، كتب اربعه شيعه (كافى ، تهذيب الاحكام ، من لا يحضره الفقيه ، استبصار) را كه منابع اساسى فقه تشيع به شمار مى روند به رشته تحرير درآوردند.
پس از آن دوران ، تلاش علمى و تحقيقى در موضوع گردآورى ، تدوين و تاليف حديث رو به خاموشى نهاد تا اينكه پس از گذشت پنج قرن سكوت زمساتى ، در قرن يازدهم هجرى ، بزرگان و نوابغى از عالم تشيع به اين امر مهم همت گماشته ، با استفاده از زمينه مناسبى كه در پرتو حكومنت صفويان به وجود آمده بود، تلاش فراگيرى را در اين باره پى گرفتند.(20)
پيشگامان اين تحول عظيم و پيام آوران اين بهار با صفا، بزرگانى چون علامه مجلسى و علامه بحرانى بودند. علامه مجلسى با تدوينو نگارش مجموعه عظيم (بحارالانوار) خدمت بزرگى به اسلام كرد.
علامه سيد هاشم بحرانى نيز آستين همت بالازد و به دور از هياهوى زمانه ، خود را به درياى بيكران علوم الهى و معارف اهل بيت افكند و با استمداد ازكلام و گوهرهاى تابناك امامان معصوم ، ساحلى زيبا و پر طراوت رابه رهروان طريق هدايت نشان داد.
آن محدث و مفسر بزرگ انگيزه و هدف خود را از اين كار عظيم چنين بيان مى كند:
(ديدم كتب علمى از بين مى رفت و آثار پوسيده مى گرديد، در حالى كه اين كتابها قبل از روزگار مامنابعى غنى بودند كه پس از چندى تنها علايمى از آنها بر جاى ماند و به مرور، اثرى از آن علامتها نيز باقى نماند. گويا چيزى گفته و نوشته نشده بوده است . با اينكه ستارگان علم و معرفت روشنى مى بخشيدند و كتابها و آثار آنها به طور فراوان در همه نقاط نگاشته و منتشر مى گرديد.(21)
او با اين هدف و مقصد، به اين تحول عظيم دست زد و بدين سان بار ديگر طراوت شكوفه هاى بوستان اهل بيت عليهم السلام و پيام بهار ايمان را نويد داد.
علامه بحرانى در قرن يازدهم كه مى تون آن را (عصر احياى دوباره حديث ) نام نهاد با تمسك به حديث شريف پيامبر گرامى اسلام كه فرمود: ( ايها الناس انى تارك فيكم الثقلين .... كتاب الله و عترتى ... ) به دفاع از مرزهاى عقيدتى اسلام و تفسير آيات قران كريم پرداخت و براى پاسدارى و ترويج ثقل اكبر (قرآن مجيد) تفاسير متعددى به رشته تحرير درآورد.
او در دفاع از ثقل اصغر(اهل بيت ) و انتشار احاديث معصومين عليهم السلام نيز تلاشى درخور توجه و ستودنى از خود نشان داد. وى كه فقيهى گرانمايه و صاحب تاليفات بسيار ارزشمندى در فقه ، اصول ، رجال و... بود زمانى از ادامه تحقيق و تاليف در فقه منصرف شد وبه يكباره توجه ويژه اى نسبت به تدوين آثار اهل بيت پيدا كرد و با تمام توان و سرعت و دقت فراوان ، به اين مهم پرداخت .(22)
درباره او آمده است :
(علامه بحرانى عمر شريفش را وقت جمع آورى ، تصحيح و تدوين احاديث نمود و حتى يك لحظه از جستجو براى يافتن كتب حديث و جمع آورى نسخه هاى احاديث براى بهتر استفاده كردن از روايات آرام نگرفت .(23)
بدين سان علامه سيد هاشم بحرانى باتلاش وصف ناپذير خويش ، (پاسدار حريم ثقلين ) گرديد.


روش علمى و تحقيقى سيد

علامه بحرانى در تدوين كتابهاى روايى و حديث ، از روشهاى برجسته و علمى خاصى استفاده مى كرد كه اشاره اى اجمالى به آنها ضرورى مى نمايد.
1 ـ استفاده از روايات اهل سنت براى اثبات امامت على عليه السلام و ديگر امام معصوم عليهم السلام به گونه اى كه او حديث منزلت را از طريق يكصد سند از دانشمندان اهل سنت را ذكر نام كتاب و مدرك آنها نقل كرده است .(24)
2 ـ استفاده از نسخه هاى متعدد و عبارات متفاوت يك حديث براى صحيح تر مشخص شدن وگويايى حديث .
3 ـ تحقيق و تصحيح سند احاديث براى پيدا كردن روايات صحيح .(25)
او دراين زمينه كتاب تهذيب شيخ طوسى را بررسى و تحقيق كرد و اعلاط بسيارى را كه در رجال وسند اخبار بود مشخص ساخت و اثر خويش را (تنبيهات الاريب فى رجال التهذيب ) ناميدند.(26)
4 ـ دسته بندى و تبويب احاديث از ديگر كارهاى مهم و لازمى بود كه در سيره نيكوى سيد قرار داشت .
او در اين كتاب (ترتيب التهذيب ) را كه مربوط به تهذيب شيخ طوسى بود به رشته تحرير درآورد و آن را به بهترين روش تدوين و دسته بندى كرد.(27)
كوشششهاى جانفرساى اين محقق توانمند، عالمان و سيره نويسان بلند پايه را بر آن داشت تا هماگان اعتراف كنند كه در تاريخ تشيع كسى جز علامه مجلسى (ره ) مانند او ديده نشده است .(28) و بلكه در برخى از موارد از جمله تحقيق در سند و تصحيح آن ، امتيازاتى دارد كه در نوع خود بى نظير بوده و ايشان در اين باره از مصادرى حديث نقل كرده كه علامه مجلسى به آنها دست نيافته است .(29)


از نگاه ديگران

با نگاهى به نظرات بزرگان درباره علامه بحرانى ، ابعادى از شخصيت وى هويدا مى شود.
1 ـ شيخ يوسف بحرانى مى گويد:
سيد بحرانى مردى است فاضل ، محدث ، جامع و داراى تتبع زياد در اخبار، به طورى كه غير از علامه مجلس مانند اودر شيعه ديده نشده و كتابهاى متعددى تاليف نموده كه شهات بر وسعت تتبع و اطلاع ايشان دارد...
او از پرهيزكارانى بود كه بر ملوك و سلاطين بسيار سخت مى گرفت .(30)
2 ـ شيخ حر عاملى :
(.... او مردى با طهارت و.... عارف به تفسر و علوم عربيت و رجال مى باشد(31))
3 ـ شيخ عباس قمى :
(سيد.... ركن معتمد،.... فقيه ماهر، محدث جامع ، متتبع در اخبار، صاحب مولفات كثير سودمند، كه نشان از كثرت اطلاعات ... آن جناب است .(32)
4 ـ سيد محسن امين :
درتتمه امل الامل آمده است كه : سيد بحرانى از كوههاى راسخ و درياهاى شگرفت علم است . كسى از او ـ حتى علامه مجلسى ـ پيشى نگرفته و ديگر آمدن امثال او در اينده ، بااين قدرت تتبع و كثرت اطلاعات مشكل است .(33)
5 ـ شيخ حسن دمستانى :
سيد بزرگوار، شجاع ثابت قدم و پيشواى پيشتاز..... و صاحب حافظه بسيار قوى و در حفظ خصوصا روايات به حدى رسد كه بر همه غالب گرديد.... و در اين مسابقه گوى سبقت را از پيشتازان اين ميدان ـ اگر چه تقديم زمانى بر او داشتند ـ ربود.(34)
6 ـ شيخ محمد حرزالدين :
... او بسيار مقدس ، عابد و متقى بود و در تقوا، فراست وپرهيزكارى به مرتبه بلندى رسيد.(35)
7 ـ آيت الله مرعشى نجفى :
.... شخصيتى كه هم از جهت شهرت ملقب و مشهور به علامه و هم از حيث علم واقعا علامه مى باشد آگاه و متبحر در حديث ، نابغه در روايت ، پيشواى پيشتاز....(36)
8 ـ شهيد مطهرى :
سيدهاشم بحرينى از محدثين و متتبعين معروف شيعه به شمار مى رود.(37)


بر قله تقوا و خدمت

علامه بحرانى اسطوره تقوا و ضرب المثل پرهيزكارى بود. شيخ محمد حسن نجفى ، صاحب كتاب جواهر الكلام درضمن موضوعات مربوط به عدالت وتقوا، فرزانگانى چون مقدس اردبيلى و علامه بحرانى را از چهره هاى ممتاز و استثنايى تقوامعرفى مى كند.(38)
سيد بحرانى به رغم فعاليتهاى تحقيقى و تاليف كتابهاى پر ارج ، هيچ كاه از هدايت و ارشاد مردم غافل نبود و وظايفى چون قضاوت ، اجراى احكام الهى ، كوتاه كردن دست ظالمان و ديگر امور مربوط به جامعه را بخوبى به انجام رساند.(39) او با مديريت دينى خويش انسانهاى صالح را به سوى تكامل و سعادت واقعى رهنمون گشته ، هدايت گر مردم در دين و دنيايشان بود.


گنجينه بحرانى

علامه سيد هاشم آثار ارزشمندى را در موضوعات متفاوت علوم اسلامى به يادگار نهاد و باتاليف كتابهاى متعدد، دائره المعارفى جامع و سودمند در اختيار رهروان هدايت و پژوهشگران شريعت قرار داد. اينك آثار جاويدان او رابه نظاره مى نشينيم :
1 ـ علوم قرآنى
2 ـ البرهان فى تفسير القرآن
3 ـ اللوامع النوارنيه فى اسماء على واه لبيته القرآنيه
4 ـ الحجه فيما نزل فى القائم الحجه
5 ـ نور الانوار فى تفسير القرآن
6 ـ الهادى و مصباح النادى
7 ـ الهدايه القرآنيه الى الولايه الاماميه
8 ـ اصول اعتقادات
9 ـ حقيقه الايمان المبثوت على الجوارح و احاديث التوحيد و النبوه و الامامه
10 ـ نهايه الاكمال فيما يتم به تقبل الاعمال
11 ـ مصباح الانوار و انوار الابصار فى بيان معجزات نبى المختار
12 ـ امامت
13 ـ اثبات الوصيه
14 ـ احتجاج المخالفين على امامه على بن ابى طالب امير المومنين عليه السلام
15 ـ الانصاف المسترشدين فى بيان تراجم الراجعيت الى الولايه على بن ابى طالب امير المومنين عليه السلام
16 ـ ايضاح المستر شدين فى بيان تراجم الراجعيت الى الولايه على بن ابى طالب امير المومنين
17 ـ بهجه النظر فى اثبات اوصايه والامامه للائمه اثنى عشر
18 ـ البهجه المرضيه فى اثبات الخلافه و الوصيه
19 ـ تبصره الولى فيمن راى القائم المهدى
20 ـ تبصره الولى فى النص الجلى امير المومنين على بن ابيطالب عليه السلام
21 ـ التحفه البهيه فى اثبات الوصيه لعلى عليه السلام
22 ـ سلاسل الحديد و تقيد اهل التوحيد
23 ـ عمده النظر فى بيان عصمه الائمه الاثنى عشر
24 ـ غايه المرام و حجه الخصام فى تعيين الامام من طريق الخاص و العام
25 ـ فصل معتبر فيمن راى الامام الثانى عشر
26 ـ كشف المهم فى طريق خبر غدير خم
27 ـ مدينه المعاجز الائمه الثنى عشر و دلائل الحجج على البشر
28 ـ تفضيل الائمه صلوات الله عليهم على الانبياء عدانبيا محمد صلى الله عيله و آله وسلم
29 ـ تفضيل على عليه السلام على الانبياء او العزم من الرسل
30 ـ تلخيص رسالتين
31 ـ حليه النظر فى فضل الائمه الاثنى عشر
32 ـ الدر النضيد فى فضائل الحسين الشهيد عليه السلام
33 ـ فضائل على و الائمه من والده
34 ـ فضل الشيعه (مناقب الشيعه )
35 ـ اللباب المستخرج من كتاب الشهاب
36 ـ مناقب امير المومنين
37 ـ التيمه و الدره الثمينه
38 ـ معالم الزلفى فى عارف النشاه الاولى والاخرى
39 ـ نزهه الابرار و منار الافكار فى خلق الجنه والنار
40 ـ تاريخ اسلام
41 ـ حليه الابرار فى احوال محمد و آله الاطهار
42 ـ المطاعن البكريه و المثالب العمريه من طريق العثمانيه
43 ـ مولد القائم
44 ـ وفاه النبى
45 ـ وفاه الزهراء
46 ـ سيرالصحابه
47 ـ مقتل ابى عبدالله الحسين عليه السلام
48 ـ فقه
49 ـ التنبيهات فى الفقه
50 ـ حديث
51 ـ ترتيب التهذيب
52 ـ شرح ترتيب التهذيب
53 ـ روضه الواعظين فى احاديث الائمه الطاهرين
54 ـ تعريف رجال من لا يحضره الفقيه
55 ـ رجال
56 ـ تنبيهات الاريب فى رجال التهذيب
57 ـ التيميه فى بيان نسب التيمى
58 ـ روضه العارفين و نزهه الراغبين
59 ـ من روى النص على الائمه الاثنى عشر من الصحابه والتابعين


خاندان پاك

سيد هاشم بحرانى كه از تبار هاشميان بود و ريشه در علويان داشت فرزندانى صالح و دانشمند به جامعه اسلامى تحويل داد.
همسرش ، دختر شيخ على فرزند شيخ عبدالله بن شيخ حسين بن على كنيار بود.
فرزندان سيدبحرانى عبارت بودند از:
1 ـ سيد عيسى ـ او عالمى پرهيزكار و نويسنده اى پژوهشگر بود. شرحى بر كتاب (زبده الاصول ) شيخ بهايى نوشته است . كتبا (نهايه الاكمال فيما به تقبل الاعمال ) را كه اثر پدر بزرگوارش بود به رشته تحرير درآورده است .(40)
2 ـ سيد محسن ـ او بظاهر فرزند بزرگ سيد و دانشورى پرهيزكار بود.(41)
3 ـ سيد محمد جواد ـ گر چه از شرح زندگى اش اطلاعى در دست نيست ، آقا بزرگ تهرانى ، با عبارتى مقام علمى او را بيان مى كند. وى نوشته است كتاب (زبده الاصول ) شيخ بهايى از سوى سيد محمد جواد شرح شده است .(42)
4 ـ سيد على ـ او نيز همچون ديگر برادرانش از دانشمندان برجسته بوده است . (43)
علامه بحرانى داراى سه برادر به نامهاى سيد كاظم ، سيد جعفر، و سيداحمد بوده است .(44)
سيد محمد جواد فرزند سيد على از نوادگان او و فاضلى توانا بود و پس از مدتى اقامت در اصفهان ، براى تبليغ به سوى فارس رفته ، مدتى در شهر (خنج ) كه در آن روزگار اهميت تجارى فوق العاده اى داشت سكونت كرد.
سيد محمد جوادپس از احداث مسجدى در آن شهر، از سوى ساكنان آنجا كه اهل سنت بودند، مورد تهديد قرار گرفت و بر اين اساس شبانگاه به سوى روستاى (اسير) حركت كرد و سالها درميان آنها با عزت زيست .
آقا سيد محمد جواد تا پايان عمر در آنجا به سر برد تااينكه دعوت حق را لبيك گفت : مقبره او امروزه زيارتگاه معروفى است .(45) پس از وى فرزندانش به شهر (مهر) كه خاستگاه سادات و علما بود مهاجرت كردند.


عروج ملكوتى

سال 1107 ق . بحرين در اضطراب بود. اضطراب هجران يكى از ستارگان فروزان جهان تشيع . ناگهان سفير غم خبر رحلت عالم ربانى سيد هاشم بحرانى را به گوش ساكنان آن ديار رساند. او در روستاى نعيم جان سپرد و روحش به ملكوت اعلى پر كشيد و جهان تشيع را در سوگ خود نشاند. پيكر پاكش با احترام و تجليل به روستاى (توبلى ) منتقل كشت و در مقبره ماثنى ، در جوار مسجد معروف آن سامان به خاك سپرده شد. مقبره اش اينك زيارتگاه خداجويان بحرين است .

پاورقي
__________________________

1 ـ العلامه السيد هاشم البحرانى ، فاس تبريزيان ، ص 19.
2 ـ جامع الانساب ، محمد على روضاتى ، ص 23.
3 ـ العلامه السيد هاشم بحرانى ، ص 21، 22.
4 ـ براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به كتاب (سيماى بحرين ) تاليف على محمدى ، از مجموعه ديار ابرار.
5 ـ داتره المعارف تشيع ، ج 3، 119.
6 ـ زندگينامه علامه بحرانى ، سيدمحمد برهانى ، ص 73.
7 ـ العلامه السيد هاشم البحرانى ، ص 31.
8 ـ زندگينامه علامه بحرينى ، ص 65.
9 ـ رياض العلماء و حياض الفضلاء، 5 ،ص 299.
10 ـ مقدمه تفسير الهدى و مصباح النادى ، علامه بحرانى ، ص 83.
11 ـ العلامه السيد هاشم البحرانى ، ص 42، زندگينامه علامه بحرينى ، ص 73.
12 ـ لولوالبحرين ، شيخ يوسف بحرانى ، ص 66، 67.
13 ـ روضات الجنات ، محمد باقر خوانسارى ، ج 8، ص 183.
14 ـ امل الآمل ، حر عاملى ، ج 2، ص 341.
15 ـ لولو البحرين ، ص 75.
16 ـ همان ، ص 72، الذريعه ، آقا بزرگ تهرانى ، ج 10 ص 258.
17 ـ معارف الرجال ، محمد حرز الدين ، ج 2، ص 330.
18 ـ الذريعه ، ج 7، ص 79 و ج 8، شماره 447.
19 ـ العلامه السيد هاشم بحرانى ، ص 48.
20 ـ سير حديث در اسلام ، سيد احمد ميرخانى ، ص 332.
21 ـ مدينه المعاجز، سيد هاشم بحرانى ، ج 1، مقدمه ، ص 28.
22 ـ علامه بحرينى ، ص 113، 114، 115.
23 ـ العلامه السيد هاشم البحرانى ، ص 57.
24 ـ غايه المرام ، سيد هاشم بحرانى ، ص 109، 126، 191، 200.
25 ـ البرهان ، سيد هاشم بحرانى ، ج 4، ص 551.
26 ـ لولوه البحرين ، ص 65.
27 ـ همان .
28 ـ لولوالبحرين ، ص 63، الكنى و الالقاب ، شيخ عباس قمى ، ج 3، ص 93، قصص العلماء ،ص 63، اعيان الشيعه ، سيد محسن امين عاملى ، ج 51، ص 8، انوار البدرين ، على بلادى ، ص 136.
29 ـ العلامه السيد هاشم بحرانى ، ص 57.
30 ـ لولو البحرين ، ص 63، 64.
31 ـ امل والآمل ،ص 341.
32 ـ فوائد الرضويه ، ج 2، ص 705.
33 ـ اعيان الشيعه ، ج 51، ص 8، ج 10، ص 249.
34 ـ انتخاب الجيد من تنبيهات السيد، ص 2.
35 ـ مراقد المعارف ، ج 2، ص 358.
36 ـ ترتيب التهذيب ، مقدمه .
37 ـ خدمات متقابل اسلام و ايران ، ص 409.
38 ـ جواهر الكلام ، ج 3، ص 295.
39 ـ لولوه البحرين ، ص 63.
40 ـ انوار البدرين ، ص 140.
41 ـ زندگينامه علامه بحرينى ، ص 93.
42 ـ الذريعه ، ج 13، شماره 1092.
43 ـ زندگينامه علامه بحرينى ، ص 94، 95.
44 ـ همان .
45 ـ خنج از شهرهاى استان فارس .

سيد مصطفى علامه مهرى