تربیت
Tarbiat.Org

امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) و خودآگاهی تاریخی
اصغر طاهرزاده

آشتی با جهانِ خدا

در مدینة‌الله همه چیز به خدا برمی‌گردد و جهان، مخلوق خدای حکیم است و انسان بیش از آن که جهان را براساس هوس خود تغییر دهد، با جهانِ خدا آشتی می‌کند و با آن هماهنگ می‌شود، چون انسان در تمدن دینی بنده‌ی خداست. ولی در فرهنگ مدرنیته، خودش خداست. در نتیجه با اصالت‌دادن به اهواء نفسانی، تفرقه و پراکندگی به سراغ انسان می‌آید و انسان از خلوت با خود و خلوت با خدا محروم می‌شود. تا آن‌جایی که تنهائی با خدا و خلوت با پروردگار را به عنوان بیماری و عقده‌ی روانی به شمار می‌آورند. تمدن جدید با اصالت‌دادن به ماده و حسّ و نفی هرگونه حقیقتِ غیر مادی، پیامبران را آدم‌هایی می‌داند که فقط می‌پندارند پیامبر هستند و بدون آن‌که اظهار کنند، پیامبران را جزء انسان‌هایی می‌دانند که در خیالات خود به سر می‌برند، چون از نظر این تمدن، واقعیتی ماوراء عالم ماده وجود ندارد تا کسی بخواهد با آن ارتباط داشته باشد. حال اظهار این همه سخنان حکیمانه که توسط انبیاء الهی به بشریت عرضه شده است، توسط یک انسان خیالاتی چگونه قابل توجیه است؟ تناقضی است که فرهنگ غربی در کنار سایر تناقضاتی که برای خود پیش آورده، باید جواب دهد.
روح تمدن غربی، از ثابتات عالم منقطع شده است. در همین رابطه ارتباط انسان با خودش - به عنوان یک حقیقت ثابت و مجرد- نیز قطع گشته است. نتیجه آن شده که تحت تأثیر فرهنگ غربی، وقتی انسان‌ها به خانه‌ی خود می‌روند دائماً به چیزی که آن‌ها را از خود بگیرد نظر دارند، اعم از تلویزیون و اینترنت و غیره.
اگر بدانیم تمدن غربی چه فاجعه‌ای را بر بشریت تحمیل کرده جایگاه و نقش انقلاب اسلامی را که در مقابل چنین تمدنی به صحنه آمده درست درک می‌کنیم، انگشت اشاره‌ی انقلاب اسلامی، به سوی عالَم ثابتات است و لذا نباید شخصیت اصلی انقلاب را در مشکلاتی که به طور طبیعی با هر انقلابی همراه خواهد بود، پنهان کرد، و از آن طرف مسئولان کشور باید بدانند اسلامی بودن انقلاب به جهت توجه ذات انقلاب به حقایق ثابت غیبی است و برای باقی‌ماندن انقلاب باید نظام آموزشی کشور براساس توجه به چنین اموری تجهیز شود، اموری که با نگاه غربی به عالم تفاوت ماهوی دارد، و بدانیم هر چه بر نظام آموزشی غربی و نگاه آن به عالم و آدم اصرار بورزیم ناخواسته انقلاب اسلامی را در حجاب غرب فرو برده‌ایم.