تربیت
Tarbiat.Org

انقلاب اسلامی، برون‌رفت از عالَم غربی
اصغر طاهرزاده

برکات مدیریت معنوی

ارزش حاكمیت «فضیلت» و «حكمت» اینجاست که انسان‌ها را از صحنه بیرون نمی‌کند بلکه ابعاد متعالی آن‌ها را رشد می‌دهد تا خودشان به طور طبیعی طالب جنبه کمال معنوی خود باشند. اگر برنامه خالق انسان‌ها بر آن‌ها حاكم باشد، از آن‌جایی که خداوند تمام ابعاد انسان را می‌شناسد، جامعه‌ای به وجود می‌آید که تمام ابعاد انسان رشد می‌کند و هرکس در آن نوع از تعالی که باید باشد، قرار می‌گیرد. اما اگر عقل جزئیِ انسان‌ها بر جامعه حاکم شد انواع افراط‌ها و تفریط‌ها است که گریبان فرد و جامعه را می‌گیرد. زیرا عقل بنده و امثال بنده اگر بعضی از چیزها را بفهمد هزاران چیز را نمی‌فهمد، در حالی که در مدیریت معنوی، مسئله فرق می‌کند. نمونه‌اش این‌كه ملاحظه می‌کنید چگونه نفس ناطقه‌ی انسان به عنوان موجودی معنوی بر «تنِ» انسان حاكم است. نفس ناطقه‌ی شما جنبه‌ی غیبِ شما است و بر «تن» شما حاكم است، به همین جهت الان بدون این‌كه متوجه باشید ضربان قلبتان را ایجاد و كنترل می‌كند. وقتی مُردیم دیگر قلبمان نمی‌زند، چون با مُردن، نفس ناطقه از بدن منصرف می‌شود. در حركت خون در اعضاء بدن و این كه چه اندازه خون باید به نوك انگشت‌ها برسد و یا معده چه اندازه نیاز به خون دارد، خلاصه تمامِ ابعادِ نیازِ بدنِ شما از ریزترین تا اساسی‌ترینش را نفس ناطقه با یك نوع كنترل دقیق دارد مدیریت می‌کند. چون بدن از طریق نفس ناطقه‌ای که جنبه‌ی معنوی شما است مدیریت می‌شود، این نوع مدیریت، بحران نمی‌آورد. اما اگر فکر کنیم عقل بشر و نظر كارشناسان برای اداره‌ی امور جامعه کافی است همین است که امروز در دنیا می‌بینید و ملاحظه می‌کنید چگونه نظرات این به اصطلاح كارشناسان این‌همه با یکدیگر در تضاد است. اشکال به کارشناسان نیست، اشکال در این است که عقل جزئی بشر در جایی نشسته است که وَحی باید بنشیند. اگر از مدیریت الهی خارج شدیم و در نتیجه مدیریت‌ها بیرون از «فضیلت» و «حکمت» بر جامعه اِعمال شد، همین است كه می‌بینید. سرنوشت جامعه در دست عقل جزئیِ كارشناسان قرار می‌گیرد که در بسیاری از موارد ضد همدیگر نظر می‌دهند، اسمش هم هست نظرات كارشناسی‌شده، بدون آن‌که جایگاه انسان را در عالم بشناسند و بر آن اساس نظر دهند.
نگاه سکولار به عالم و آدم نتیجه‌اش جز این نیست که امروز ما در فرهنگ غربی با آن روبه‌روئیم. چه بسیار کارشناسانی که از نظر فردی انسان‌های مسلمانی هستند ولی بدون آن‌که خودشان متوجه باشند نگاه کارشناسی‌شان سکولار است و لذا خود آن‌ها هم نمی‌دانند دارند چه كار می‌كنند.