تربیت
Tarbiat.Org

انقلاب اسلامی، برون‌رفت از عالَم غربی
اصغر طاهرزاده

جایگاه «فضیلت» و «حکمت»

حضرت امام خمینی(رض) افق ظلمات زمانه را از زاویه‌ای نگاه می‌كردند که باید حاکمیت براساس برنامه‌ای عمل کند که حدیث ثقلین متذکر آن است، یعنی برنامه‌ی قرآن و عترت. عده‌ای هم به حضرت امام خمینی(رض) اشکال می‌گرفتند که چرا با شاه درگیر شده، می‌گفتند تنها شاهی كه زیر این آسمان شیعه است، اوست. در نظر بگیرید حضرت امام چگونه باید از این فضاسازی بگذرد و حرف خود را بزند؟ چقدر باید مدارا کند تا آرام آرام افراد متوجه روح ظلمانی زمانه بشوند. این‌جاست كه آدم گاهی نمی‌تواند در ابتدا بفهمد كه امام(رض) چه کار می‌خواهند بکنند، آنقدر باید مدارا کنند تا یکی‌یکی مسائل برای افراد روشن شود و بتوانند با ایشان همراهی کنند. بنده باز جمله قبلی را تکرار می‌کنم، عنایت فرمائید:
«گشودن جبهه‌ی توحید در ظلمات دوران آخرالزمان كار انسان‌هایی است كه از جایگاه نگاهِ به آسمانِ غیب، زمین را و حوادث زمین را می‌نگرند و تحلیل می‌كنند.»
گشودن جبهه‌ی توحید در ظلمات آخرالزمان نیاز به «فضیلت» و «حكمت» دارد و این دو را باید از طریق ارتباط با عالم غیب به دست آورد و در آن صورت مدیریتی که همراه با «فضیلت» و «حكمت» باشد، به همه‌ی ابعاد بشر جواب می‌دهد و امروز بشر نیاز دارد که بداند گمشده‌ی او «فضیلت» و «حکمت» است تا در بستر چنین فضائلی تلاش‌هایش به ثمر برسد.
در شخصیت حضرت امام خمینی(رض) به عنوان فقیهی کارآزموده به خوبی دو صفت «فضیلت» و «حكمت» قابل درک بود و بر همان اساس انقلاب اسلامی را مدیریت می‌فرمودند و توانستند روح زمانه را به نفع اسلام تغییر دهند. امروزه در دنیا مدیریت‌های مختلفی مطرح است، یکی مدیریت اسلحه‌ها که قبیله‌ای به پشتیبانی اسلحه‌هایش بر کشوری غالب می‌شود و سپس به صورت موروثی آن را اداره می کند، مثل مدیریت موروثی که در کشور سعودی و ژاپن و یا انگلستان مطرح است. از دیگر مدیریت‌ها، مدیریت اقتصادی است كه محور ارزیابی‌ها درآمد اقتصادی است و بقیه‌ی ارزش‌ها در ذیل آن معنی می‌شود. حال در این نوع مدیریت اگر نظام خانواده متلاشی شد و فضائل انسانی به پایین‌ترین مرتبه‌ سقوط کرد، کسی نگران نیست، چون درآمدِ بیشتر محور ارزش‌ها است. از دیگر مدیریت‌ها، مدیریت تكنیك است که محور کمال و پیشرفت جامعه‌ در چنین مدیریتی دارابودن آخرین تکنیک است، چیزی که امروزه غرب بر همین اساس ارزش‌های خود را بر جهان تحمیل کرده است و زندگی را در داشتن تکنیک برتر معنی می‌کند و هرکس به همان اندازه که صاحب تکنیک برتر است، در زندگی موفق‌تر است. به طوری که در چنین فضایی تكنیك دیگر یك وسیله برای زندگی نیست، بلکه یك فرهنگ و یک نوع مدیریت است و کار چنین مدیریتی به جایی رسیده که امروز شما در غرب و کشورهای غرب‌زده ملاحظه می‌فرمائید، به طوری‌که بشر را با انواع بحران‌ها روبه‌رو کرده است.
در مقابل مدیریت‌های ذکرشده، مدیریت «فضیلت» و «حكمت» مطرح است که حتماً چنین مدیریتی برای حفظ خود باید به آسمان معنویت ربط داشته باشد و باید برای تنظیم روابط و مناسبات انسا‌ن‌ها از حكیم مطلق برنامه بگیرد. مدیریتی که گرایش مذهبی داشته باشد ولی «حکمت» و «فضیلت» نداشته باشد، نتیجه‌ی آن گروه طالبان می‌شود. طالبانیسم هم حرفش همین است كه ما باید حكم خدا را در مناسبات جامعه حاكم كنیم اما در کنار این گرایش، از فضیلت و حکمت محروم است. حضرت امام خمینی(رض) به عنوان فقیهی همه‌جانبه‌نگر بر مبنای فرهنگ اهل البیت(ع)، «فضیلت» و «حکمت» را به صحنه آوردند.
مدیریت حضرت امام‌خمینی(رض) از آن جهت یک مدیریت فوق‌العاده‌ بود كه با شناخت روح زمانه تصمیم می‌گیرند. «دموكراسی» و مردم‌سالاری را با طرح شورای نگهبان، در بستری قرار دهند که می‌توان نام «مردم‌سالاری دینی» بر آن نهاد و کار را در بستری انداخت تا از آفات دموکراسی غربی، که عبارت است از حاکمیت امیال سرگردان، مصون بماند. زیرا دموكراسی در بستر خود، به اسم حاکمیت آراء مردم، حاكمیت میل‌های مردم را به صحنه می‌آورد و این در حالی است که اگر جامعه‌ای براساس امیالش عمل کند در مسیر هلاکت و فساد قرار می‌گیرد. و خداوند در این رابطه می‌فرماید: «...بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ، وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ»(85) با این‌که پیامبر خدا به حق به طرف آن‌ها آمد، اکثرشان نسبت به پذیرش حق کراهت داشتند، و اگر خداوند از میل‌های آن‌ها پیروی کرده بود آسمان‌ها و زمین و هرآنچه در بین آن‌ها بود فاسد می‌گشت. حضرت امام(رض) با طرح شورای نگهبان، دموکراسی و مردم‌سالاری را آسمانی می‌كنند تا پیروی از میل‌ها تبدیل به پیروی از فطرت‌ها شود، همان چیزی که دین متذکر آن است و در نتیجه جهت سِفْلی انسان به جهت عِلْوی او تبدیل می‌شود.