تربیت
Tarbiat.Org

انقلاب اسلامی، برون‌رفت از عالَم غربی
اصغر طاهرزاده

چرا سخن فاطمه‌ی زهرا(س)پذیرفته نشد؟

آثار غفلت جهان اسلام از موضوع حاکمیت اسلام بر همه‌ی امور اجتماع، موجب شد که مسلمانان به آن نتایج درخشانی که از طریق اسلام می‌توانستند برسند، نرسند، و در نقطه‌های عطف تاریخ آن طور که باید و شاید تصمیم‌گیری نکنند و در نتیجه نه تنها جامعه به سوی اهداف اصلی‌اش حرکت نکند بلکه به انحراف کشیده شود. از جمله وقتی 25 سال بعد از رحلت رسول خدا(ص)امامی معصوم یعنی علی(ع) حاکم شد، عایشه با جریان جنگ «جمل» امام را تضعیف کرد و مردمی هم که معنی غدیر را نمی‌دانستند تحت تأثیر او قرار گرفتند، اما همین مسلمانان بعد از رحلت رسول خدا(ص)و طرح حاکمیت از طریق سقیفه، پیشنهاد فاطمه‌ی زهرا(س)در رابطه با برگشت به غدیر و حاکمیت علی(ع) را نپذیرفتند.
وقتی امیرالمؤمنین(ع) در رأس حکومت قرار گرفتند عایشه بنای مخالفت گذاشت و مردم را جهت جنگ با حضرت دعوت کرد و بالأخره عده‌ای پذیرفتند! آنچنان هم از خود وفاداری نشان دادند که وقتی حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: پاهای شتری را -که عایشه سوار آن بود- قطع کنید تا کار تمام بشود، همین که یک پای شتر را می‌زدند، یکی می‌رفت زیر تن شتر تا سقوط نکند، آن فرد را به قتل می‌رساندند، یکی دیگر زیر تن شتر می‌رفت، حاضر بودند کشته بشوند ولی شتر عایشه سقوط نکند، این‌طور از عایشه تبعیت ‌کردند. از خود بپرسید عایشه چه فرهنگی را پیشنهاد می‌کرد و فاطمه‌ی زهرا (س)چه فرهنگی را که حرف یکی را پذیرفتند و حرف دیگری را رد کردند؟ آیا جز این بود که فاطمه‌ی زهرا(س)آن‌ها را به حاکمیت امامی معصوم دعوت می‌کرد در حالی‌که آن‌ها معنی چنین حاکمیتی را که زمین را به آسمان معنویت متصل کند نمی‌فهمیدند، ولی احترام به همسر پیامبر(ص)را می‌فهمیدند. سکولاریسم از این‌جا می‌تواند جای خود را باز کند، می‌گوید: «امام معصوم می‌خواهیم چه کار؟! اگر یک آدم زرنگِ قاطع سرِ کار بیاید امور ما از طریق مدیریت او می‌گذرد. علی(ع) می‌خواهد ما روی مرز خود باشیم و به عدالت و معنویت بیندیشیم، پس چه موقع ثروتمند شویم؟ حتماً اطلاع دارید که طلحه و زبیر، در زمان خلیفه‌ی اول، این‌قدر پولدار شدند که وقتی مردند؛ با تبر طلاهایشان را قسمت کردند! آیا این ملت می‌تواند امام معصوم را بپذیرد؟ ملتی که امام معصوم بخواهد، باید خیلی چیزها را زیر پا گذاشته ‌باشد.
وقتی متوجه باشیم ذات انقلاب اسلامی از جنس حاکمیت امام معصوم است، حال باید از خود پرسید آرمان انقلاب، رفاه از جنس رفاه ژاپنی است یا آرمان انقلاب جاری‌کردن حکم خدا است برای ظهور بستری که از طریق عدالت و معنویت، انسان‌ها بتوانند بندگی خدا را پیشه کنند؟
عرض اصلی بنده آن است که اگر جایگاه تاریخی انقلاب را در نظر بگیریم و به سخنان حضرت امام خمینی(رض) توجه کنیم متوجه می‌شویم که هدف اصلی انقلاب اسلامی جاری‌کردن حکم خدا در نظام سیاسی، آموزشی، اقتصادی جامعه است. امام خمینی(رض) در این راستا می‌فرمایند: «مجردِ بودن رژیم اسلامی، مقصد نیست، مقصد این است که در حکومت اسلامی، اسلام حکومت کند»(14) انگیزه‌ی اصلی آن‌هایی که به میدان آمدند و موجب تحقق انقلاب شدند چنین مطلبی بود. وقتی مقصد اصلی انسان حاکمیت حق باشد، برای رسیدن به این مقصد هزینه‌های مالی و جانی آن را هم متحمل می‌شود. وقتی گفته می‌شود انگیزه‌ی ایجاد انقلاب اسلامی حاکمیت حق است، به این معنی است که مسلمانانِ عاشق اسلام می‌خواهند جمال یار، در همه‌ی دنیای اسلام و جهان ظاهر شود، هرچند همه‌ی آن‌هایی که در کنار امام خمینی(رض) وارد انقلاب شدند تا این‌جاها را نمی‌دیدند و به توحید و نفی شرک- که روح انقلاب اسلامی است- نظر نداشتند. به ‌همین جهت هر وقت این افراد به‌عنوان کسانی که در انقلاب کنار امام(رض) بودند به صحنه‌هایی از نظام مدیریتی انقلاب پای گذاردند، برای انقلاب مشکل درست کردند و البته از آن طرف هم به جهت روح توحیدی انقلاب بود که هرچه جلو آمد، عده‌ای از همین افراد ریزش کردند و این بسیار فرق می‌کند با آن‌که گفته شود «انقلاب فرزندان خود را می‌خورد» آری اگر انقلاب از اصول خود خارج شود و کار دست کسانی بیفتد که به اهداف انقلاب اعتقاد ندارند، معلوم است که انقلابیون اصلی را حذف می‌کنند. اما در انقلاب اسلامی به جهت روح توحیدی انقلاب، موضوع برعکس بود، هرکس که نتوانست خود را نفی کند و به اصطلاح کیش شخصیت داشت، حذف شد و انقلاب با رویش‌های جدید از جوانان مخلص به مسیر خود ادامه داد و از مشکلاتی که به جهت ادامه‌ی حضور افرادی که نخواستند با روح توحیدی انقلاب خود را هماهنگ کنند، پیش آمد، هراسی به خود راه نداد.
عمده آن است که بتوانیم ریشه‌ی مشکلات پیش‌آمده را درست تحلیل کنیم و گمان نکنیم مشکلات به جهت وجود انقلاب پدید آمده است. آری هنوز یک نوع غرب‌زدگیِ پنهان در روح و روان بسیاری - حتی آن‌هایی که به انقلاب وفادارند- هست و همین امر موجب می‌شود تا آن طور که شایسته است به انقلاب و راه حل‌های توحیدی آن رجوع نشود و به مشکل بیفتیم. ولی فراموش نفرمایید که خداوند به مؤمنینی که در مسیر صحیح قرار دارند وعده داده است: «اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ»؛(15) خداوند ولی و سرپرست مؤمنین است، آن‌ها را از ظلمات خارج و به سوی نور هدایت می‌کند.