تربیت
Tarbiat.Org

انقلاب اسلامی، برون‌رفت از عالَم غربی
اصغر طاهرزاده

انقلاب ایران، انقلابی شیعی یا مادی؟

تا این‌جا جنبه‌ی سلبی بحث عرض شد و این‌که ما چه‌چیز نباید باشیم، جنبه‌ی دیگر بحث آن است که ما چه‌چیز باید باشیم.
انقلاب اسلامی، انقلابی است که ملتی با آگاهی‌ از توانایی‌های اسلام آن را پدید آورد، منتها اسلامی که شیعه آن را می‌شناسد و در رابطه با جایگاه انقلاب اسلامی باید تشیع را، هم از نظر مبانی اعتقادی، و هم از نظر حضوری که در تاریخ داشته است بشناسیم. از نظر تاریخی عده‌ای پس از رحلت رسول خدا(ص)متوجه شدند ماوراء جریانی که سقیفه بدان پرداخته است، حقیقتی هست که نسبت آن در مقایسه با اسلامِ سقیفه، یک نسبت دیگری است و صحابه‌ی اصیل پیامبر(ص)مثل سلمان و مقداد و اباذر به آن حقیقت پیوستند، هرچند بنا به توصیه‌ی علی(ع) جز چند اعتراض آرام، تقابل مستقیمی با خلفا انجام نشد. اما اگر از موضع یک انسان بی‌طرف جریان‌های صدر تاریخ اسلام را دنبال کنیم، نسبتِ تفکر شیعه با اصل اسلام را به خوبی می‌توان شناخت و از آن طرفداری کرد. مثل این‌که بنده وارد مسجدی شوم و ببینم دو جلسه در دو طرف آن برقرار است، مسلّم ابتدا طرفدار هیچ‌کدام از آن‌ها نیستم، ولی بعد از این‌که حرف‌های هر دو را کاملاً شنیدم و دیدم حقیقت یکی از آن دو بیشتر از دیگری است، طبیعی است که به آن بیشتر علاقه‌مند شوم، حتی ممکن است از این به بعد نسبت به آن جلسه‌ای که علاقه‌مند شدم تعصبی هم پیدا کنم، ولی در ابتدا که در مقایسه‌ای آزاد با آن دو برخورد کردم تعصبی در کار نبود.
ورود شیعیان به تشیع یک ورودی است که انصاف در آن نقش اساسی داشت و برای شیعیان اولیه پیدا بود که حقیقت در خانواده‌ی پیامبر(ع) است و ما هم چون متوجه انتخاب منصفانه‌ی آن‌ها شده‌ایم بر شیعه‌بودن خود پایدار هستیم. اشارات قرآن حکایت از آن دارد که یک خانواده‌ی خاص در اسلام در مقام طهارتِ کامل هستند و هیچ جهل و گناهی در آن‌ها نیست. فرمود: «إنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البَیْت»؛(9) یعنی خداوند اراده کرده است از شما خانواده هرگونه آلودگی را بزداید. شیعه این اشارات را دنبال کرد و با سایر شواهد ترکیب نمود و متوجه شد موضوعِ حاکمیت امام معصوم واقعاً اراده‌ی الهی است و نباید آن را سرسری گرفت، که موضوع آن در مباحث کلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در راستای برگشت اسلام به موضوع حاکمیت امام معصوم جهت سر و سامان‌گرفتن جهان اسلام، امام خمینی(رض) در اولین صفحه از وصیت‌نامه‌شان در مورد حدیث «ثقلین» می‌فرمایند: «این حدیثِ شریف حجت قاطع است بر جمیع بشریت به‌ویژه مسلمانان مذاهب مختلف»؛ یعنی رسیدن به این‌که باید امام معصوم در کنار قرآن، جهان را سر و سامان بدهد چیزی نیست که ما شیعیان بگوییم؛ اگر ما امروز در هر محفل علمی بحثِ «ولایت اهل‌البیت(ع)» را مطرح‌ کنیم، هرچه فضا به تحقیق نزدیک‌تر باشد، سخن شیعه پذیرفتنی‌تر خواهد بود، مثل کاری که مرحوم امینی(ره) در الغدیر انجام داد و یا به نحوی دیگر علامه طباطبائی(ره) معارف اهل البیت(ع) را در تفسیر «المیزان» مطرح فرمود که جناب «شَلتوت» رئیس الازهر بگوید: از وقتی آن تفسیر به دستم رسید همه‌ی مطالعاتم را تعطیل کردم و به آن پرداختم. «المیزان» معارف درخشانی را در دل تفسیر قرآن نشان داده که به‌خوبی اندیشه‌ها را متوجه فرهنگ امامت می‌کند.
پس اولین نکته‌ای که در سیر تاریخی شیعه می‌توان به آن توجه داشت این است که شیعه همواره طالب حقیقتی است بالاتر از وضع موجودی که مردم سطحی، به آن راضی‌اند و همیشه به آن نظر داشته و اگر مقصد او از پدیدآوردن انقلاب اسلامی، صرفاً موضوع رفاه مادی بود شاه در اواخر سلطنتش با فروش سرسام آوری که از نفت داشت و بازارهای ایران را پر از کالاهای خارجی کرده بود مردم باید به انقلاب اسلامی فکر نمی‌کردند، به خصوص که درباریان سعی داشتند طبقه‌ای را که امکان اعتراض در آن‌ها بیشتر بود در رفاه قرار دهند، حتی دولت وقت در سال آخر حکومت نظام شاهنشاهی از آن جهت که متوجه نقش معلمان در انقلاب بود، درصد زیادی به حقوق معلمان اضافه کرد. آری شیعه به اهدافی نظر دوخته است که آن اهداف بسیار بالاتر از آن‌ هستند که با طرح رفاه مادی بتوان از آن‌ها دست برداشت و به وضع موجودِ جهان مدرن راضی بود. شیعه با وفاداری به آن حقیقت، زندگی ‌کرده و به همین جهت هم شیعه‌ی واقعی هیچ وقت گرفتار روزمرّگی نشده ‌است.