تربیت
Tarbiat.Org

منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد دوم)
حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

شرح حال محمّد بن عثمان بن سعید

]
دوم - از وکلاء و سفراء آن حضرت پسر او محمّد بن عثمان بن سعید عمری بود که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام او پدرش را توثیق نموده و به شیعیان خود خبر داد که از وکلای فرزندم مهدی است و چون هنگام وفات پدرش عثمان بن سعید عمری رسید توقیعی از جانب حضرت حجت علیه السلام بیرون آمد که مشتمل بر تعزیت نامه بود در خصوص وفات پدرش و آنکه او نایب و منصوب از جانب ولی خدا است در امر سفارت و در مقام پدرش برقرار است، و عبارت توقیع بنا به روایت صدوق و غیر او که نقل نموده‏اند این است:
اِنّا للَّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ تَسْلیماً لاَمْرِهِ وَ رِضاً بِقَضائِهِ وَ بِفِعْلِهِ عاشَ اَبُوکَ سَعیداً وَ ماتَ حَمیداً فَرَحْمَهُ اللَّهُ وَ اَلْحَقَهُ بِاَوْلِیائِهِ وَ مَوالیهِ علیهم السلام فَلَمْ یَزَلْ فی اَمْرِهِمْ ساعِیاً فیما یُقَرِّبِهِ اِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اِلَیْهِمْ نَضَّرَ اللَّهُ وَجْهَهُ وَ اَقالَهُ عَثْرَتَهُ وَ اَجْزَلَ اللَّهُ لَکَ الثَّوابَ وَ اَحْسَنَ لَکَ الْعَزاءَ وَ رُزیتَ وَ رُزینا وَ اَوْحَشَکَ فِراقُهُ وَ اَوْحَشنا فَسَرَّهُ اللَّهُ فی مُنْقَلَبِِه وَ کانَ مِنْ کَمالِ سَعادَتِهِ اَنْ رَزَقَهُ اللَّهُ وَلَدَاً مِثْلَکَ یَخْلُقُهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ یَقُومُ مَقامَهُ بِاَمْرِهِ وَ یَتَرَحَّمُ عَلَیْهِ وَ اَقُولُ اَلْحَمْدُللَّهِ فَاِنَّ الاَنْفُسَ طَیِّبَةٌ بِمَکانِکَ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فیکَ وَ عِنْدَکَ وَ قَوّاکَ وَ عَضَّدَکَ وَ وَفَّقَکَ وَ کانَ لَکَ وَلیّاً وَ حافِظاً وَ راعِیاً.(1540)
و دلالت این توقیع شریف بر جلالت قدر و بزرگی مرتبه این دو بزرگوار در نهایت رفعت و مناعت است و شرح آن به فارسی آنکه فرمود:
به درستی که ما برای خداییم و بازگشت ما به سوی خدا است که تسلیم نمودیم امر او را و راضی شدیم به قضاء او، و پدر تو به سعادت و نیکبختی تعیش [ زندگی ]نمود و وفات نمود در حالتی که محمود و پسندیده بود، خدا او را رحمت کند و ملحق کند او را به اولیاء و سادات و موالیان او علیهم السلام که همیشه در امر ائمه دین سعی کننده بود در آن چیزهایی که موجب تقرب او بود به سوی خدا و ائمه دین او، خداوند روی او را تر و تازه نماید و لغزشهای او را ببخشید و جزا و اجر تو را زیاد کند و صبر کند در مصیبت او به تو عطا فرماید، تو مصیبت‏زده شدی و ما نیز مصیبت زده شدیم و مفارقت پدرت تو را و ما را به وحشت انداخت. پس خداوند او را به رحمت خود مسرور فرماید در منقلب و مثوای او که آرامگاه او است و از کمال سعادت پدرت آنکه مثل تو فرزندی را به او روزی فرموده که خلیفه و قائم مقام او باشی به امر او و ترحم نمایی و طلب آمرزش کنی از برای او و من می‏گویم که حمد می‏کنم خدا را پس به درستی که قلوب شیعیان نیکو و مسرور شده است به مکان و منزلت تو و آنچه خداوند در تو و در نزد تو قرار داده است و حق تعالی تو را یاری فرماید و قوت به تو دهد و محکم فرماید تو را و توفیق به تو عطا فرماید و تو را حافظ و نگهبان باشد.(1541)
و نیز علامه مجلسی رحمه اللَّه در «بحار» از «کتاب غیبت» شیخ طوسی رحمه اللَّه از جمعی از اصحاب روایت کرده که چون عثمان بن سعید وفات کرد توقیعی از جانب حضرت حجت علیه السلام به سوی فرزند او محمّد بن عثمان بن سعید عمری بیرون آمد بدین لفظ:
وَ الاِبْنُ وَقاهُ اللَّهُ لَمْ یَزِلْ ثِقَتَنا فی حَیاةَ الاَبِ - رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ اَرْضاهُ وَ نَضَّرَ وَجْهَهُ - یَجْری عِنْدَنا مَجْراهُ وَ یَسُدُّ مَسَدَّهُ وَ عَنْ اَمْرِنا یَأْمُرُ الاِبْنُ وَ بِهِ یَعْمَلُ تَوَلّیهُ اللَّهُ؛
یعنی بعد از وفات عثمان بن سعید خداوند فرزند او را نگاهداری نماید که همیشه ثقه و معتمد ما بود در حیات پدر - رضی اللَّه عنه و ارضاه و نضر وجهه - که پسر او مثل پدر او است در نزد ما و قائم مقام او است هرچه بگوید از امر ما می‏گوید و به امر ما عمل می‏نماید خداوند یاور و صاحب او باشد.(1542)
و نیز در روایت دیگر از کلینی نقل نموده‏اند که توقیعی به خط شریف حضرت صاحب‏الأمر علیه السلام بیرون آمد که نوشته بود: محمّد بن عثمان، خدا از او و پدرش خشنود گردد، معتمد من است و مکتوب او مکتوب من است.(1543) و دلایل بسیار است و معجزات امام علیه السلام از برای شیعیان در دست او جاری شده بود که در زمان نیابت و سفارت مرجع همه شیعیان بود از جانب حضرت حجة اللَّه علیه السلام. و از ام‏کلثوم دختر او روایت کرده‏اند که محمّد بن عثمان بن سعید عمری چند مجلد کتاب در فقه تصنیف کرده بود که تمام آنها را از امام حسن عسکری و صاحب‏الأمر علیهما السلام و از پدر خود اخذ نموده بود که آن کتب را در نزد وفات خود به حسین بن روح تسلیم نمود.(1544)
شیخ صدوق رحمه اللَّه به سند خود از محمّد بن عثمان بن سعید عمری روایت کرده است این حیث معروف را که قسم به خدا! هرآینه حضرت حجت علیه السلام در هر سال موسم حج حاضر می‏شود و خلایق را می‏بیند و می‏شناسد و ایشان نیز او را می‏بینند ولی نمی‏شناسند.(1545)
و در روایت دیگر آنکه از او سؤال نمودند که تو حضرت صاحب‏الأمر علیه السلام را دیده‏ای؟ گفت: بلی، و دیدن آخر من در بیت‏اللَّه بود در حالتی که می‏گفتم: اَللّهُمَّ اَنْجِزْلی ما وَعَدْتَنی و دیدم در مستجار آن حضرت را که می‏گفت: اَللّهُمَّ انْتَقِمْ بِی اَعْدائی.(1546)
سوم - از وکلاء و سفراء آن حضرت، جناب حسین بن روح بود که او در زمان سفارت محمّد بن عثمان از جانب او و به امر او متصدی بعضی از امور او بود و چند نفر از ثقات و مؤمنین معتمدین از برای محمّد بن عثمان بودند ک از آن جمله حسین بن روح بود بلکه در انظار مردم خصوصیت سایرین به محمّد بن عثمان بیشتر بود ا خصوصیت حسین بن روح به او و جماعتی گمان داشتند که امر وکالت و سفارت بعد از محمّد بن عثمان منتقل خواهد شد به جعفر بن احمد به جهت کثرت خصوصیت او به محمّد بن عثمان بلکه در اواخر عمر محمّد بن عثمان جمیع طعام او از خانه جعفر بن احمد بود.(1547)
علامه مجلسی رحمه اللَّه در «بحار» از «کتاب غیبت» شیخ طوسی روایت کرده که در وقت احتضار محمّد بن عثمان بن سعید، جعفر بن احمد در بالای سر او نشسته بود و حسین بن روح در پایین پای او، در آن حال جعفر بن احمد رو کرد که مأمور شدم که ابوالقاسم بن روح را وصی نمایم و امور را به او واگذارم، چون جعفر بن احمد شنید که امر وصایت باید منتقل به حسین بن روح شود از جای خود برخاست و دست حسین بن روح را گرفته در جانب سر او نشانید و خود در جانب پایین پای او نشست.(1548) و نیز در روایت معتبره چنین ذکر شده که محمّد بن عثمان بن سعید بزرگان شیعه و مشایخ را جمع نمود و گفت که هرگاه حادثه مرگ به من رو آورد امر وکالت با ابی‏القاسم بن روح خواهد بود، به درستی که من مأمور شدم به اینکه او را بعد از وفات به جای خود بگذارم پس به او رجوع نمایید و در کارهای خود اعتماد به او کنید.(1549)
و در روایت معتبره دیگر چنانچه در «بحار» نقل شده آنکه جماعتی از شیعه در نزد محمّد بن عثمان جمع شدند و به او گفتند که اگر حادثه مرگ از برای تو روی نماید در جای تو کی می‏باشد؟ گفت: ابوالقاسم حسین بن روح، قائم مقام من است و در میان شما و حضرت صاحب‏الأمر علیه السلام واسطه است و وکیل و امین و ثقه آن سرور است پس در کارهای خود به او رجوع نمایید و در مهمات خود به او اعتماد کنید، من مأمور شده بودم که این مطلب را به شما برسانم.(1550) و در بعضی از نسخ توقیعی که از جانب حضرت حجت علیه السلام از برای شیخ ابوالقاسم بن روح بیرون آمده چنانچه در «بحار» از جماعتی از حمله اخبار و ثقات نقل شده بدین لفظ است:
نَعْرِفُهُ عَرَّفَهُ اللَّهُ الْخَیْرَ کُلَّهُ وَ رِضْوانَهُ وَ اَسْعَدَهُ بِالتَّوْفیقِ وَقَفْنا عَلی‏ کِتابِهِ وَ وِثِقْنا بِما هُوَ عَلَیْهِ وَ اِنَّهُ عِنْدَنا بُالْمَنْزِلَةِ وَ الْمَحَلِّ الَّذینَ یَسْرّانِهِ زادَ اللَّهُ فِی اِحْسانِهِ اِلَیْهِ اِنَّهُ وَلیٌّ قَدیرٌ وَالْحَمْدُللَّهِ الَّذی لا شَریکَ لَهُ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی‏ رَسُولِهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسلیماً کَثیراً؛
حاصل مضمون فقرات بلاغت آیات آنکه: ما می‏شناسیم او را - یعنی حسین بن روح را - خداوند بشناساند و عالم گرداند او را طریقه همه خیر و رضای خود را و او را یاری فرماید به توفیق خود، ما مطلع شدیم بر مکتوب او و مطلع گردیدیم بر امانت و به دینداری او و وثوق و اعتماد داریم به درستی که او در نزد ما به مکان و منزلت بلند آنچنانی است که مسرور می‏سازد آن منزلت و مکان او را، زیاد فرماید خدای تعالی احسان خود را درباره او، به درستی که او صاحب همه نعمتها است و بر همه چیز قادر است، و حمد مر خداوند را سزا است که شریک از برای او نیست، و صلوات خداوند و سلام او بر رسول او محمّد و آل او باد.(1551)
و از احوالات این بزرگوار چنین مذکور داشته‏اند که چنان تقیه می‏نمود در بغداد و چنان با مخالفان حسن سلوک داشت که هریک از مذاهب اربعه مدعی بودند که او از ما است و افتخار می‏نمودند هر طائفه‏ای از ایشان به نسبت او به ایشان.(1552)
[