تربیت
Tarbiat.Org

منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد دوم)
حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

دوران غیبت کبری آزمایشگاه است‏

]
اول - مهموم بودن برای آن جناب در ایام غیبت و سبب این، متعدد است: یکی برای محجوب بودن آن جناب و نرسیدن دست به دامان وصالش و روشن نگشتن دیدگان به نور جمالش.
در عیون از جناب امام رضا علیه السلام مروی است که در ضمن خبری متعلق به آن جناب فرمود: چه بسیار مؤمنی که متأسف و حیران و محزونند در وقت فقدان ماء معین، یعنی حضرت حجت علیه السلام.(1455)
در دعای ندبه است که گران است بر من که خلق را ببینم و تو دیده نشوی و نشنوم از تو آوازی و نه رازی، گران است بر من که احاطه کند به تو بلا نه به من و نرسد به تو از من نه ناله‏ای و نه شکایتی، جانم فدای تو غایبی که از ما کناره نداری، جانم فدای تو دور شده‏ای که از ما دوری نگرفتی، جانم فدای تو که آرزوی هر مشتاق و آرزومندی از مرد و زن که تو را ید آورند و ناله کنند، گران است بر من که من بر تو بگریم و خلق از تو دست کشیده باشند. تا آخر دعا که نمونه‏ای است از درد دل آنکه جامی از چشمه محبت آن جناب نوشیده.
و دیگر ممنوع بودن آن سلطان عظیم الشأن از رتق و فتق و اجرای احکام و حقوق و حدود و دیدن حق خود را در دست غیر خود.
از حضرت باقر علیه السلام روایت است که فرمود به عبداللَّه بن ظبیان که هیچ عیدی نیست برای مسلمین نه قربان و نه فطر مگر آنکه تازه می‏کند خداوند برای آل محمّد علیهم السلام حزنی را، راوی پرسید چرا؟ فرمود که ایشان می‏بینند حق خود را در دست غیر خودشان.(1456)
و دیگر بیرون آمدن جمعی از دزدان داخلی دین مبین از کمین و افکندن شکوک و شبهات در قلوب عوام بلکه خواص تا آنکه پیوسته دسته دسته از دین خداوند بیرون روند، و علمای راستین از اظهار علم خود عاجز، و صادق شده وعده صادقین علیهم السلام که خواهد آمد وقتی که نگاه داشتن مؤمن دین خود را مشکل‏تر است از نگاه داشتن جمره‏ای از آتش در دست.(1457)
شیخ نعمانی روایت کرده از عمیره دختر نفیل که گفت: شنیدم حسن بن علی علیه السلام می‏فرماید: نخواهد شد آن امری که شما منتظر آنید تا اینکه بیزاری جوید بعضی از شما از بعضی و خیو [ آب دهان ]اندازد بعضی از شما در صورت بعضی و شهادت دهد بعضی از شما به کفر بعضی و لعن کند بعضی شما بعضی را. پس گفتم به آن جناب که خیری نیست در آن زمان؟ پس حسین علیه السلام فرمود: تمام خیر در آن زمان است، خروج می‏کند قائم ما و همه آنها را دفع می‏کند. و نیز از جناب صادق علیه السلام خبری نقل کرده به همین مضمون و از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده که فرمود به مالک بن ضمره که ای مالک چگونه‏ای تو آنگاه که شیعه اختلاف کنند چنین، انگشتان خود را داخل نمود در یکدیگر، پس گفتم: یا امیرالمؤمنین علیه السلام در آن زمان خیری نیست؟ فرمود: تمام خیر در آن وقت است خروج می‏کند قائم ما پس مقدم می‏شود بر او هفتاد مرد که دروغ می‏گویند بر خدا و رسول پس همه را می‏کشد آنگاه جمع می‏کند ایشان را بر یک امر. و نیز از جناب باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود هر آینه آزموده خواهید شد ای شیعه آل محمّد صلی اللَّه علیه و آله و سلم! آزموده شدن سرمه در چشم به درستی که صاحب سرمه می‏داند که کی سرمه در چشمش ریخته می‏شود و نمی‏داند که چه وقت از چشم بیرون می‏رود و چنین است که صبح می‏کند مرد بر جاده‏ای از امرما و شام می‏کند و حال آنکه بیرون رفته از آن، و شام می‏کند بر جاده‏ای از امرما و صبح می‏کند و حال آنکه بیرون رفته از آن. و از جناب صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: واللَّه! هر آینه شکسته خواهید شد شکستن شیشه و به درستی که شیشه هر آینه بر می‏گردد پس عود می‏کند، واللَّه! هر آینه شکسته می‏شوید شکستن کوزه و کوزه چون شکست بر می‏گردد و چنان بوده، قسم به خدا که بیخته خواهید شد و قسم به خدا که جدا خواهید شد و قسم به خدا که امتحان خواهید شد تا آنکه نماند از شما مگر اندکی و کف مبارک را خالی کردند.(1458)
و بر این مضمون اخبار بسیار روایت کرده و شیخ صدوق رحمه اللَّه در کمال‏الدّین روایت کرده از امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمود: گویا می‏بینم شماها را که گردش می‏کنید گردش شتر، می‏طلبید چراگاه را پس نمی‏یابید آن را ای گروه شیعه. و نیز از آن جناب روایت کرده که به عبدالرحمن بن سیابه فرمود: که چگونه خواهید بود شما در آن زمان که بمانید بی امام هادی و بی نشانه، بیزاری جوید بعضی از شما از بعضی پس در آنگاه امتحان کرده می‏شوید و جدا می‏شوید و بیخته می‏شوید.(1459)
و نیز روایت کرده از سدیر صیرفی که گفتم: من و مفضل بن عمر و ابوبصیر و ابان بن تغلب به خدمت مولای خود امام جعفر صادق علیه السلام داخل شدیم و آن حضرت را دیدیم که بر روی خاک نشسته بود و مسح خیبری را در بر داشت که آستینهایش کوتاه بود و از شدت اندوه واله بود و مانند زنی که فرزند عزیزش مرده بود گریه می‏کرد مانند جگر سوخته آثار حزن و محنت در روی حق جویش ظاهر و هویدا بود و اشک از دیده‏های حق بینش جاری بود و می‏گفت: ای سید من! غیبت تو خواب مرا برده است و استراحت مرا زایل گردانیده و سرور از دل من ربوده است، ای سید من! غیبت تو مصیبت مرا دایم گردانیده و محن و نوایب را بر من پیاپی گردانید و آب دیده مرا جاری کرد و ناله و فغان و حزن را از سینه من بیرون آورد و بلاها را بر من متصل گردانید. سدیر گفت: چون حضرت را با آن حالت مشاهده کردیم عقلهای ما پرواز کرد و واله و حیران شدیم و دلهای ما از آن جزع نزدیک بود که پاره گردد و گمان کردیم که آن حضرت را زهر دادند یا آنکه بلیه عظیمی از بلاهای دهر بر او حادث شده است. پس عرض کردم که ای بهترین خلق، خدا هرگز چشم تو را گریان نگرداند، چه حادثه‏ای تو را گریان گردانیده است و چه حالت روی داده است که چنین ماتمی گرفتی؟ پس حضرت از شدت غصه و گریه و آه سوزناک از دل غمناک برکشید و فرمود که من در صبح این روز نظر در کتاب جفر نمودم و آن کتابی است مشتمل بر علم منایا و بلایا و در آنجا مذکور است بلاهایی که بر ما می‏رسد و در آنجا علم گذشته و آینده هست تا روز قیامت و خدا آن علم را مخصوص محمّد صلی اللَّه علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام بعد از او گردانیده است، نگاه کردم در آنجا ولادت حضرت صاحب‏الأمر علیه السلام و غیبت آن حضرت و طول غیبت و درازی عمر او را و ابتلای مؤمنان را در زمان غیبت و بسیار شدن شک و شبهه در دل مردم از جهت طول غیبت او و مرتد شدن اکثر مردم در دین خود و بیرون کردن ریسمان اسلام را از گردن خود که حق تعالی در گردن بندگان قرار داده است، پس رقت مرا دست داده است و حزن بر من غالب شده است. الخبر.(1460)
و از برای این مقام همین خبر شریف، کافی است چه اگر تحیر و تفرق و ابتلای شیعه در ایام غیبت و تولد شکوک در قلوب ایشان سبب شود از برای گریستن حضرت صادق علیه السلام سالها پیش از وقوع آن و بردن خواب از چشمهای مبارکش، پس مؤمن مبتلای به آن حادثه عظیمه غرق شده در آن گرداب بی کرانه تاریک مواج سزاوارتر است به گریه و زاری و ناله و بی قراری و حزن و اندوه دائمی و تضرع به سوی حضرت باری جلاّ و علا.(1461)
[