تربیت
Tarbiat.Org

منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد دوم)
حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

فصل چهارم: ذکر بعضی از کلمات حکمت‏آمیز حضرت عسکری علیه السلام‏

اوّل - قالَ علیه السلام: لاتُمارِ فَیَذْهَبُ بَهاؤُکَ وَ لاتُمازِحْ فَیُجْتَری‏ عَلَیْکَ؛
فرمود: جدال مکن پس می‏رود خوبی و حسن تو و مزاح مکن که جرأت می‏کنند و دلیر می‏شوند بر تو.
فقیر گوید: گذشت در کلمات حضرت امام رضا علیه السلام مذمت مراء و در کلمات حضرت موسی بن جعفر علیه السلام گذشت کلامی در مزاح.
دوّم - قالَ علیه السلام: مِنَ التَّواضُعِ، اَلسَّلامُ عَلی‏ کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَِف الْمَجْلِسِ؛(1268)
فرمود: از تواضع است آنکه سلام کنی بر هر کس که می‏گذری بر او و آنکه بنشینی در جائی که پست‏تر است از مکان شریف مجلس.
مؤلف گوید: که گذشت نظیر این در کلمات حضرت امام محمّد باقر علیه السلام.
سوّم - قالَ علیه السلام: اَوْرَعُ النّاسَ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، اَعْبَدُ النّاسِ مَنْ اَقامَ عَلی‏ الْفَرآئِضِ، اَزْهَدْ النّاسِ مِنْ تَرَکَ الْحَرامَ، اَشَدُّ النّاسِ اجْتِهاداً مَنْ تَرَکَ الذُّنُوبَ؛(1269)
فرمود: پارساترین مردم کسی است که توقف کند نزد شبهه و عابدترین مردم کسی است که به پا دارد فرائض را و زاهدترین مردم کسی است که ترک کند حرام را و از همه مردم کوشش و مشقتش بیشتر است کسی که ترک کند گناهان را.
چهارم - قالَ علیه السلام: قَلْبُ الاَحْمَقِ فی فَمِهِ وَ فُمُ الْحَکیمِ فی قَلْبِهِ.(1270)
فرمود: دل آدم احمق در دهانش است و دهان مرد حکیم در دلش است. حاصل آنکه شخص احمق اول چیزی را می‏گوید بعد از آن تأمل در آن می‏کند که آیا صلاح بود گفتن این کلام یا نه؟ بعکس شخص حکیم که اول تأمل می‏کند در کلامی که می‏خواهد بگوید پس اگر صلاح دید گفته شود می‏گوید آن را.
پنجم - قالَ علیه السلام: لایَشْغَلُکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَلٍ مَفْرُوضٌ؛(1271)
فرمود: مشغول نسازد تو را روزی که خدا ضامن آن شده از عملی که بر تو فرض است.
ششم - قالَ علیه السلام: لَیْسَ مِنَ الاَدَبِ اظْهارُ الْفَرَحِ، عِنْدَ الْمَحْزُونِ؛(1272)
فرمود: از ادب دور است ظاهر کردن خوشحالی نزد شخص غمناک.
فقیر گوید: شاید شیخ سعدی از این کلمه مبارکه اخذ کرده باشد قول خود را:
چو بینی یتیمی سرافکند پیش - مزن بوسه بر روی فرزند خویش‏
هفتم - قالَ علیه السلام: رِیاضَةُ الْجاهِلِ وَرَدُّ الْمُعْتادِ عَنْ عادَتِهِ کَالْمُعْجِزِ؛(1273)
فرمود: رام کردن و تربیت شخص جاهل و برگردانیدن صاحب عادت را از عادتش مثل معجزه است.
فقیر گوید: روایت شده از حضرت عیسی علیه السلام که فرمود مداوا کردم مریضان را پس شفا یافتند به اذن خدا و زنده کردم مردگان را به اذن خدا و معالجه کردم احمق را و قدرت نیافتم بر اصلاح او!(1274)
هشتم - قالَ علیه السلام: لاتُکْرِمِ الرَّجُلَ بِما یَشُقُّ عَلَْیِه؛(1275)
فرمود: اکرام مکن شخص را به آن چیزی که شاق و دشوار است بر او.
نهم - قالَ علیه السلام: مَنْ وَعَظ اَخاهُ سِرّاً فَقَدْ زانَهُ وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِیَةً فَقَدْ شانَهُ؛(1276)
فرمود: کسی که موعظه برادر خود را در پنهانی همان آراست او را و کسی که موعظه کرد او را آشکار همانا عیب کرد او را.
دهم - قالَ علیه السلام: مَنْ اَنِسَ بِاللَّهِ اِسْتَوْحَشَ مِنَ النّاسِ.(1277)
فرمود: هر کسی که انس به خدا گرفت وحشت کند از مردم.
فقیر گوید: که این فرمایش را شیخ سعدی در این اشعار گنجانیده:
چنین دارم از پیر داننده یاد - که شوریده‏ای سر به صحرا نهاد
پدر در فراقش نخورد و نخفت - پسر را ملامت نمودند و گفت‏
از آنگه که یارم کس خویش خواند - دگر با کسم آشنایی نماند
به حقش که تا حق جمالم نمود - دگر هرچه دیدم خیالم نمود
به صدقش چنان سر نهادم قدم - که بینم جهان با وجودش عدم‏
دگر با کسم برنیاید نفس - که با او نماند دگر جای کس‏
گر از هستی خود خبر داشتی - همه خلق را نیست پنداشتی‏
قالَ اللَّهُ تَعالی‏: قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ(1278). وَ قال‏ اَمیرُالمُؤْمِنینَ علیه السلام: عِظَمُ الْخالِقِ عِنْدَک یَصَغِّرُ الْمَخْلُوقَ فی عَیْنِکَ.(1279)
یازدهم - قالَ علیه السلام: لَوْ عَقَلَ اَهْلُ الدُّنْیا خَرِبَتْ.(1280)
فرمود: آن حضرت که اگر اهل دنیا دانائی و فهم داشتند و دریافت می‏کردند، دنیا خراب و ویران می‏شد!
دوازدهم - فرمود آن حضرت که همانا از برای جود و بخشش اندازه و مقداری است، پس هرگاه زیاد شد از آن مقدار پس آن اسراف است؛ و از برای حزم و احتیاط مقداری است پس هرگاه زیاد شد از آن مقدار پس آن جبن و ترس است و از برای اقتصاد و میانه‏روی مقداری است پس هرگاه زیاد شد بر آن پس آن بخل است، و از برای شجاعت مقداری است پس هرگاه زیاد شد بر آن پس آن تهور و بی‏باکی است و کافی است تو را از برای ادب کردن نفست اجتناب کردنت از چیزی که مکروه و ناپسند می‏شماری از غیر خودت.(1281)