تربیت
Tarbiat.Org

منتهی الآمال تاریخ چهارده معصوم (جلد دوم)
حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

شرح حال میر محمّد صالح‏

]
ذکر میر محمّد صالح فرزند دیگر میراسماعیل بن میر عمادالدّین محمّد و ذکر اولاد و اعقاب او:
همانا میر محمّد صالح را از زوجه خود سیدةالنساء بنت سید حسین حسینی که منتسب به گلستانه است دو فرزند بود: سید عبدالواسع و سید محمدرفیع، سید محمّدرفیع مشغول به عبادت بود هشتاد و هشت سال عبادت کرد و در اصفهان وفات نمود و در مقبره بابا رکن‏الدّین مدفون گشت و سید محمّد صالح والدش در اوایل شباب (جوانی) وفات کرد و در خاتون آباد با سید حسین پدر زوجه خود در جنب بقعه‏ای که منسوب است به ابن محمّد حنفیّه، مدفون گشت.
و امام میر عبدالواسع بن میر محمّد صالح سبط او میر محمّدحسین در ترجمه او گفته که جدم سید عبدالواسع عالم ورع متعبد، ماهر در فنون علم و انحاء نحو و سایر علوم و فنون عربیت بود تعلّم کرده بود بر فاضل علامه ابوالقاسم جرفادقانی و اخذ حدیث کرده از جماعتی از افاضل عصر خویش خصوص از جدم علامه ملاّ محمدتقی مجلسی رحمه اللَّه، ولادتش در خاتون آباد شد و لکن به اصفهان رحلت کرد و متوطّن در آنجا شد. نود و نه سال عمر کرد و در ماه رمضان سنه هزار و یک صد و نه وفات کرد و در مقبره بابا رکن‏الدّین مدفون گشت، بعد از چندی از سنین (سالها)، نعشش را به نجف اشرف حمل کردند و نزدیک قبر مطهر به خاک سپردند و من او را درک کردم، و نزد او مصحف شریف و مقداری از نحو و صرف و منطق خواندم و او مرا در حجر خود تربیت کرد و حقوق بر من بسیار است جَزاهُ اللَّهُ عَنّی اَحْسَنَ الْجَزاءِ وَ حَشَرَهُ مَعَ مَوالیِه.
و فرزند جلیلش میر محمّد صالح بن میر عبدالواسع عالم جلیل‏القدر داماد علامه مجلسی رحمه اللَّه بوده. در اصفهان شیخ‏الإسلام بوده، و او را مصنفاتی است از جمله حدائق المقربّین و ذریعه و شرح فقیه و استبصار، روایت می‏کند از علامه مجلسی رحمه اللَّه.و فرزند جلیلش میر محمّد حسین خاتون آبادی سبط علامه مجلسی امام جمعه اصفهان عالم عامل کامل فاضل ماهر در فقه و حدیث و تفسیر و خط بوده، اخذ کرده از پدرش و از میر محمّد اسماعیل و از فرزندش میرمحمّد باقر مدرّس و او را کتابی است در اعمال سنه و رسائلی در فقه و آن بزرگوار در زمان افاغنه بوده لاجرم از ایشان گریخته و در جورت مختفی شد و در شب دوشنبه بیست و سوم شوال سنه هزار و صد و پنجاه و یک وفات کرد.
و از میر محمّدحسین دو فرزند معروف است: میر محمدمهدی که بعد از پدر ماجدش امام جمعه اصفهان گردید و او پدر میر سیدمرتضی است و او پدر میر محمّد صالح که مدرّس مدرسه کاسه‏گران بوده و میر محمدمهدی که امام جمعه طهران بوده و این هر دو برادر عقیم بودند و برادر سوم ایشان میر محسن است که والد میر سیدمرتضی صدرالعلماء طهران و میرزا ابوالقاسم امام جمعه طهران است.
و میرزا ابوالقاسم عالم عامل تقی نقی ماهر در فقه و حدیث و غیره صاحب اخلاق حسنه و دارای جود و سخا بوده به حدی که دیگران را بر خود ایثار می‏کرده و جد و جهد داشت در قضاء حوائج مسلمین، و آن جناب از شاگردان شیخ اکبر مرحوم شیخ جعفر و صاحب جواهر است، در سنه هزار و دویست و هفتاد و یک وفات کرد و در طهران دفن شد. و قبر آن جناب در طهران مزاری است معروف با قبّه عالیه و آن بزرگوار والد مرحوم آمیر زین‏العابدین امام جمعه و جد امام جمعه حالیه است.
و فرزند دیگر میر محمدحسین خاتون آبادی، میر عبدالباقی است که بعد از فوت برادرش میر محمّدمهدی امام جمعه اصفهان گردید و آن جناب را در علم و عمل و زهد و تقوی مقامی است معلوم، و او است یکی از اساتید علامه طباطبائی بحرالعلوم، روایت می‏کند از پدرش از جدش از علامه مجلسی مرحوم، وفات کرد در سنه هزار و دویست و یازده.
و فرزند جلیلش حاج میر محمدحسین سلطان‏العلماء و امام جمعه اصفهان است که وفات کرد در سنه هزار و دویست و سی و سه. و فرزند جلیلش حاج میرزا حسن امام جمعه و سلطان العلماء را سه فرزند است: یکی میرمحمّد مهدی امام جمعه اصفهان که وفاتش سنه هزار و دویست و پنجاه و چهار بوده، و دیگر میر سیدمحمّد امام جمعه که در سنه هزار و دویست و نود و یک وفات کرده، و دیگر محمدحسین امام جمعه که فاضل ماهر در غالب علوم بوده خصوص در کلام و تفسیر، وفات کرده در سنه هزار و دویست و نود و هفت و بعد از آن جناب میرزا محمّد علی بن میراز جعفر بن میر سید محمّد بن میر عبدالباقی بن میر محمّد حسین خاتون آبادی امام جمعه اصفهان گردید، و این سید جلیل عالم عامل فقیه محدث تلمیذ میر محمدرضا و حاج ملاّ حسینعلی تویسرکانی است و صاحب تصنیفاتی است از جمله رساله منجّزات مریض و رساله تقلید میّت و غیر ذلک. وفات کرده سنه هزار و سیصد، قبرش جنب قبر مجلسیین است. و میر سید محمّد بن حاج میرزا حسن والد جناب حاج میرزا هاشم امام جمعه اصفهان است که در سنه هزار و سیصد و بیست و یک وفات کرد. رحمة اللَّه و رضوانه علیهم اجمعین.
ذکر عبداللَّه بن حسن بن علی اصغر بن الإمام زین‏العابدین علیه السلام و بعض اعقاب او که از جمله ابیض است که در ری مدفون است:
صاحب عمدةالطالب گفته که عبداللَّه الشهید بن افطس در واقعه فخ حضور داشت و دو شمشیر حمایل کرده و کوششی به سزا نموده، و بعضی گفته‏اند که حسین صاحب فخّ او را وصی خود قرار داده و گفت که اگر من کشته گشتم این امر بعد از من برای تو است.(202)
فقیر گوید: که من در احوال بنی الحسن در مجلد اول در قصه فخ نقل کردم که در ابتداء خروج صاحب فخ که علویین اجتماع کردند چون وقت نماز صبح مؤذّن بالای مناره رفت که اذان گوید، عبداللَّه افطس با شمشیر کشیده بالای مناره رفت و مؤذن را گفت در اذان حَیِّ عَلی‏ خَیْرِالْعَمَلْ بگوید، مؤذن از ترس شمشیر حیّ علی خیرالعمل گفت، عبدالعزیز عمری که نایب الأیاله مدینه معظمه بود از شنیدن حَیَّعَله احساس شرّ کرد و دهشت زده فریاد برداشت که استر مرا در خانه حاضر کنید و مرا به دو حبّه آب طعام دهید، این بگفت و فرار کرد و از ترس ضرطه می‏داد تا خود را از ترس علویین نجات داد.
و بالجمله؛ عبداللَّه همان است هارون‏الرّشید او را بگرفت و نزد جعفر بن یحیی حبس کرد، عبداللَّه از زحمت زندان سینه‏اش تنگی گرفت رقعه‏ای به سوی رشید نوشت و در آن نوشته دشنامهای زشت برای او نوشت رشید به آن رقعه اعتنایی نکرد و فرمان داد تا بر وی وسعت گشایش دهند و گفته بود روزی به حضور جعفر که: خدایا کفایت کن امر او را بر دست دوستی از دوستان من و دوستان خودت. جعفر پس از شنیدن این سخن امر کرد در شب نوروزی او را بکشتند و سرش را از تن برگرفتند پس آن سر را در جمله هدایای نوروزی به نزد رشید فرستاد، چون سرپوش از روی سر برگرفتند و نظر رشید بر آن سر افتاد و آن شقاوت را از جعفر نگران شد، این امر بر وی عظیم و گران آمد، جعفر گفت هرچه بیندیشیدم هیچ چیزی را برای هدیه پیشگاه تو در این جشن نوروز و روز دلفروز بهتر از این نیافتم که سر دشمن تو و دشمن پدران تو را به حضور تو بفرستم، و این بود تا وقتی که هارون‏الرّشید اراده کشتن جعفر کرد. جعفر با مسرور کبیر گفت که امیرالمؤمنین به کدام جرم خون مرا روا شمرده؟ گفت به کشتن پسر عمّش به کشتن پسر عمّش عبداللَّه بن حسن بن علی بدون اذن او.
عمری نسّابه گفته که قبر عبداللَّه در بغداد در سوق‏الطّعام است و مشهدی [ مزاری ]دارد.(203) و اعقاب او در مدائن جماعت جماعت بسیارند و او را عقب از دو فرزند است: عباس و محمّد امیر جلیل شهید که معتصم خلیفه او را به زهر کشته، اما عباس بن عبداللَّه شهید عقبش قلیل است و در تاریخ قم است که پسرش عبداللَّه بن عباس با علی بن محمّد علوی صاحب زنج در بصره بوده، چون علی بن محمّد را بکشتند عبداللَّه بن عباس در قم ابوالفضل العباس و ابوعبداللَّه الحسین ملقّب به ابیض و سه دختر به وجود آمدند، و از عباس، ابوعلی احمد متولد شد و ابوعبداللَّه الأبیض به ری رفت و اعقاب او در ری‏اند. انتهی.
ابونصر بخاری گفته که حسین بن عبداللَّه بن عباس ابیض در سنه سیصد و نوزده در ری وفات کرد و قبرش ظاهر است و در قرب مزار حضرت عبدالعظیم علیه السلام و زیارت کرده می‏شود و عقبش منقرض شد و نسل محمّد بن عبداللَّه به حای ماند.(204)
مؤلف گوید: که از نسل عبداللَّه بن الحسن بن علی بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام که عباداللَّه الصالحین و از فقها و علما و متکلمین است ساکن نیشابور بوده و کتبی تصنیف کرده و در امامت و فرائض و غیره، و شیخ نجاشی و علامه و دیگران در کتب خود او را ذکر کرده‏اند.(205)