تربیت
Tarbiat.Org

حماسه کربلا (دمع السجوم)
حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

فصل ششم: در دفن مولانا الحسین علیه‏السلام

چون عمر سعد لعنة الله از کربلا کوچ کرد گروهی از بنی اسد ساکن قریه غاضریه آمدند و بر حسین علیه‏السلام و اصحاب او نماز خواندند و دفن کردند و حسین علیه‏السلام را در همین جا که قبر اوست به خاک سپردند و علی بن الحسین علیه‏السلام را پایین پای آن حضرت دفن کردند و برای دیگر شهدای اهل بیت و اصحاب که در آن حوالی بودند حفره کندند از جانب پای او همه را با هم در یک جا به خاک سپردند و عباس بن علی را در آن جا که کشته شده بود در راه غاضریه دفن کردند و اکنون قبر او بدان جا است.
و در کامل بهایی است که حر بن یزید را خویشان او در آن جا که کشته شد دفن کردند و گوید: بنی اسد بر سایر قبائل عرب فخر می‏کردند و به خود می‏بالیدند که ما بر حسین علیه‏السلام نماز گذاشتیم و او را با اصحاب او دفن کردیم.
و ابن شهرآشوب و مسعودی گفتند: یک روز پس از آن که آنها به شهادت رسیدند اهل غاضریه بدن آن‏ها را به خاک سپردند.
و ابن شهرآشوب بر این افزوده است که بنی اسد بیشتر آثار قبری کنده می‏یافتند و مرغانی سپید می‏دیدند و در تذکره سبط است که زهیر بن قین با حسین علیه‏السلام کشته شد و زنش با غلام وی گفت: برو و مولای خود را کفن کن او رفت و حسین علیه‏السلام را برهنه دید گفت: چگونه مولای خود را کفن کنم و حسین علیه‏السلام را برهنه گذارم به خدا قسم که نکنم پس حسین علیه‏السلام را در آن کفن پوشید و زهیر را کفنی دیگر کرد.
مؤلف گوید: بدان که در محل خود ثابت شده است که ولایت بر معصوم ندارد مگر معصوم و امام را باید امام غسل دهد و اگر امام در مشرق باشد و وصی او در مغرب خداوند میان آن‏ها جمع می‏کند.
مترجم گوید: در این جا فصلی مختصر آوریم در معنی امامت و وجوب لطف بر خداوند تعالی و شرایط امام که دانستن آن بر هر مکلفی واجب است و تقلید در آن جایز نیست.
از اصول مذهب ما آن است که خداوند تعالی عادل است و تا حجت بر بندگان تمام نکند آن‏ها را عذاب نفرماید و هم گوییم لطف بر او واجب است چنان که خود فرماید: کتب ربکم علی نفسه الرحمة.
و معنی لطف آن است که هرچه موجب نزدیکی مردم به طاعت خدا و دوری از معصیت باشد فراهم می‏کند تا آن حد که سلب اختیار از مردم نکند و کاری نمی‏کند که مجبور به اطاعت شوند بلکه کاری که اگر خواهند اطاعت کنند بتوانند.
و از جمله فروع این اصل وجود امام است در هر عصری که احکام الهی را بداند و معصوم باشد از معصیت و سهو و خطا و این دو شرط اساس امامت است چون اگر احکام الهی را نداند، مردم را از جهل نرهاند و اگر معصوم از گناه نباشد مردم را نتواند به ترک معاصی خواند و اگر سهو و خطا کند بر قول و فعل او اعتماد نماند چون هر گاه از او سوالی کردند و او جواب داد احتمال دهند او سهو کره است.
باز با این دو شرط واجب است خداوند عالم خلق و خلق او را به فتح و ضم چنان آفریند که موجب رمیدن مردم از وی نباشد یعنی نه در تن و نه در خوی او چیزی نباشد که مردم نفرت کنند از آن و اگر مردم را پرسند چرا عمل نیک نکردید و آن‏ها بگویند نمی‏دانستیم خدا بگوید فلان مرد به نیکی می‏فرمود چرا نزد او نرفتید آن‏ها بگویند نفرت کردیم و دیدن او را ناخوش داشتیم از بس تو او را منفور آفریده بودی حجت مردم تمام باشد.
و اگر بدخوی و زشت کردار باشد و مردم بدو رغبت نکنند یا حسب او بد و پست باشد و کاری نکوهید کند و یاوه‏گوی و هرزه و پست فطرت و بخیل باشد و هرچیز که موجب سبکی او در دیده مردم گردد و سبب نشنیدن فرمان او باشد امام از آن‏ها منزه است و آن حدیثی که گوید نعوذ بالله، پیغمبر در نماز سهو کرد و ذوالیدین به یاد او آورد و آن حضرت سجده سهو کرد چون مخالف با اصول مذهب است رد باید کرد از کجا دانیم که راوی این حدیث سهو نکرده باشد و هر کس که بر پیغمبر سهو روا دارد چرا بر راویان حدیث روا ندارد.
و آن کس که در فقه غوری دارد که بسیار مسائل در معاملات و نکاح و غیر آن هست که یک بار اتفاق افتاد و یک بار پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم حکم آن را بفرمود و هیچ تکرار نشد و همه مسلمانان به همان یک بار تمسک کنند و اگر سهو بر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم روا باشد چگونه تمسک توان کرد.
باز گوییم اموری دیگر از وظایف شخص امام است و دیگر آن را دانستن آن واجب نیست او خود تکلیف خود داند و ما گاهی بر حسب ظاهر ادله چیزی می‏گوییم و اگر نگوییم و ندانیم نیز تقصیر نکرده‏ایم مثل این که آیا امام را جایز است چون بر مسلمانی خشم گیرد و عقوبت او خواهد خانه او را خراب کند و بسوزاند چنان که در تواریخ آمده است که چون علی علیه‏السلام جریر بن عبدالله بجلی را به شام فرستاد و او با معاویه مساله کرد آن حضرت فرمود: خانه او را خراب کردند این عمل امیرالمؤمنین خود دلیل جواز است ولی تکلیف خود او است و ندانستن ما تقصیر نیست.
در فقه گویند: پسر بزرگتر اولی است به پدر خود در نماز و کفن و دفن و سایر امور وی و البته اگر امامی از دنیا برود و دو پسر داشته باشد یکی بزرگتر باشد عبدالله افلح فرزند حضرت صادق علیه‏السلام و دیگری کوچکتر مانند حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام ولایت پدر با امام است که وصی او است هر چند سنا کوچکتر باشد نه با آن پسر بزرگتر.
اما این که آیا امام خودش باید مباشر تجهیز باشد یا می‏تواند دیگری را مامور کند یا راضی شود به عمل دیگری اینها وظایف خود امام است و دانستن آن بر ما واجب نیست.
پس اگر امام زین العابدین علیه‏السلام از کوفه به کربلا آید برای حضور در دفن پدرش چنان که مضمون بعضی احادیث است یا نیاید و همان جا به عمل بنی اسد و دفن آن‏ها راضی باشد چنان که از کلام شیخ مفید و حدیث زائد و از علی بن الحسین علیهماالسلام معلوم می‏شود خود داند و دانستن آن بر ما واجب نیست.
اما علمای ما مانند شیخ طوسی رحمه الله حدیثی روایت کرده‏اند در احکام غسل میت از معاویه بن عمار که از خواص اصحاب امام جعفر صادق علیه‏السلام است که آن حضرت وصیت کرد معاویه بن عمار او را غسل دهد و پس از نقل این حدیث تعجبی ننمودند.
و آن را تأویل نکردند معلوم می‏شود اکثر این علما مانند شیخ مفید رحمه الله روا می‏شمردند غیر معصوم مباشر غسل معصوم گردد البته با رخصت یا رضایت ولی او و این که باید حتما مباشر غسل معصوم، معصوم باشد بین متاخرین، اخباریین معروف شده است و در میان علمای سابق که عارف به مسائل کلام و عقاید این فرقه بودند ثابت نبود و این همه کتاب که قدما در کلام و اصول عقاید و یا خصوص امامت نوشتند و شرایط امامت را برشمردند از این معنی نام نبردند.
مؤلف گوید: از حضرت امام محمد تقی علیه‏السلام روایت است که چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به جوار رحمت حق مشرف شد جبرئیل با روح و فرشتگانی که هر شب قدر فرود می‏آیند آمدند دیده امیرالمؤمنین علیه‏السلام گشوده شد و دید چگونه آنان میان آسمان و زمین را پر کرده و مددکاری او می‏کنند در غسل پیغمبر و نماز گذاشتند بر وی و قبر کندند و کسی برای آن حضرت قبر نکند مگر ایشان و با امیرالمؤمنین در قبر رفتند و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را در قبر نهادند و آن حضرت سخن گفت و گوش امیرالمؤمنین علیه‏السلام باز شد و شنید که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرشتگان را به یاری او وصیت می‏کرد و بگریست و کلام فرشتگان را هم بشنید که می‏گفتند ما در سعی تقصیر نمی‏کنیم (و طواف کوی او را بر خویش واجب شماریم) که ولی ما بعد از تو او است اما ما را دیگر به چشم نبیند.(172)
و پس از گذشتن امیرالمؤمنین علیه‏السلام حسن و حسین علیهم السلام مانند همین دیدند الا آن که پیغمبر را هم با آن فرشتگان و روح دیدند و چون حسن علیه‏السلام درگذشت، حسین علیه‏السلام همان را بدید و پیغمبر و علی علیهماالسلام را با فرشتگان دید و علی بن الحسین علیهماالسلام پس از پدر هما ندید. آه‏
و در احتجاج مولانا الرضا بر واقفیه است که علی بن ابی حمزه با آن حضرت گفت: ما از پدران تو روایت کرده‏ایم که متولی امر امام نمی‏شود مگر امامی مثل او.
حضرت فرمود: مرا خبر ده که حسین علیه‏السلام امام بود یا نبود. گفت: پس که متولی امر او گشت.
علی بن ابی حمزه گفت: علی بن الحسین علیهماالسلام امام فرمود؛ علی بن الحسین علیه‏السلام کجا بود او که محبوس و در دست عبیدالله اسیر بود. علی گفت: پنهان و پوشیده از کسان عبیدالله بیرون رفت و متولی امر پدر شد و بازگشت.
امام فرمود: آن کس که علی بن الحسین را قدرت داد که به کربلا آید و متولی امر پدر گردد قدرت می‏دهد صاحب این امر به بغداد آید و متولی امر پدر شود و باز گردد در حالتی که در زندان بود و نه اسیر انتهی.
مترجم گوید: شیخ صدوق علیه الرحمه در عیون اخبار الرضا احادیثی در باب وفات موسی بن جعفر علیهما السلام روایت کرده است متضمن این که متولی امر آن حضرت غیر حضرت رضا علیه‏السلام بود.
و در روایتی از عمر بن واقد آورده است که او گفت: من آن حضرت را دفن کردم و پس از آن‏ها خود شیخ صدوق می‏فرماید واقفیه بدین احادیث نتوانند بر ما ایراد کنند. برای آن که امام صادق علیه‏السلام فرمود: جائز نیست امام غسل بدهد مگر کسی که امام باشد پس اگر کسی به غیر حق ارتکاب این نهی کرد و امام را غسل داد به سبب این عمل او امامت امام لاحق باطل نمی‏شود و نفرمود امام نیست مگر کسی که امام سابق را غسل بدهد انتهی.
و برای اختلاف احادیث در این مسئله توقف باید کرد.
شیخ صدوق از ابن عباس روایت کرده است که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را در خواب دید ژولیده موی و گردآلوده و شیشه پرخون در دست داشت پرسید: یا رسول الله این خون چیست؟ فرمود: این خون حسین علیه‏السلام است همین امروز از زمین برداشته‏ام و از آن روز حساب نگاه داشت تا معلوم گردید آن حضرت همان روز کشته شده است.
و شیخ طوسی به اسناده از حضرت صادق علیه‏السلام روایت کرد که بامدادی ام سلمه را دیدند گریان و پرسیدند از چه می‏گریی؟ گفت: پسرم حسین علیه‏السلام دوش کشته شد برای آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را از زمان رحلت تا دیشب در خواب ندیده بودم دیشب دیدم گرفته و اندوهناک، با او گفتم: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم چون است تو را محزون می‏بینم؟ فرمود: امشب برای حسین و اصحاب او قبر می‏کندم.
و روایات به مضمون این بسیار است و در مناقب گوید: که در اثر از ابن عباس روایت شده است که پس از قتل حسین علیه‏السلام پیغمبر را در خواب دید گردآلود، پای برهنه و گریان دامن پیراهن دست گرفته و تلاوت می‏فرمود: و لا تحسبن الذین غافلا عما یعمل الظالمون(173) فرمود: من به کربلا رفته بودم و خون حسین علیه‏السلام را از زمین برداشتم و اینک در دامن من است و اکنون نزد پروردگار می‏روم تا با آن‏ها مخاصمت کنم.
و در کامل ابن اثیر است که ابن عباس گفت: پیغمبر را در آن شبی که حسین علیه‏السلام کشته شد در خواب دیدم شیشه در دست داشت و خون در آن جمع می‏کرد گفتم یا رسول الله اینها چیست؟ فرمود: خون حسین علیه‏السلام و اصحاب اوست نزد خداوند می‏برم پس ابن عباس صبح برخاست و مردم را از قتل آن حضرت خبر داد و بعد از آن که خبر رسید، دانستند آن حضرت در آن روز کشته شده بود.
مؤلف گوید: در کتب معتبر کیفیت دفن حسین علیه‏السلام و اصحاب او به تفصیل بیان نشده است و از روایت شیخ طوسی چنان معلوم می‏شود که بنی اسد بوریای نو آوردند و زیر بدن امام بگستردند چون از دیزج روایت کرده است گفت: که با غلامان نزدیک و خواص خود آمدم و قبر مطهر را شکافتم بوریای نو دیدم و بدن آن حضرت بر آن بوریا بود و بوی مشک شنیدم پس آن را به حال خود گذاشتم و گفتم خاک ریختند و آب جاری کردم.
و نیز از ابی‏الجارود روایت کرده است که قبر آن حضرت را از جانب سر و از جانب پا بشکافتند از آن بوی مشک اذفر شنیدند و در آن شک نکردند.
و در حدیث مشهور از زایده که صدر آن در آخر فصل سابق بگذشت وارد است که جبرئیل با رسول خدا گفت: این نواده تو و اشارت به حسین علیه‏السلام کرد با گروهی از فرزندان و اهل بیت و نیکان امت تو در کنار فرات در زمینی که کربلا خوانند کشته شوند تا این که گفت: وقتی این گروه سوی خوابگاه خویش شتافتند خدای عز و جل به دست خود جان آن‏ها را قبض کند و فرشتگان از آسمان هفتم به زمین آیند ظرفها از یاقوت و زمرد در دست باشند پر از آب زندگانی با حله‏های بهشتی و بوی خوش از بهشت آورند و بدان آب آن‏ها را بشویند و در آن حله‏ها کفن کنند و بدان بوی خوش حنوط و فرشتگان صف در صف بر آن‏ها نماز گذارند.
آن گاه خداوند برانگیزاند گروهی از امت تو که کافران آن‏ها را نشناسند و ایشان در این خون‏ها شریک نشده باشند نه به گفتار و نه به کردار و نه نیت و آن اجسام را به خاک سپارند و برای قبر حسین علیه‏السلام علامتی نهند در آن بیابان تا برای اهل حق نشانه باشد و برای مؤمنین موجب رستگاری گردد و از هر آسمان هر شبانه روز صد هزار فرشته برگرد او باشند بر وی درود فرستند و خدای را تسبیح کنند و برای زوار مغفرت از خدای خواهند و نام هر زائر که آن جا آید بنویسند. آه‏