تربیت
Tarbiat.Org

منازل الآخرة (حکایات و روایات مرگ و عالم پس از مرگ)
حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

خاتمه: عذاب جهنم‏

1- به سند صحیح از ابو بصیر منقول است که به خدمت امام جعفر صادق (ع) عرض کردم که ای فرزند رسول خدا مرا بترسان از عذاب الهی که دلم بسیار قساوت گرفته. فرمود: ای ابو محمد، برای زندگانی دور و دراز که زندگی آخرت است آماده باش که آنها را نهایت نیست و به فکر زندگی و توشه آن باش و بدان که روزی جبرئیل به نزد حضرت رسول صلی الله علیه و آله رو ترش کرده و آثار اندوه در چهره‏اش ظاهر بود، و پیش از آن، هر گاه می‏آمد متبسم و خندان و خوشحال می‏آمد پس حضرت فرمود که ای جبرئیل چرا امروز چنین غضبناک و محزون آمده‏ای؟ جبرئیل گفت که امروز دم‏هایی را که بر آتش جهنم می‏دمیدند از دست گذاشتند. فرمود: دم‏های آتش جهنم چیست ای جبرئیل؟ گفت: ای محمد حق تعالی امر فرمود که هزار سال بر آتش جهنم دمیدند تا سفید شد پس هزار سال دیگر دمیدند تا سیاه شد، و اکنون سیاه است و تاریک، اگر قطره‏ای از ضریع - که عرق اهل جهنم است که در دیگهای جهنم جوشیده و به عوض آب به اهل جهنم می‏خورانند - در آبهای اهل دنیا بریزند همگی از بوی گندش بمیرند و اگر یک حلقه از زنجیری که هفتاد ذرع است و بر گردن اهل جهنم می‏گذارند بر مردم دنیا بگذارند از گرمی آن تمام مردم دنیا بسوزند و اگر پیراهنی از پیراهنهای اهل آتش را در میان زمین و آسمان بیاویزند اهل دنیا از بوی بد آن هلاک می‏شوند. چون جبرئیل (ع) اینها را بیان فرمود حضرت رسول صلی الله علیه و آله و جبرئیل هر دو به گریه در آمدند. پس حق تعالی ملکی به سوی ایشان فرستاد که پروردگار شما سلام می‏رساند و به شما می‏فرماید که من شما را ایمن گردانیدم از آنکه گناهی کنید که مستوجب عذاب من شوید. پس بعد از آن، هر گاه که جبرئیل به خدمت آن حضرت می‏آمد متبسم و خندان بود پس حضرت صادق (ع) فرمود که در آن روز، اهل آتش عظمت جهنم و عذاب الهی را می‏داند، و اهل بهشت عظمت بهشت و نعیم آن را می‏داند؛ و چون اهل جهنم داخل جهنم شوند هفتاد سال سعی می‏کنند تا خود را به بالای جهنم برسانند چون به کنار جهنم می‏رسند ملائکه گرزهای آهنین بر کله ایشان می‏کوبند تا به قعر جهنم بر می‏گردند، پس پوستهای ایشان تغییر می‏کند و پوست تازه بر بدن ایشان می‏پوشانند که عذاب در ایشان بیشتر تأثیر کند. پس حضرت به ابی‏بصیر گفت که آنچه گفتم، تو را کافی است؟ گفت: بس است مرا و کافی است.
2- در خبری از حضرت صادق (ع) منقول است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که در لیلة المعراج چون داخل آسمان اول شدم هر ملکی که مرا دید خندان و خوشحال شد تا آنکه رسیدم به ملکی از ملائکه که عظیم‏تر از او ملکی ندیدم با هیئتی بسیار زننده در حالی که غضب از جبینش ظاهر بود پس آنچه ملائکه دیگر از تحیت و دعا نسبت به من بجا آوردند، او بجا آورد لکن نخندید و خوشحالی که دیگران داشتند او نداشت. از جبرئیل پرسیدم که این کیست که من از دیدن او بسیار ترسان شدم؟ گفت: گنجایش دارد که از او بترسی و ما همه از او می‏ترسیم؛ این خازن جهنم است و هرگز نخندیده است و از روزی که حق تعالی او را سرپرست جهنم کرده تا امروز پیوسته خشم و غضبش بر دشمنان خدا و اهل معصیت زیاده می‏گردد، و خدا به این ملک می‏فرماید: که انتقام از ایشان بکشد، و اگر با کسی به خنده ملاقات کرده بود یا بعد از این می‏کرد البته بر روی تو می‏خندید و از دیدن تو اظهار فرح می‏نمود. پس من بر او سلام کردم و او پاسخم را بشارت به بهشت داد، پس من به جبرئیل گفتم به سبب منزلت و شوکت او در آسمانها که جمیع اهل سماوات او را اطاعت می‏نمودند به مالک بفرما که آتش دوزخ را به من بنمایاند. جبرئیل گفت: ای مالک، به محمد آتش جهنم را بنمایان. پس مالک پرده را بر گرفت و دری از درهای جهنم را گشود ناگاه از آن، زبانه‏ای به آسمان بلند شد و به خروش آمد که در بیم شدم. پس گفتم: ای جبرئیل بگو که پرده را بیندازد.
فی الحال مالک امر فرمود آن زبانه را که به جای خود برگردد، پس برگشت.
3- به سند معتبر از حضرت صادق (ع) منقول است که حق تعالی هیچ کس را خلق نفرموده مگر آنکه منزلی در بهشت و منزلی در جهنم برایش قرار داده است، پس چون اهل بهشت در بهشت و اهل جهنم در جهنم ساکن می‏شوند منادی، اهل بهشت را صدا می‏زند که به سوی جهنم نظر کنید پس به سوی جهنم نظر می‏کنند و منزلهای ایشان را در جهنم می‏بینند که این منزلی است که اگر معصیت الهی می‏کردید داخل این منازل می‏شدید؛ پس ایشان را آنچنان فرح و شادی روی دهد که اگر مرگ در بهشت باشد از شادی آنکه از چنین عذابی نجات یافته‏اند بمیرند. پس منادی اهل جهنم را ندا کند که به جانب بالا نظر کنید، چون نظر کنند منازل ایشان را در بهشت و نعمتهائی که در آنجا مقرر شده ببینند به ایشان بگویند که اگر اطاعت الهی می‏کردید این منازل در اختیار شما بود؛ پس ایشان را اندوه فرا گیرد که اگر مرگ باشد بمیرند. پس منازل اهل جهنم را در بهشت به نیکوکاران دهند و منازل اهل بهشت را در جهنم به بدکاران دهند و این است تفسیر آیه که حق تعالی در شأن اهل بهشت می‏فرماید، که ایشانند وارثانی که بهشت را به میراث برند و در آن مخلد و پایدار خواهند بود.
4- و نیز از آن حضرت مرویست که چون اهل بهشت داخل بهشت شوند و اهل جهنم به جهنم در آیند منادی از جانب خداوند ندا کند که ای اهل بهشت و ای اهل جهنم، اگر مرگ به صورتی از صورتها در آید خواهید شناخت؟ گویند: نه. پس مرگ را به صورت گوسفند سیاه و سفیدی در میان بهشت و دوزخ بیاورند و به ایشان گویند: ببینید، این مرگ است. پس حق تعالی امر فرماید که آن را ذبح کنند آنگاه می‏فرماید که ای اهل بهشت! همیشه در بهشت خواهید بود و مرگی برای شما نیست، و ای اهل جهنم، همیشه در جهنم خواهید بود و برای شما مرگ نیست؛ و این است قول خداوند عالمیان که فرمود و انذرهم یوم الحسرة اذ قضی الامر. بترسان ایشان را از روز حسرت در روزی که کار هر کس منقضی شده و به پایان رسیده باشد و ایشان از آن روز غافلند. حضرت فرمود: مراد این روز است که حق تعالی اهل بهشت و جهنم را فرمان می‏دهد که همیشه در جای خود باشند و مرگ برای ایشان نباشد و در آن روز اهل جهنم حسرت برند ولی سودی ندهد و امید ایشان قطع گردد.
5- از حضرت امیرالمؤمنین منقول است که فرمود: برای اهل معصیت نَقبها(30) در میان آتش زده‏اند، و پاهای ایشان را در زنجیر کرده‏اند، و دستهای ایشان را در گردن غل کرده‏اند، و بر بدنهای ایشان پیراهنهائی از مس گداخته پوشانیده‏اند و جبه‏ها از آتش برای ایشان بریده‏اند، در میان عذابی گرفتارند که گرمیش به نهایت رسیده و درهای جهنم را بر روی ایشان بسته‏اند، پس هرگز آن درها را نمی‏گشایند و هرگز نسیمی بر ایشان داخل نمی‏شود و هرگز غمی از ایشان برطرف نمی‏شود، عذاب ایشان پیوسته شدید است و عقاب ایشان همیشه تازه است، نه خانه ایشان و نه عمر ایشان به سر می‏آید؛ به مالک استغاثه می‏کنند که از پروردگار خود بخواه که ما را بمیراند. در جواب می‏گوید که همیشه در این عذاب خواهید بود.
6- به سند معتبر از حضرت صادق (ع) منقول است که در جهنم چاهی است که اهل جهنم از آن استعاذه می‏نمایند و آن جای هر متکبر جبار و معاند است و هر شیطان متمرد و هر متکبری که ایمان به روز قیامت نداشته باشد و هر که عداوت آل محمد صلی الله علیه و آله داشته باشد. و فرمود: کسی که در جهنم عذابش از دیگران سبک‏تر باشد کسی است که در دریای آتش باشد و دو نعل از آتش در پای او و بند نعلینش از آتش باشد که از شدت حرارت مغز دماغش مانند دیگ در جوش باشد و گمان کند که از جمیع اهل جهنم عذابش بدتر است و حال آنکه عذاب او از همه آسانتر باشد.