تربیت
Tarbiat.Org

منازل الآخرة (حکایات و روایات مرگ و عالم پس از مرگ)
حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

عقبه دوم، ضَغطَه و فشار قبر است‏

و آن عقبه‏ای است بسیار دشوار که تصورش دنیا را بر انسان تنگ می‏کند.
قال امیرالمؤمنین (ع): یا عباد الله ما بعد الموت لمن لا یغفر له اشد من الموت القبر فاحذروا ضیقه و ضنکه و ظلمته و غربته؛ ان القبر یقول کل یوم انا بیت الوحشة انا بیت الدود، و القبر روضة من ریاض الجنة او حفرة من حفر النار - الی ان قال - و ان معیشة الضنک التی حذر الله منها عدوه عذاب القبر؛ انه یسلط علی الکافر فی قبره تسعة و تسعین تنیناً فینهشن لحمه و یکسرن عظمه یترددن علیه کذلک الی یوم یبعث؛ لو ان تنیناً منها نفخ فی الارض لم تنبت زرعاً. یا عباد الله ان انفسکم الضعیفة و اجسادکم الناعمة الرقیقة التی یکفیها الیسیر تضعف عن هذا.(9)
و روایت شده است که حضرت صادق (ع) در آخر شب که از خواب بر می‏خاست صدا را بلند می‏نمود به حدی که اهل خانه بشنوند و می‏گفت: اللهم اعنی علی هول المطلع و وسع علی ضیق المضجع و ارزقنی خیر ما قبل الموت و ارزقنی خیر ما بعد الموت.
و از دعاهای آن حضرت است: اللهم بارک لی فی الموت، اللهم اعنی علی سکرات الموت، اللهم اعنی علی غم القبر، اللهم اعنی علی ضیق القبر، اللهم اعنی علی ظلمة القبر اللهم اعنی علی وحشة القبر، اللهم زوجنی من الحور العین.
بدان که عمده عذاب قبر از بی‏توجهی به نجاسات و نمامی و سخن چینی و غیبت و دور شدن مرد از خانواده خود است. و از روایت سعد معاذ استفاده می‏شود که بدخلقی مرد با خانواده خود و درشت گوئی با آنها، سبب فشار قبر می‏شود.
و در روایتی از حضرت صادق (ع) مرویست که هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه از برای او فشار قبر است. و در روایت دیگر است که از کفاره آن، نعمتی است که آن مؤمن تضییع کرده.
و شیخ صدوق (رحمة الله علیه) از حضرت صادق (ع) روایت کرده که مردی از علمای یهود را در قبرش نشاندند و گفتند: ما صد تازیانه به تو می‏زنیم، گفت: من طاقت ندارم. پس کم کردند تا رساندند به یکی و گفتند چاره‏ای از یک تازیانه نیست. گفت: به چه سبب مرا می‏زنید؟ گفتند به سبب آنکه روزی نماز را بدون وضوء خواندی و بر ناتوانی گذشتی و او را یاری نکردی پس او را یک تازیانه از عذاب الهی زدند که قبرش پر از آتش شد.
و نیز از آن حضرت روایت کرده که هر مؤمنی که برادر مؤمنش از او چیزی بخواهد و او توانایی داشته باشد که خواسته او را بر آورد ولی چنین نکند خداوند در قبر مار بزرگی را بر او مسلط می‏کند تا همیشه انگشتان او را بگزد و در روایت دیگر است که تا روز قیامت انگشتان او را بگزد.