تربیت
Tarbiat.Org

توتیای دیدگان زندگانی خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله)
حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

تدفین پیکر نازنین پیامبر صلی الله علیه و آله‏

شیخ مفید گوید:
آنگاه که مسلمانان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز گزاردند، عباس بن عبدالمطلب مردی را به دنبال ابو عبیدة بن جراح - که برای مردم مکه قبر می‏کند و آن را می‏ساخت - فرستاد و مرد دیگری را به نزد زید بن سهل - که برای مردم مدینه گور و لحد می‏ساخت - فرستاد. آنان را خواست و گفت: خداوندا، (یکی از این دو نفر را) برای پیامبرت انتخاب کن.
ابو طلحه زید بن سهل را یافتند. به او گفتند: گوری برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حفر کن. او گوری کند و لحدی ساخت. آنگاه امیرالمؤمنین علیه السلام و عباس بن عبدالمطلب و فضل بن عباس و اسامة بن زید داخل (خانه) شدند تا کار دفن آن حضرت را ترتیب بدهند. انصار از پشت خانه فریاد زدند: ای علی! امروز خدا را و حقمان را نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله یادآوری می‏کنیم؛ یکی از ما نیز در کار دفن رسول خدا صلی الله علیه و آله دخالت داشته باشد.
فرمود: اوس بن خولی وارد شود. اوس مردی فاضل از بنی عوف از قبیله خزرج و از شرکت کنندگان در جنگ بدر بود. وارد خانه شد. امام فرمود: وارد قبر شو. وارد شد. آنگاه پیکر آن حضرت را روی دستان او قرار داد و بدن را در قبر نهاد. پس از آن فرمود تا خارج شود و خود وارد قبر شد و روی چهره آن حضرت را باز کرد و گونه حضرتش را بر خاک نهاد. به طوری که (پیکر مطهر) از طرف راست به سمت قبله قرار گرفت. بالای آن خشت گذاشت و سپس بر آن خاک ریخت.(640)
روایت شده است که مولای متقیان علیه السلام قبر را چهار گوشه ساخت.(641)
از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود:
شقران غلام رسول خدا صلی الله علیه و آله قطیفه را در قبر آن حضرت انداخت.(642)
و نیز فرمود:
امیر علیه السلام بر قبر پیامبر صلی الله علیه و آله خشت قرار داد.(643)
و نیز فرماید:
قبر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با سنگریزه‏های سرخ رنگ پوشیده شده بود.(644)
حمیری(645) روایت کرده است:
قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله به اندازه یک وجب و چهار انگشت از زمین بالاتر بود و آب بر آن پاشیدند. امام علی علیه السلام فرمود: سنت است که بر قبر آب بپاشند.(646)
بصائر الدرجات از امام صادق علیه السلام روایت کرده است:
آنگاه که رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت فرمود، جبرئیل علیه السلام به همراه فرشتگان و روح - که شبهای قدر فرود می آیند - نازل شدند... دیدگان امیر مؤمنان علیه السلام را باز نمودند و آن حضرت آن فرشتگان را دید که از دورادور آسمانها تا زمین همراه وی رسول خدا صلی الله علیه و آله را غسل می‏دهند و با او بر ایشان نماز می‏گزارند و قبر حفر می‏کنند. به خدا سوگند جز آنها کسی حاضر نبود؛ تا آنگاه که آن حضرت را در قبر نهادند، همراه کسانی که در قبر رفتند وارد شدند و آن حضرت را در گور نهادند.
آن حضرت به سخن درآمد. گوش جان را برای امیر مؤمنان علیه السلام باز کردند؛ شنید که رسول خدا صلی الله علیه و آله به آنان درباره وی سفارش می‏کند. امیر مؤمنان علیه السلام گریست و شنید که می‏گویند: از هر گونه کمکی به او دریغ نخواهیم کرد؛ او پس از شما سرور ما خواهد بود ولی بعد از این نوبت ما را با چشمان خود نخواهد دید.(647)
در خطبه‏ای در نهج البلاغه می‏فرماید:
و لقد علم المستحفظون من اصحاب محمد صلی الله علیه و آله انی لم ارد علی الله و لا علی رسوله ساعة قط، و لقد واسیته بنفسی فی المواطن التی تنکص فیها الابطال، و تتأخر فیها الاقدام، نجدة اکرمنی الله بها. و لقد قبض رسول الله صلی الله علیه و آله و ان راسه لعلی صدری، و لقد سالت نفسه فی کفی، فامررتها علی وجهی و لقد ولیت غسله و الملائکة اعوانی، فضجت الدار و الافنیة؛ ملأ یهبط، و ملأ یعرج، و ما فارقت سمعی هینمة منهم، یصلون علیه حتی واریناه فی ضریحه، فمن ذا احق به منی حیاً و میتاً(648)
آن دسته از اصحاب و یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله که حافظان و نگهداران اسرار او هستند، به خوبی می‏دانند که من حتی یک لحظه به معارضه با (احکام و دستورات) خدا و پیامبر برنخاستم؛ بلکه در صحنه‏های نبردی که شجاعان قدمهایشان می‏لرزید و پشت کرده فرار می‏کردند با جان خویش پیامبر را یاری کردم و این شجاعتی است که خداوند مرا به آن گرامی داشته است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی که سرش بر سینه‏ام قرار داشت رحلت فرمود و جانش در کف من روان شد؛ آن را به چهره کشیدم. من عهده‏دار غسل آن حضرت بودم و فرشتگان مرا یاری می‏کردند. در و دیوار خانه به ضجه درآمده بودند. گروهی (از فرشتگان) به زمین می‏آمدند و گروهی به آسمان می‏رفتند. گوش من از صدای آهسته آنان - که بر آن حضرت نماز می‏خواندند - خالی نمی‏شد؛ تا آنگاه که آن حضرت را در آرامگاهش به خاک سپردیم. بنابراین چه کسی به آن حضرت، چه به هنگام حیات و چه پس از مرگ، از من سزاوارتر است؟!
گفته‏اند که مراد از روان شدن نفس، خروج آرام روح پس از قطع تنفس است؛ و نیز گفته‏اند که منظور حضرت از جان پیامبر خون ایشان است؛ و نیز گفته‏اند که به هنگام رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله خون کمی از دهان بیرون ریخت و علی علیه السلام آن را بر چهره خویش کشید و الله العالم.
شیخ مفید فرماید:
به هنگام به خاک سپردن رسول خدا صلی الله علیه و آله بیشتر مردم حضور نداشتند زیرا مهاجرین و انصار بر سر خلافت مشاجره می‏کردند و اغلب آنان نتوانستند بر بدن آن حضرت نماز گزارند. حضرت فاطمه سلام الله علیها فریاد زد: چه بامداد بدی! ابوبکر صدای ایشان را شنید و گفت: بامداد شما بامداد بدی است!(649)
و ابن عبدربه در العقد الفرید از انس بن مالک روایت کرده که گفت:
هنگامی که از دفن رسول خدا صلی الله علیه و آله فارغ شدیم، حضرت فاطمه سلام الله علیها پیش من آمد و گفت: ای انس! چگونه راضی شدید که بر رسول خدا خاک بریزید؟! سپس گریست و فریاد زد: ای پدر! دعوت خدایی را اجابت کردی که فرا خواندت. پدر، چه نزدیک هستی به خدایت!.(650)
سید ابن طاووس در کشف المحجه برای فرزندش می‏گوید:
و از جمله عجیبترین چیزهایی که در کتب مخالفان دیدم - و طبری نیز آن را در تاریخ خود آورده - آن است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز دوشنبه وفات یافت و در روز چهارشنبه دفن گردید و در روایتی دیگر سه روز (بر روی زمین) باقی بود تا به خاک سپرده شد.
و ابراهیم ثقفی در جزء چهارم کتاب معرفه(651) با اطمینان گفته است:
(جنازه مطهر) پیامبر صلی الله علیه و آله سه روز (بر روی زمین) ماند تا دفن شد؛ و این به واسطه پرداختن آنان به زمامداری ابوبکر و کشمکشهای آنان در این امر بود.
پدرت علی علیه السلام نمی‏توانست رسول خدا صلی الله علیه و آله را ترک کند و نه می‏توانست ایشان را قبل از نماز گزاردن آن مردم دفن نماید؛ زیرا که اگر چنین می‏کرد، در امان نبود از این که او را بکشند. یقیناً نبش قبر می‏کردند و (جنازه) آن حضرت را بیرون می‏آوردند و می‏گفتند که آن حضرت را در زمان یا جایگاه نامناسب دفن کرده است!
خداوند عز و جل از رحمت و عنایت خود دور گرداند آنهایی را که پیامبر را در بستر مرگ واگذاشتند و به ولایتی که ریشه آن نبوت و رسالت او بود، مشغول شدند تا آن را از اهل بیت و عترت او خارج گردانند! فرزندم به خدا سوگند که نمی‏دانم چگونه عقلها و جوانمردی و دلهایشان و همنشینیهای مهربانانه آن حضرت با ایشان و نیکویی آن حضرت به این مردم اجازه داد که چنین اهانتی را روا دارند؟!
زید فرزند مولا زین العابدین علیه السلام می‏فرماید:
و الله لو تمکن القوم ان طلبوا الملک بغیر التعلق باسم رسالته کانوا قد عدلوا عن نبوته.
به خدا سوگند، اگر آن گروه می‏توانستند ریاست را بدون آویختن به نام رسالت آن حضرت به دست بیاورند، از نبوت ایشان روی می‏گرداندند. و خداوند یاور است.(652)
و نیز گوید:
از جمله حقوق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از وفات و به خصوص روز وفات آن حضرت آن است که مسلمانان همگی بر خاک بلکه بر خاکستر بنشینند و بهترین لباسی که مصیبت‏زدگان می‏پوشند - که لباس سیاه است - بر تن کنند و در آن روز از خوردن و نوشیدن دست کشند و مردان و زنان همه به شیون و زاری و گریه بپردازند؛ روزی است که روزی مانند آن در جهان نبوده و نخواهد بود.(653)
به دست گنهکار مؤلف، عباس بن محمد رضا قمی - که آمرزیده باد - نوشته شد.