تربیت
Tarbiat.Org

توتیای دیدگان زندگانی خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله)
حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

فروتنی آن حضرت با همه علو منزلت و مقام‏

تواضعش از همه مردم بیشتر بود. کافی است بدانیم که او بین اینکه پیامبری باشد خاک نشین یا پادشاهی پیامبر - بی‏آنکه با انتخاب دومی از مقامش کاسته شود - نخستین را انتخاب کرد.(355)
و از ابو امامه(356) روایت شده که گفت:
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حالی که بر عصای خویش تکیه داشت بر ما وارد شد. برای ایشان از جای برخاستیم. فرمود: مانند غیر عربها - که یکدیگر را تعظیم می‏کنند - برنخیزید.
انس گوید:
(مردم) هیچکس را به اندازه رسول خدا صلی الله علیه و آله دوست نداشتند و هر گاه ایشان را می‏دیدند - چون می‏دانستند از این کار کراهت دارد - از جای برنمی‏خاستند.(357)
اگر آن حضرت به مجلسی وارد می‏شد، به هنگام ورود در نزدیکترین (جای) مجلس می‏نشست.(358)
روی زمین می‏نشست و روی زمین غذا می‏خورد؛ و می‏فرمود:
من بنده‏ای بیش نیستم؛ همانگونه که یک بنده غذا می‏خورد، غذا می‏خورم و آنچنانکه او می‏نشیند، می‏نشینم.(359)
امام صادق علیه السلام فرمود:
از زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به پیامبری مبعوث شد تا آخر عمر، برای فروتنی در مقابل خداوند عز و جل، تکیه داده غذا نخورد.(360)
و فرمود:
روزی زن بد زبانی به آن حضرت - که غذا می‏خورد و بر روی زمین نشسته بود - گذشت و گفت: ای محمد! به خدا سوگند که مانند بندگان غذا می‏خوری و مانند آنان می‏نشینی! حضرتش پاسخ فرمود: چه می‏گویی؟! کدام بنده از من بنده‏تر است؟! زن گفت: لقمه‏ای از غذایت به من بده. پیامبر صلی الله علیه و آله لقمه‏ای از غذای خویش به او داد. گفت: خیر، به خدا باید لقمه‏ای را که در دهان داری بدهی. آن حضرت لقمه را از دهان بیرون آورد و به او داد و آن زن لقمه را خورد. (امام علیه السلام فرمود:) آن زن تا هنگام مرگ هرگز بیمار نگردید.(361)
و نیز می‏فرماید:
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دوست می‏داشت که بر الاغ زین شده سوار شود و بر روی زمین با بندگان غذا بخورد و به دست خود به فقیر کمک کند.(362)
رسول خد صلی الله علیه و آله بر الاغ سوار می‏شد و غلام خویش و یا دیگران را پشت خود می‏نشاند. بر هر چه فراهم بود سوار می‏شد؛ اسب یا قاطر یا الاغ. در جنگ بنی قریظه بر الاغی سوار بود که طنابی از لیف درخت خرما بر گردن آن آویخته بودند و پالانی از (همان) لیف بر پشت الاغ بود.
از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود:
رسول خدا صلی الله علیه و آله برای انجام کاری از خانه خارج شد و فضل بن عباس را بیرون خانه دید. فرمود: این جوان را پشت من قرار دهید. (آنگاه) پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با دست خویش از پشت آن جوان را نگه داشت و فرمود:
یا غلام! خف الله تجده امامک. یا غلام! خف الله یکفک ما سواه.
ای جوان! از خدا بترس؛ او را در برابر خود (در کارها) خواهی یافت. ای جوان! از خدا بترس؛ تو را از همه کس غیر از خودش بی‏نیاز می‏کند.(363)
و روایت شده که آن حضرت در حجة الوداع - زمانی که از عرفات حرکت فرمود - اسامه را پشت سر خود بر الاغ سوار نمود و زمانی که از مشعر الحرام حرکت فرمود فضل را همراه داشت. دمیری گوید:
حافظ ابن منده گفته است: کسانی را که پیامبر صلی الله علیه و آله همراه خویش سوار نموده سی و سه تن بوده‏اند.(364)
سیره نویسان گفته‏اند: پیامبر خدا در خانه با اهل خانه کمک می‏کرد. گوشت را تکه تکه می‏نمود و بنده‏وار سر غذا می‏نشست. انگشتان خویش را پس از پایان غذا می‏لیسید و هرگز پر نمی‏خورد. گوسفندش را می‏دوشید و پیراهن خویش را وصله می‏کرد. نعلین خود را می‏دوخت و کارهای خود را شخصاً انجام می‏داد. خانه را جاروب می‏کرد و شتر را می‏بست و شتر آبکش خود را علوفه می‏داد. با خدمتکار گندم آرد می‏کرد و آن را خمیر می‏نمود. اشیایی را که از بازار می‏خرید شخصاً حمل می‏کرد و آب وضوی شبش را شخصاً آماده می‏نمود. با فقیران می‏نشست و با بینوایان غذا می‏خورد و با دست خویش به آنها غذا می‏داد.